...::کلاشینـکـف دیـجیتال::...
نیش کلاش از بهر کین نیست، اقتضای طبیعتش اینجوریه!
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: بهمن هدایتی - پنجشنبه ٢۱ خرداد ۱۳۸۸

نامه بی سابقه هاشمی رفسنجانی به رهبری(+) را حتما همه خوانده اید، ظاهر محتوای نامه این است که یک یار قدیمی و همسنگر دیرین و دلسوز و مظلوم و دلشکسته به دوست و همسنگرش که امروز "رهبر" است، نامه نوشته است و از اظهارات غیرمسئولانه و خلاف واقع احمدی نژاد علیه خود و خانواده اش گلایه کرده است،‌در نگاه اول به نظر می رسد هاشمی با یک چشم اشک و یک چشم خون این نامه را نوشته است.

اما این روی آشکار نامه رفسنجانی است، به نظرم برخلاف این ظاهر مظلومانه ، معصومانه و دلشکستانه، نامه هاشمی کاملا از موضع "فاتحانه" است،‌ اعلام "فتح" قبل از پایان رقابت،‌هاشمی به خوبی می داند بعد از پیروزی میرحسین، چند روز تشنج و جشن و بزن و بکوب می شود و از الان،‌این را به رخ می کشد.

اکبر در حال نگارش نامه به رهبری

 اگر بخواهیم بی تعارف و با واقع بینی محض به قضییه نگاه کنیم، نامه هاشمی رفسنجانی ، اساسا غیردوستانه و حتی تا اندازه ای تهدید آمیز است،  اما در عین حال آخرین قطرات وفاداری به چارچوب ها هم در آن دیده می شود! نمونه ای از پیچیدگی های اکبر در سیاست.

به بیان دیگر هاشمی با علم و یقین به پیروزی میرحسین موسوی در انتخابات و شکست احمدی نژاد در انتخابات این نامه را سه روز مانده به انتخابات خطاب به رهبری نوشته است.

اگر رفسنجانی یک درصد احتمال می داد احمدی نژاد پیروز می شود ،‌قطعا و قطعا این نامه را نمی نوشت و این ریسک عظمی را نمی کرد،  تشبیه احمدی نژاد به بنی صدر هم کاملا در این چارچوب است و نوعی گوشزد این نکته است که رهبر نباید از بنی صدر دوم حمایت کند، نوشتن جملاتی مثل " من ادامه وضع موجود را به مصلحت نمی دانم" ، "اکثریت ملت تحت تاثیر خلاف گویی ها قرار نمی گیرد" و ..همه از این باب است،‌هاشمی با این فرض که رهبری به وی پاسخ علنی نخواهد داد و بنابراین تقابل علنی(و به ضررش) نخواهد شد،‌این حرکت را شروع کرده است.

یکی از عکسهای واقعا واقعی اکبر!

قرینه دیگر بعد از این نامه،‌سایت های نزدیک به هاشمی بلافاصله بعد از این نامه، سعی کردند با انتشار خبر دیدار بسیار سازنده و مثبت هاشمی با رهبری و ...موج ایجاد شده را مدیریت کنند و سعی کنند در حالت تشنج،‌هم امتیاز بگیرند،‌البته رهبری هم استراتژی خاص خودشان را دارند...

-نکته : دوستان دوره طلبگی به اکبر، آیت الله چرچیل می گفتند!

بهمن هدایتی
عبدالله بن عبدالله بن عبدالله...بن آدم صفوه الله!
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من: