...::کلاشینـکـف دیـجیتال::...
نیش کلاش از بهر کین نیست، اقتضای طبیعتش اینجوریه!
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: بهمن هدایتی - دوشنبه ٩ آذر ۱۳۸۸

-چریک به مبارزی می گویند که حداکثری می جنگدد، همیشه و تا پای جان می جنگدد، سرباز نیست که برای جنگندگی اش پول یا مواجب بگیرد، برای عقیده اش جانانه می جنگدد، سر تسلیم و سازش ندارد، همیشه آماده مرگ و رویارویی با گلوله مستقیم است، چریک قهرمان می شود و  محترم، اسطوره می شود و ماندنی، حتی برای دشمنانش، خیلی هم فرقی نمی کند چه ایدئولوژی و دیدگاهی داشته باشد(ارنستو چه گوارا بارزترین این نمونه است)

-لقب " چریک پیر" را در ایران برای دو نفر بکار می برند:بهزاد نبوی و مهدی بازرگان:

-بهزاد نبوی، مهندس اصلاح طلبان است، دبیرکل در سایه مجاهدین انقلاب، معاون نخست وزیر در امور اجرایی در دولت محمدعلی رجایی، محمدرضا مهدوی کنی و میرحسین موسوی، وزیر صنایع سنگین در دولت میرحسین ؛سخنگوی دولت رجایی و همراهش در سفر نیویورک،بهزاد نبوی یکی از شخصیت هایی است که هم توان تشکیلاتی بالا دارد و هم تحلیل گر ارشد اصلاح طلبان است، اگر از رقبای راستی بپرسید "باهوش ترین چپی" کدام است یا اسم بهزاد را می برد یا حجاریان را ، بهزاد نبوی اصولا یکی از کسانی است که به همراه حجاریان و عبدی و موسوی خویینی ها و ...مفهوم اصلاحات را پرورش داده و عرضه کردند، بهزاد بعد از چهار بار تایید و رد صلاحیت، نایب رئیس مجلس ششم شد، نایب رئیسی که فرمانده بود در واقع، آن استعفای دسته جمعی را ترتیب داد و ...بعد از حوادث انتخابات ریاست جمهوری، بهزاد نبوی بازداشت و در دادگاه اصلاح طلبان حاضر، تنها جمله ای که از دفاعیات او در دادگاه درآمد این بود که "به میرحسین موسوی خیانت نمی کنم"، بهزاد نبوی به شش سال حبس محکوم شد، وقتی از زندان به خانه آمد،‌برای هوادارانش که گردش جمع شده بودند گفت که چطور مخفیانه برای همسرش در دادگاه معروف، بوسه فرستاده است، اووباید چند روز دیگر قلبش را عمل باز کند، بهزاد حالا شصت و هفت ساله است...

-مهدی بازرگانِ بعد از انقلاب را همه معمولا تا زمان استعفایش از نخست وزیری دولت موقت(14 آبان 58) می شناسند، اما بازرگان دهه شصت تا زمان مرگ چندان شناخته شده نیست، بازرگان  همانقدر که  در دوره نخست وزیری اش به نرم خویی و  بذله گویی و لیبرال منشی شناخته می شد،به همان اندازه  در دوران بعدی،سرسخت بود و  حتی لجباز(عزت الله سحابی جایی گفته بود اصرار بازرگان برای استفاده از کراوات در هنگام نخست وزیری از لج انقلابیون بود) وقتی از نخست وزیری رفت و یک سال بعد نماینده تهران در مجلس شورای اسلامی شد، دو نامه سرگشاده و گله آمیز به امام خمینی نوشت، از قطب زاده دفاع کرد، از تریبون مجلس، رسما از امیرانتظام-که به اتهام جاسوسی محکوم شده بود- دفاع کرد، باز از پشت همان تریبون مجلس شورای اسلامی میان فریادهای مرگ بر بازرگان خلخالی و موحدی ساوجی و ...نسبت به ظهور  استبداد دینی هشدار داد، با ادامه جنگ بعد از فتح خرمشهر علیرغم نظر صریح امام و نظام مخالفت کرد،  وقتی دیگر نماینده نبود و مصونیت نداشت، فشارها زیاد شده بود به حاکمیت پیغام داد ما بین "حیات ذلیلانه و تعطیلی داوطلبانه" قطعا تعطیلی داوطلبانه را برمی گزینیم، در سال 66 به قول خودش پنبه ولایت مطلقه را با یک بیانیه تحلیلی مفصل زد، به حوادث سال 67 اعتراض کرد،اواخر عمرش، حتی نظریه "آخرت و خدا، هدف بعث انبیاء" را در مقابل نظریه محوری نظام جمهوری اسلامی(سیاست عین دیانت) مطرح کرد و ...وقتی در سی ام آبان 73 در سن هشتاد و هفت سالگی از دنیا رفت، رهبر همان نظامی که بازرگان بیشترین مخالفت را با او کرده بود، پیامی محترمانه در تجلیل از او صادر کرد.

-به نظر شما 50 سال بعد... بازهم چریک پیر لقب این دو نفر خواهد بود؟

بهمن هدایتی
عبدالله بن عبدالله بن عبدالله...بن آدم صفوه الله!
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من: