...::کلاشینـکـف دیـجیتال::...
نیش کلاش از بهر کین نیست، اقتضای طبیعتش اینجوریه!
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: بهمن هدایتی - دوشنبه ٥ بهمن ۱۳۸۸

 بعد از بیانیه هفدمین میرحسین موسوی که پیام اصلی آن به رسمیت شناختن دولت احمدی نژاد بود، به فاصله سه هفته ، سید محمد خاتمی، رئیس جمهور سابق نیز هم نامه ای به رهبرانقلاب نوشت که در آن بر آمادگی اصلاح طلبان برای به رسمیت شناختن دولت دهم و پذیرفتن فرایند حکمیت با محوریت هاشمی رفسنجانی تاکید کرده بود.

هرچند خاتمی بنا به روحیه خاص خود، ترجیح داد که جریان نامه نگاری اش حتی الامکان رسانه ای نشود تا فشارها علیه وی شارژ نشود، اما نهایتا تواتر اخبار و درز کردن خبر این نامه نگاری از منابع گوناگون، جایی را برای تکذیب وی باقی نگذاشت.

در ادامه این روند، اکبر هاشمی رفسنجانی سوم بهمن ماه در دیدار با اعضای حزب اعتدال و توسعه سخن کلیدی خود مبنی بر اینکه " در شرایط فعلی اینجانب اصلح‌ترین فرد را برای حل مشکلات فعلی جمهوری اسلامی "رهبری" می‌دانم" را تکرار کرد و گفت:مطمئن هستم با کمک افراد معتدل از هر دو جناح موجود کشور با تدبیر رهبری مسائل موجود قابل حل و فصل است.

مهدی کروبی هم که بخش رادیکال اصلاح طلبان درون نظام را نمایندگی می کند امروز پنجم بهمن ماه در موضع گیری جدید و قابل توجهی صریحا از "به رسمیت شناختن دولت" سخن گفت و اظهار داشت:بنده اشکالات خود را همچنان وارد می دانم اما باید بگویم رئیس جمهور را بخاطر تنفیذ آیت الله خامنه ای به رسمیت می‌شناسم.

این نکته هم قابل توجه است که موسوی در بیانیه شماره هفده خود به صراحت سخنی از "پذیرش مشروعیت دولت" نزد و سعی کرد مشروعیت را به "مسئولیت" تقلیل دهد، اما کروبی در گامی فراتر "مشروعیت" دولت را به مفهوم دینی و سیاسی(ناشی از تنفیذ ولی فقیه) پذیرفته است.

مواضع پیاپی و هدفمند این چهره ها و اینکه حتی مهدی کروبی هم به اردوگاه " به رسمیت شناختن دولت احمدی نژاد" وارد شده است، نشان می دهد استراتژی جدید اصلاح طلبان حالت تصادفی یا اتفاقی ندارد و با "هدفمندی و اجماع " در شرایط فعلی انتخاب شده است.

 اما دلیل این تغییر رفتار یا به قول برخی ها "عقب نشینی" اصلاح طلبان در شرایط فعلی چیست؟ چند دلیل یا گمانه عمده را می توان در این باره در نظر گرفت:

- با روند تدریجی رادیکال شدن فضای سیاسی و امکان وقوع حوادث شدیدتر که این رهبران اصلاح طلب برنامه و تخمینی برای آن وضعیت ندارند، کما اینکه موج بازداشتها به حلقه سوم و دوم اصلاح طلبان رسیده است و کم کم زمینه برای دستگیری احتمالی خود این افراد هم آماده می شود، بنابراین سران اصلاحات با این استراتژی یا تاکتیک جدید، این وضعیت را به تاخیر می اندازند.

-موسوی، کروبی و خاتمی به این نتیجه رسیده اند وضعیت ایجاد شده، حالت یک جنگ فرسایشی را دارد و یک پیروزی سریع و قاطع و روشن در این راه وجود ندارد و به "بی نتیجه بودن" روند کنونی معارضات سیاسی رسیده اند.

-رهبران اصلاح طلب درون نظام اینک به حفظ حیات حداقلی جریان اصلاح طلب در برابر جریانی از اصولگرایان تندرو که خواهان حذف کامل اصلاح طلبان از گردونه معادلات و مناسبات قدرت در جمهوری اسلامی است، می اندیشند و بنابراین تصمیم گرفته اند در جهت آرام کردن فضای سیاسی گام بردارند.



-استراتژی کنونی اصلاح طلبان را که می توان هدایت جنبش موسوم به سبز به مخالفت با دولت احمدی نژاد به جای معارضه با اصل نظام توصیف کرد، راهی برای "تجدید قوای اصلاح طلبان" است و نتیجه حداقلی آن این است که این بار احمدی نژاد دوباره به گود معارضات سیاسی بازمی گردد، هرچند که نفس اعلام پذیرش "پذیرش رسمیت احمدی نژاد" یک پیروزی قابل توجه برای احمدی نژاد هم هست.

-اتحاد و وحدت با اصولگریان میانه رو و منقد که احمدی نژاد را در حوادث اخیر راننده ای می دانند که بعد از تصادف از صحنه خارج شده است و اینک بقیه مشغول دعوا و ...هستند، یکی دیگر از اهداف سران اصلاحات می تواند باشد و تحقق این تحلیل که بلافاصله بعد از عقب نشینی اصلاح طلبان، اصولگرایان منتقد هم به خط مقدم چالش افکنی با دولت احمدی نژاد می آیند و یک نیروی اجتماعی و سیاسی موثر و یک ائتلاف جدید در صحنه سیاسی کشور ایجاد می شود.

-اتفاق مهم دیگری که در هفته های اخیر رخ داده است، خودنمایی و عرض اندام بخش هایی از جریانات سکولار، روشنفکران عرفی و لائیک و فمینیست ها است که خود را "سبز" می دانند.

جریان خارج نشین که تاپیش از این ترجیح داده بود در سایه موسوی و کروبی باقی بماند، امروز از این وضعیت خارج شده است و به صدور بیانیه و اطلاعیه و بیان راهکار و ...پرداخته است. سخنان هنجارشکنانه اکبر گنجی در گفتگو با بی.بی.سی ، آغاز این عرض اندام بود که سران اصلاحات را "مردد" می کند و بدنه سبزها را با یک چالش مهم و انتخاب حساس مواجه می کند که کدام قرائت از سبزها را می خواهند.

اینک و در این فضای خاص،باید به دقت رویدادهای آتی را رصد کرد، اگر صدا یا صداهایی از درون نظام در تایید و تشویق استراتژی جدید اصلاح طلبان برخیزد و آغوش هایی باز شود، این محمود احمدی نژاد است که باید منتظر شروع حملات همه جانبه به خود باشد، اما اگر این آغوش گشوده نشود، سران اصلاحات با چالش پیچیده مقولیت و نفوذ در بین هواداران خود مواجه می شوند و برای آنها بسیار سخت خواهد بود در میان هواداران خود موقعیت آرمانی سابق را دوباره بیابند.

البته ممکن است "توبه" اصلاح طلبان پذیرفته شود و ما به ازای قبول این توبه سیاسی، صرفا عدم بازداشت این چهره ها باشد، نه آغاز فرایند "حکمیت" یا "حمله به دولت احمدی نژاد".

ضمن اینکه مشخص نیست بعد از "به رسمیت شناختن دولت احمدی نژاد" کروبی و موسوی چه حرفی برای گفتن و چه اقدامی برای انجام دادن خواهند داشت؟ آیا پذیرش این مسئله به معنی بازگشت به رقابت های انتخاباتی و سیاسی معمول پیش از خرداد 88 خواهد بود؟

از سوی دیگر شرایط کنونی آزمون مهم مقبولیت و نفوذ سران اصلاحات در بدنه جریان سبز مشخص می کند و از طرف دیگر می تواند آغازی برای خارج شدن رهبری جریان موسوم به سبز از داخل به خارج از کشور و تداوم تندشدن فضای سیاسی کشور باشد.

بهمن هدایتی
عبدالله بن عبدالله بن عبدالله...بن آدم صفوه الله!
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من: