...::کلاشینـکـف دیـجیتال::...
نیش کلاش از بهر کین نیست، اقتضای طبیعتش اینجوریه!
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: بهمن هدایتی - جمعه ٢٢ بهمن ۱۳۸٩

استعفای حسنی مبارک در شامگاه 22 بهمن 1389  چیزی است که ناخودآگاه تجربه سقوط مبارک را با سقوط رژیم شاه در 22 بهمن 1357 به ذهن تداعی می کند.

تجربه انقلاب ایران و حتی انقلاب های کلاسیکی چون انقلاب روسیه و فرانسه، نشان میدهد نهاد های نطامی کلاسیک  نهایتا در برابر چالش ها و بحران های سیاسی کاملا منفعل عمل می کنند و توان تحلیل و تصمیم گیری قاطع در اینباره را ندارند، به یاد بیاوریم که ارتش شاهنشاهی ایران هم در نهایتا در 22 بهمن 1357 اعلامیه بی طرفی خود را صادر کرد و باعث انهدام عملی نظام شاه شد.



دلیل هم پیچیده نیست، چون منطق خطی "سیاه و سفید" ، "دشمن و خودی"- که ذهنیت نظامی ها با آن عجیبن است- کاربرد و راهبرد موثری در مناقشات سیاسی داخلی ندارد و نهایتا نهادهای کلاسیک نظامی در برابر این چالش ها "ذوب" می شوند، چون نمی توانند "عینیت " مردم مقابل را به "ذهنیت" دشمن کلاسیک تقلیل بدهند و عمل کنند و  دقیقا به همین خاطر بود که آخرین واحد نظامی رژیم شاه که در برابر انقلاب و به نفع شاه مقاومت می کرد "گارد شاهنشاهی" بود که ماهیتی شبه ایدئولوژیک و حتی عاطفی داشت.

در مواقع بالا گرفتن بحران سیاسی، اگر ارتش و نیروهای مسلح شدت عمل به خرج دهد، منفور مردم می شوند و بلافاصله به یکی از اهداف مخالفین تبدیل می شود، اگر هم شدت عمل به خرج ندهد، مانوری از ضعف قدرت حاکم خواهد شد که عملا فرایند سقوط را تسریع می کنند.

اما حسنی مبارک در واقع قدرت به کسی سپرد که از آن گرفته بود، قدرت در مصر امروز ارمغان کودتای افسران آزاد-جمال عبدالناصر- و ارتش بود و وقتی عرصه بر مبارک تنگ شد، آن را دوباره به "ارتش" بازگرداند.

اما شاه به دلیل آنکه ارتش زائده ای از وجود خودش محسوب می شد و او بود که به ارتش مشروعیت میداد نه بالعکس؛ نمی توانست سلطنت خود را بدهد تا حاکمیت نظامیان باقی بماند، تفاوت عمده جمهوری های مادائم العمر با رژیم های سلطنتی-که در ظاهر خیلی بهم شبیه هستند- هم اینطور مواقعی خودش را نشان می دهد.

 این تفاوت هم بین شاه ومبارک وجود داشت که محمد رضا پهلوی بعد از بالا گرفتن بحران قدرت را بین شورای سلطنت و نخست وزیری تقسیم کرد و ارتش شاهنشاهی تا آخر تکلیف خود را در این تقسیم قدرت نفهمید و شاید یکی از دلایل فروپاشی ارتش شاهنشاهی هم همین بود.اما حسنی مبارک بعد از بالا گرفتن بحران قدرت را به شورای عالی رتبه نطامی مصر واگذار کرد ، مبارک در این فرایند حتی از واگذاری قدرت به معاون اول خود  عمر سلیمان که هویتی امنیتی - نطامی دارد، خودداری کرد و ترجیح داد میراثبر او  صرفا «ارتش» باشد، ارتشی که در این هجده روز، عملکرد آبرومندانه ای داشت و خودش را کاملا "خرج" مبارک نکرد.

به همین دلیل است که احتمالا ساخت کلی قدرت و طبقه نظامیان شانسی برای درامان ماندن از سرنگونی و سقوط کامل از صحنه سیاست دارند و احتمالا تحولات در همین درجه متوقف خواهد شد.

برنده اصلی تحولات مصر و تونس، رسانه های عربی و به خصوص "الجزیره" است، رسانه هایی که در قامت حرفه ای و مافوق رسانه های سنتی و دولتی و حتی رقبای غربی خود، تحولات مصر و تونس را "گزارش" کردند و باعث "تحول" شدند و این آغاز یک راه است!

بهمن هدایتی
عبدالله بن عبدالله بن عبدالله...بن آدم صفوه الله!
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من: