...::کلاشینـکـف دیـجیتال::...
نیش کلاش از بهر کین نیست، اقتضای طبیعتش اینجوریه!
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: بهمن هدایتی - سه‌شنبه ۱٧ فروردین ۱۳۸٩

بعد از سقوط دولت موقت و البته لیبرال مسلک مهدی بازرگان در آبان 1358 ، "کراوات"  مهمترین و شناخته شده ترین مظهر غربی در لباس بود از لباس رسمی مقامات دولتی ایران حذف شد، بعد از آن دیپلمات های جمهوری اسلامی به همراه کت و شلوارهای مشکی، پیراهنی سفید به سبک روحانیون به تن می کردند که به "یقه سفید" یا "یقیه دیپلماتیک" شهرت داشت، اما تنها دیپلمات ایرانی که می تواند کروات به گردن بیاویزد و هرگاه خواست به وضعیت  "یقه سفید"بازگردد، سید صادق خرازی است.
 

صادق خرازی روحانی زاده ای با پیوندهای خوشاویندی محکم از هر دو طیف اصولگرا و اصلاح طلب، شاید همین نشانه های کوچک اما مهم کافی باشد که تیتر این تک نگاری(بر وزن فیلم مشهور  دیوید فینچر )"مورد عجیب صادق خرازی " باشد!



پدر سیدصادق، آیت الله سید محسن خرازی بر خلاف سایر روحانیون که غالبا کسوت روحانی را از پدر به ارث می برند، فرزند یکی از تجار معروف تهران بود و سید صادق نوجوانی خود را در حجره پدربزرگ گذراند تا تجارت و کسب را بیاموزد  تا بعدها تجربه معامله و چانه زنی در کسب را به عرصه دیپلماسی و لابی گری هم منتقل کند.



عموی نامدار سید صادق؛ سید کمال خرازی ، وزیر خارجه هشت ساله اصلاحات و مدیرعامل خبرگزاری جمهوری اسلامی در سالهای جنگ است، سید کمال خرازی ناظم مدرسه علوی بود، مدرسه ای که خاستگاه بسیاری از شخصیت ها و معتمدان امروز و دیروز نظام است، پیوندی مجسم از دین و دنیا، علم و دین، این مدرسه در سالهای اول انقلاب، همان نقشی را ایفا کرد که امروز "دانشگاه امام صادق(ع)" دارد. از سوی دیگر، پسر سیدصادق داماد سید محمد رضا خاتمی است و خواهرش هم عروس رهبرمعظم انقلاب.


رهبرمعظم انقلاب و سید صادق خرازی(1387)/عکس: سایت شخصی خرازی


اما شگفتی های صادق خرازی منحصر به اینها نیست، خرازی ( یا به بیان بهتر خرازی ها) یکی از معدود بازیگران اصلاح طلب صحنه سیاست ایرانی است که روابط چندان نزدیکی با "هاشمی رفسنجانی" و جریان کارگزاران ندارد، خرازی ها استثنایی جالب از فصل مشترک "اصلاح طلبان و "رهبری نظام" محسوب می شوند که دوره اصلاحات، نقش ویژه ای در تحولات آن دوره را بر عهده داشتند، بر همین اساس، شاید بتوان خرازی را سرحلقه یکی از معدود لابی های واقعا موجود اصلاح طلب (و نه خیالی و انتزاعی) در عرصه دیپلماسی ایرانی دانست،یک لابی کوچک اما موثر با ابزارهای فرهنگی و رسانه ای گسترده  که می تواند برای طرفهای مقابل در غرب و شرق "اعتماد آفرین" شود.

اما شگفتی های صادق خرازی 47 ساله بازهم منحصر به اینها نیست، او یکی از مشهورترین صاحبان کلکسیون نسخ نفیس و قدیمی خطی است که اتفاقا خود هم خط بسیار خوشی دارد، سید صادق خرازی اوقات فراغت خود را صرف جمع اوری و نگه داری و خرید و فروش این نسخه های خطی می کند و البته علاقه خاصی به سیگار برگ اصل کوبایی دارد و خبرنگارانی که در خانه مجللش در شمال تهران به دیدن او رفته اند می دانند که عادت دارد در هنگام مصاحبه سیگار برگ بکشد، دوستان و اطرافیان نزدیک خرازی او را به "نظمی آمیخته با وسواس" می شناسند و اینکه خرازی علاقه دارد در منظر اطرافیانش به عنوان"میلیاردر خاکی و باصفا" شناخته شود.

خرازی در کنار فعالیت های دیپلماتیک و لابی گری هایش در امور فرهنگی نیز دستی بر آتش دارد، عضویت در هیات امنا نهادهایی چون سازمان میراث فرهنگی،انجمن مفاخر علمی-فرهنگی،بنیاد ایرانشناسی،دانشگاه مدیریت استراتژیک،شهر کتاب،خانه کتاب،کتابخانه ملی،کتابخانه و موزه ملی ملک(متغلق به آستان قدس)، عضو انجمن ایکوم ایران ، موسسه فرهنگی هرمس را در کارنامه خود دارد.


نگاهی به لیست مسئولیت ها و مشاغل سید صادق خرازی بهترین مکمل برای تکمیل شگفتی های خرازی است؛ مسئولیت های صادق خرازی به روایت خودش:

معاون ستاد تبلیغات جنگ شورای عالی دفاع  1988-1983

      ·  عضو شورای مرکزی ستاد پشتیبانی جنگ 1988-1983

      ·  عضو شورای عالی پدافند ملی 1988-1985

      ·  مشاور مدیر عامل خبرگزاری جمهوری اسلامی 1989-1986

      ·  مشاور وزیر فرهنگ وارشاد اسلامی 1989-1988

      ·  سفیر ایران در سازمان ملل متحد 1995-1989

      ·  مشاور شهردار تهران 1997-1995

      ·  مشاور وزیر امور خارجه 1998-1995

      ·   نماینده ویژه رئیس جمهور و رئیس ستاد برگزاری اجلاس سرانOIC 1998-1999

      ·  دستیار ویژه وزیر خارجه 2000-1999

      ·  معاون پژوهشی موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران 2002-1995

      ·  معاون فرهنگی آموزشی و پژوهشی وزارت امور خارجه 2002-1998

      ·  عضو هیئت مذاکرات قطعنامه 598 2000-1988

      ·  سفیر جمهوری اسلامی ایران در فرانسه 2006-2002

      ·  مشاور دبیر کل مجمع جهانی اهل بیت 2003-1999

      ·  مشاور وزیر امور خارجه 2005-2002

      ·  مشاور شهردار تهران  تاکنون-2005

از صادق خرازی به عنوان ترتیب دهنده اصلی ملاقات خاتمی-شیراک(2005) یاد می کنند، همچنین از وی به عنوان مغر متفکر و طراح اصلی نامه محرمانه ای که  گفته می شود دولت ایران رسما در سال 2003 به آمریکا نوشت، یاد می شود، بعد از پایان دوره اصلاحات و بعد از روی کار آمدن دولت احمدی نژاد ، خرازی به عنوان مشاور ارشد سید محمد خاتمی به او پیوست و  سفرهای زنجیره ای خاتمی به اروپا، آمریکا و آسیا را ترتیب داد،این همراهی تا آنجا پیش رفت که در هنگامه کاندیداتوری ناکام سید محمد خاتمی در زمستان 1387 ، به عنوان "سخنگوی ستاد انتخاباتی خاتمی" هم معرفی و منصوب شد اما این دولت، دولت مستعجل شد.


مرور بخشی از سفرنامه مکتوبی که صادق خرازی از این سفرها نگاشته است، خالی از لطف نیست: (سفرنامه مالزی 18 بهمن 1384/ سه شنبه به تهران بازگشتیم.سید بزرگوار ما حسابی از سرماخوردگی رنج می برد. حالت تب و التهاب در درون هواپیما باعث شد تا آقای خاتمی وضعیت نا مطلوب پیدا کند که حسابی نگرانی حال ایشان شدیم. هرچه بلد بودیم خواندیم و به آقای خاتمی فوت کردیم که صحت و عافیت خود را بازیابند.

نیمه های شب آقای خاتمی از خواب برخواست رفت و وضو ساخت او به خاطر آن شب که شب تاسوعا بود، منقلب بود. از داخل کیفش مفاتیح کوچکش را باز کرد و زیارت عاشورا می خواند. قطرات اشک از گوشه چشمانش جاری و صورت و محاسنش را مرطوب ساخته بود.محاسن سفید و روشنی که با ترنم اشک های پاک برای سیدالشهداء علیه السلام برق می زد! ما از نسل پاک امیر المومنین علی بن ابی طالب هستیم. به این روزها که می اندیشم به ایام سخت و تلخی که بر اجدادمان و خاندان آل الله رفته است منقلب می شویم.


صادق خرازی ارتباط نزدیک و خانوادگی با دکتر سیدحسین نصر نظریه پرداز اسلام سنتی در جهان معاصر هم دارد بطوری که خرازی کتاب "قلب اسلام" دکتر نصر را برای "نشر نی" به فارسی ترجمه کرده است.


صادق خرازی،اواخر دهه شصت شمسی


خرازی همراه با سید محمد خاتمی در کنار اهرام ثلاثه مصر 1385

 اما بعد از سکوت طولانی صادق خرازی در سال 1388 و حوادث بعد از  انتخابات ریاست جمهوری ( که البته به دلیل دست و پنجه نرم کردن خرازی با یک بیماری جانکاه و سخت هم بود) او  در اولین روزهای کاری سال جدید (15 فروردین) در مصاحبه ای مفصل با سایت "ایران دیپلماسی" (متعلق به خودش) نکاتی را بیان کرده است که فرازهایی از آن قابل توجه است و شاید سرآغاز فصل جدیدی از فعالیت های این دیپلمات خاص باشد:

 چند پرونده ای که در شورای حکام بوده و به شورای امنیت رسیده چه سرانجامی داشته است. یکی پرونده کره شمالی بوده که از دست نهادهای بین المللی خارج شده و آمریکا آن را دو جانبه پیگیری می کند. یکی پرونده لیبی بود که باز هم براساس مناسبات آمریکا و لیبی حل شد و یکی هم پرونده عراق بود که متاسفانه به گونه دیگری رقم خورد و یک پرونده هم پرونده ایران است و بالاخره پرونده دیگر هم پرونده باز اسرائیل در موضوع هسته ای است که ظاهراً کسی قصد یا جرات رسیدگی به آن راندارد.

***


البته تصورم این است که اگر با آمریکایی ها وارد مذاکره شویم، در موضوعات مختلف از جمله موضوع هسته ای با آن ها می توان به توافقی برسیم که با برخی از کشورهای اروپایی نمی توانیم به آن دست یابیم.»میدان همکاری ایران و آمریکا دنیای وسیعی از همکاری هاست در همین مسئله فلسطین ما می توانیم با آمریکایی ها گفت و گو کنیم.

***


رهبری دیدگاه های استراتژیکی دارند. ایشان دنبال این نیست که ایران یک قدم بردارد و آمریکایی ها دو قدم عقب تر بروند؛ سیاست خارجی جزوی از مدیریت رهبری نیست بلکه جزوی از قلمرو رهبری است. منتهی ما در شیوه ها و روش ها و نحوه کلام و بیان حرف داریم. اگر کسی هم از اصلاح طلبان رفته واداد گی انجام داده است ما تایید نمی کنیم. قرار نیست ما در قالب یک بسته هر چیزی که برای آن دوره گفتند (اصلاحات) قبول کنیم و هر چیزی که این دوره بوده را رد کنیم. اگر دولت احمدی نژاد به صورت منطقی وارد گفت وگو با آمریکا بشود و بتواند حق مردم ایران را بگیرد، نه تنها ما انتقاد نمی کنیم بلکه از او حمایت هم می کنیم؛ «عقلای سیاسی که در راس آن رهبری هستند مخالف مذاکره نیستند اما مذاکره ای که مشخص باشد که برای چیست و دستور کار آن چیست و روی میز چه چیزی قرار می گیرد و آیا از مذاکره می توانیم موفق بیاییم بیرون یا خیر.» 

خاندان خرازی ها در لندن(1386) به همراه دکتر دامغانی

بهمن هدایتی
عبدالله بن عبدالله بن عبدالله...بن آدم صفوه الله!
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من: