...::کلاشینـکـف دیـجیتال::...
نیش کلاش از بهر کین نیست، اقتضای طبیعتش اینجوریه!
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: بهمن هدایتی - سه‌شنبه ٦ آبان ۱۳۸٢

تقديم به حضرت بوقبوقک:

امروز يک روز رويايی بود! وقتی برای اولين بار در ترم جديد! به سر کلاس رفتم و فضا و حال و هوای کلاس درس و دانشجويان و استاد و ...را ديدم، واقعا ذوق زده شدم...چيزی که طی چهار سال و اندی اقامتم در دانشگاه(؟!) نديده بودم، می توانم به جرات بگويم که امروز ديدم...امروز سر کلاس آقای «فرهنگي» هيچ کس چرت نمی زند...هيچ کس با موبايلش برای دوست دخترش پيغام نمی نوشت! هيچ کس با بغل دستی اش حرف نمی زند...هيچ کس   روزنامه «شرق» نمی خواند! هيچ کس هی ساعتش را نگاه نمی کرد و برای پايان کلاس لحظه شماری نمی کرد! هيچ کس روی ميز حکاکی نمی کرد..يادگاری نمی نوشت، همه به درس گوش می کردند...بلا استثناء ....هيچ کس از استاد نمی پرسيد: امتحان تا کجاست؟! جزوه می دهيد يا کتاب بايد بخريم؟ همه...همه با دقت به دهان آقای فرهنگی نگاه می کردند و واژه ها را توی هوا قاپ می زدند و به حافظه شان اضافه می کردند...اگر به قيافه بعضی ها دقت می کردی، می توانستی بفهمی که دارند صحنه هايی را برای خود مجسم می کنند...چهره ها پر از انگيزه...انگيزه برای دانستن...بچه ها پشت سرهم سئوال می کردند...سئوالهای درست و حسابی...به درد بخور! همه بچه ها امروز  واقعا «دانشجو» شده بودند...يک جنبش دانشجويی تمام عيار! يک جنبش نرم افزاری همه جانبه! منتقد و پرسشگر و جسور...از بس از استاد سئوال می کردند که بيچاره آقای فرهنگی هنوز از جواب اين سئوال فارغ نشده....نفس نفس زنان به سراغ جواب سئوال ديگر می رفت...خدايا! خواب می بيينم؟! شما تا حالا کجا بوديد؟ کليشه ای که ذهنم از  کلاس های ملال آور دانشگاه با مشتی دانشجوی خواب آلوده و بی انگيزه و خسته و دلمرده ساخته بود، داشت از ذهنم پاک می شد...حتی يک چيز خيلی جالب و عجيب!  وقتی کلاس تمام شد...بچه ها مثل حلقه انگشتر دور آقای فرهنگی جمع شدند و باز سئوال می پرسيدند...! حتی وقتی آقای فرهنگی می خواست برود خانه اش...باز بچه ها دست از سرش برنمی داشتند! توی خيابان جلوی دانشگاه هم بچه ها دور و بر آقای فرهنگی جمع شدند....بله! آقای «فرهنگي» استاد «درس تنظيم خانواده و جمعيت» يک پيرمرد پرتجربه! و صميمی و مهربان است! يک طرحی مطالعاتی هم برای بچه های بالا! و پژوهشگران عرصه آموزش عالی  دارم: تحقيق کنيد چگونه می شود مايه هايی از درس جذاب و دوست داشتنی تنظيم خانواده را به دروس خسته کننده و ملال آور اضافه کرد تا دانشجويان آنها را هم بخوانند!

بهمن هدایتی
عبدالله بن عبدالله بن عبدالله...بن آدم صفوه الله!
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من: