...::کلاشینـکـف دیـجیتال::...
نیش کلاش از بهر کین نیست، اقتضای طبیعتش اینجوریه!
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: بهمن هدایتی - پنجشنبه ۱٢ آذر ۱۳۸۸

اتفاق جالبی افتاده است! ماجرا از این جا شروع شد که آقای سیدعباس سیدمحمدی(+) در مورد سندیت و اصالت یکی از جملاتی که در پست قبلی به مهندس بازرگان نسبت داده بودم،‌تردید کردند و از سر پیگیری و دقت در یک حرکت بسیار تحسین برانگیز به آقای عبدالعلی بازرگان ایمیل زده اند و  نظر فرزند بازرگان را در این خصوص جویا شده اند،‌اما جمله ای که من نوشته بودم این بود:

"وقتی دیگر نماینده نبود و مصونیت نداشت، فشارها زیاد شده بود به حاکمیت پیغام داد ما بین "حیات ذلیلانه و تعطیلی داوطلبانه" قطعا تعطیلی داوطلبانه را برمی گزینیم"

آقای سید محمدی هم از عبدالعلی بازرگان سئوال کرده که لطفاً بفرماید عبارت دقیق بیانات مورد اشاره ی مرحوم بازرگان(همین جملات بولد شده بالا)چیست.جواب آقای عبدالعلی بازرگان که درتاریخ  سی نوامبر 2009 نوشته شده،‌بدین شرح است:

«جناب سید عباس سید محمدی  
حاکمیت در طول سی سال گذشته بارها تلاش کرده است نهضت را تعطیل کند ولی نهضت هرگز راسا اعلام نکرده است که داوطلبانه فعالیتش را تعطیل میکند، حتی برای یکروز»

عبدالعلی بازرگان، فرزند مهندس بازرگان

عبدالعلی بازرگان

آقای سیدمحمدی در ادامه مطلب خود نوشته است: من از نوشته ی بهمن هدایتی، نفهمیدم که منظور از «ما»، در جمله ی «ما بین "حیات ذلیلانه و تعطیلی داوطلبانه" قطعا تعطیلی داوطلبانه را برمی گزینیم»، نهضت آزادی است. خب البته یک مقدار کم هوشی ی من بود.
ــ طبق جواب عبدالعلی بازرگان، ظاهراً «ما» = «نهضت آزادی».
ــ عبدالعلی بازرگان جواب نداد که اصولاً انتساب جمله ی نقل شده، به مرحوم مهدی بازرگان، صحت دارد یا نه.
ــ اگر مضمون آنچه بهمن هدایتی نقل کرده، درست باشد، و جواب عبدالعلی بازرگان هم درست باشد، شاید منظور مرحوم مهدی بازرگان مطلبی باشد که نیاز به مقداری توضیح دارد.
ــ شاید اساساً آنچه بهمن هدایتی نقل کرده، از مرحوم مهدی بازرگان صادر نشده است. نمی دانم.

آقای سید عباس سیدمحمدی، بلاگر نکته بین و دقیق

آقای سیدمحمدی، بلاگر دقیق و پیگیر

***

بنده هم وقتی این مطلب را دیدم،‌ خورد و خوراک و خواب و همه کارهای عادی ام را بر خودم حرام کردم تا بتوانم اصل مطلب را پیدا کنم،‌نهضت آزادی سایت بسیار کاملی دارد که متاسفانه امکان سرچ ندارد، از ساعت ٢ صبح پنجشنبه تا همین حالا که ساعت یک ربع به پنج باشد،‌ شروع کردم به گشتن و جوریدن و زیر و رو کردن اسناد نهضت آزادی، تا اینکه بالاخره مطلب مورد نظر را پیدا کردم :

مهندس بازرگان در تاریخ دوازدهم مهر ١٣۶٧ نامه ای سرگشاده به امام خمینی نوشته است (+) در بخش انتهایی این نامه،‌بازرگان نوشته است:

ماحصل کلام و خلاصه آنچه مدعیان خواسته و پرداخته‌اند اینست که اولاً نهضت آزادی ایران، با فلج شدن از داخل و لکه‌دار شدن در خارج، اسماً در صحنه سیاست و خدمت باقی بماند ولی عملاً منشاء اثر مثبتی نبوده حیات و حرکت چندان، جز در زیر ذره‌بین اطلاعاتی آنها و خنثی شدن قبلی کارها نداشته باشد. ثانیاً با تظاهر به اینکه در جمهوری اسلامی ایران حزب قانونی مخالف (و شاید چند حزب دیگر و گروههای فرمایشی) حضور و فعالیت و امنیت دارند، بتوانند به تبلیغات نادرست سیاسی و انتخاباتی و به خلافکاری اقتصادی و اداری و سیاسی خود جامه حق به جانب بپوشانند و نهضت آزادی وسیله برای فریبهای سیاسی و خیانت بشود.

  در هر حال دو انتخاب پیش روی ما گذارده‌اند: حیات خفیف خائنانه یا توقف داوطلبانه و تعطیل شرافتمندانه.

  طبیعی است که نهضت آزادی ایران، به رهبری و یاری خداوند و به تائید ملت ایران، تن به ذلت و خیانت ندهد و اگر چاره نباشد راه دوم را برگزیند.

***

ملاحظه می فرمایید که نقل قولی که بنده کردم،درست بوده و البته جای تعجب دارد که آقای مهندس عبدالعلی بازرگان(که عضو شورای مرکزی نهضت آزادی هم هست)‌اطلاعی از این نامه پدرشان ندارند! بازهم باید از آقای سیدمحمدی بخاطر دقت و نکته سنجی شان تشکر و قدردانی کنم، ئی جوری بود که کلاشینکف بازهم گره ای از گره های تاریخ معاصر و چالش های کشور را گشود! مشکل دیگه ای بود بگید! تعارف نکنید یه وقت!:)

بهمن هدایتی
عبدالله بن عبدالله بن عبدالله...بن آدم صفوه الله!
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من: