...::کلاشینـکـف دیـجیتال::...
نیش کلاش از بهر کین نیست، اقتضای طبیعتش اینجوریه!
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: بهمن هدایتی - شنبه ٢٢ آذر ۱۳۸٢

امروز (جمعه) شبكه چهار، “غلاف تمام فلزي كوبريك” را پخش كرد...! و طبعا نبوغ مرحوم استنلي ما را جوگير! فلذا: متاسفانه مساله سياستگذاري در تلويزيون و اصولا ساير رسانه هاي رسمي و حكومتي به گونه اي است كه تا مجبور نشوند و به تعبير بهتر، تا كله گنده ها كه عينك دائم العمر امنيتي و اطلاعاتي برچشم زده اند و اصولا آستانه تحريك شان فقط به محرك هاي امنيتي يا شبه امنيتي جواب مي دهد، چنين آثاري را پخش نمي كنند.البته بسيار واضح است كه گردانندگان تلويزيون در اقدامي منفعلانه تنها و تنها به دليل شرايط خاص منطقه اي و رجزخواني و فشار آمريكا بر نظام، اقدام به پخش و نمايش فيلمهايي از قبيل “غلاف تمام فلزي” مي كنند(از جمله مثلا “فيلم دشمن ملت” كه اخيرا از شبكه سراسري پخش شد يا دهها فيلم سينماي ظهر جمعه اي كه اكثرا به ماجراي يك سرخپوست مي پردازد كه با ماموران ايالتي درگير مي شود تا حق و حقوق و سنت هايش را بگيرد!)....رسم “علاج واقعه بعد از وقوع!” يا نهايتا چند دقيقه مانده به وقوع! يك سنت كاملا جا افتاده در تصميم گران كلان كشور است....اما چرا اينگونه است؟

عكس تزييني است! مال خودم هم نيست!!

نگاهي كه تا كنون در كشور حاكم بوده است،به خصوص در رابطه با مسائل فرهنگی و سياسی، نگاه “عبور از بحراني” است...اين نگاه يعني تسكين موقت درد! يعني تزريق مرفين...به سرطان، ايدز، ناهنجاري اجتماعي ، سياسي، فرهنگي، بحران ، جوانان، ...جامعه يا هر چيز ديگري كه در معرض انفجار و بحران و ...باشد! اصل آرامش و عبور بهر قيمت! اصل مصلحت سنجي! آقاي هاشمي با انتخاب عنوان “عبور از بحران” براي خاطرات سياسي خويش ، نه تنها يك عنوان جذاب براي كتابش انتخاب كرده ، بلكه نظام تفكر سياسي و تصميم گيري حكومتي غالب –كه خود او يكي از چهره هاي شاخص و حتي به نوعي بنيانگذار آن است- را هم به بهترين و گوياترين و خلاصه ترين شكل ممكن توصيف مي كند.

با همين تحليل “عبور از بحران” است كه “دانشگاه آزاد” ، حتي در سطوح بالاتر ...“مجمع تشخيص مصلحت” تشكيل مي شود ...اين تفكر غلط در انقلاب شكل گرفت كه چون اصل مصلحت سنجی و عبور از بحران و انقلابی زدگی  است نه برنامه ريزی و تدبير و ...هرچه قدر اختيارات حاکم بيشتر باشد ...اقتدار و پيشرفت و تكامل هم بيشتر است! هرچه قدر “دولت” بزرگتر باشد، عدالت و رفاه بهتر شكل مي گيرد!.....دقيقا همين اينجا بود که يکی از حساس ترين و مهمترين مولفه های نظام سياسی جمهوری اسلامی شکل گرفت يعنی : چپ های به اصطلاح اسلامی امثال خلخالی ها و ميرحسين موسوی ها هم به ميدان آمدند و نيمی ديگر از اين ساخت سياسی را پايه گذاری کردند(نگاه عبور از بحرانی و مصلحت گری +چپ روی)شايد به ظاهر چپ روی با مصلحت گرايی سنخيتی نداشته باشد اما عملا چپ گرايی و دولت پرستی و حجيم کردن دولت و اصل افزايش اختيارات دولت به خدمت مصلحت گرايی و نگاه عبور از بحرانی آقای هاشمی در آمد.هرچند که چپ های به اصطلاح اسلامی بعدها بعد از فوت امام از حکومت دور شدند، اما اثری را بايد بر پيکره نظام می گذاشتند همان سالها گذاشتند که تا امروز باقی است. اينجاست که بايد گفت:راست مذهبی اصيل و واقعی مظلوم و محذوف واقعی انقلاب است!

مي گويند انقلاب بچه هاي خود را مي خورد! اما بعضي اوقات، عده اي بچه هاي سرراهي و نامشروع!(مثل سازمان مجاهدين انقلاب! و ساير چپي ها) يا مريض و پير!(مثل هاشمي رفسنجاني) به انقلاب مي چسبند كه البته انقلاب بايد اين بچه ها را بخورد و بعدش هم دفع كند! بنابراين نتيجه مي گيريم كه ديدن غلاف فلزي ،آدم را به جاهاي باريكي مي كشاند!

بهمن هدایتی
عبدالله بن عبدالله بن عبدالله...بن آدم صفوه الله!
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من: