...::کلاشینـکـف دیـجیتال::...
نیش کلاش از بهر کین نیست، اقتضای طبیعتش اینجوریه!
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: بهمن هدایتی - سه‌شنبه ۱٩ خرداد ۱۳۸۳

بعضي خاطره ها ...يادها...توي ذهن، مثل يك زگيل هستند روي پوست!  زگيل ها معمولا اينجوريند كه يه مساحت خيلي كوچولو  رو روي پوست اشغال مي كنن...خطري هم ندارند...در عين حال به اين آسوني ها هم نمي شود كندشان و انداخت دور...!  (البته اگر مايه دار باشي  كه كلا قضايا و صورت مساله فرق مي كند و تشبيه  ما كان لم يكن تلقي مي شود... چون حاليه،  عمل صاف و صوف كردن دماغ و گذاشتن پروتز ضد چروك در گونه و جاهاي ديگر! از باب آسان بودن در حكم  هورت كشيدن يك  فنجان قهوه است براي خيلي از حضرات! برداشتن يك زگيل ناقابل كه اصلا به حساب نمي آيد! ) زگيل ها ...اگه توي صورت و جاهاي حساس! نباشند اصلا ممكن است فراموش هم بكني ... كه چنين چيزي را هم داري و يك عمر اين مستاجرهاي كوچك بي آزار يا كم آزار پوستت را  يدك هم  مي كشي ! ...جالب اين جاست كه هرچقدر هم كه با زگيل ها ور بري ...درد و خونريزي و چركي ندارند...يك زگيل ذهني! مي تواند خاطره يك نمره تك يا صفر باشد در دبيرستان...يا يك تقلب لو رفته در دانشگاه!  يا حتي خاطره يك سيلي جانانه از پدر يا معلم و ...! 

عکس تزیینی است!!! به خودتان نگیرید! 

ولي بعضي خاطره ها ...بعضي يادها ... توي ذهن،  درست مثل يك زخم چركين متعفن و بدبو هستند...روي پوست!
نه مي شه فراموششون كرد ...نه مي شه درمانشون كرد..نه ...هيچ كار ديگه اي ! از اونا بدتر...بعضي خاطره ها...بعضي يادها...مثل سرطان پوست مي مانند...جاهاي سالم و خالي و بي درد خيالت را هم آلوده و كثيف و بدبو و مريض  مي كنند...خلاصه سعي كنيم كه اگر مي خواهيم مي خواهيم باشيم!،  بياييد لااقل زگيل باشيم نه سرطان پوست! راستی می دونيد وبلاگ نويسی و چت کردن توی کافی نت مثل چی می مونه؟ مثل اينکه در يک مجلس ختم! يک تشت بياوريد بگذاريد وسط مجلس! و آب تنی کنيد و کيسه بکشيد ...! يه چيزی تو مايه های آرامش در حضور ديگران و ديگر هيچ !خلاصه اينجورياس!

بهمن هدایتی
عبدالله بن عبدالله بن عبدالله...بن آدم صفوه الله!
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من: