...::کلاشینـکـف دیـجیتال::...
نیش کلاش از بهر کین نیست، اقتضای طبیعتش اینجوریه!
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: بهمن هدایتی - دوشنبه ٤ آبان ۱۳۸۳

صاحب اين ساندويچی هم در يک اقدام مموش پسندانه! برای اينکه تذکر رعايت حجاب و شئوونات اسلامی ، مشتری هايش را چشم نزند و طبعا فراری ندهد ، اقدام به نصب اين خرمهره پست مدرن بر روی تابلوی رعايت شئونات کرده است! نظر شما چيست؟! اشکال از مموش ها است؟! از ساندويچی ؟ از اداره اماکن؟! از سايت مفيد و مهربون! و جالب موازی ؟!
اما چه هست واقعا اين آيا ؟ به بهترين توضيحات در خصوص عکس زير جوايز نفيسی از قبيل سی دی فيلم «فقر و فحشا» اهدا می شود!

دو راهنمايي: ۱-اين عکس هيچ رابطه ای با بيستمين سال استاد شدن بچه های بالا! ندارد!۲-بوقی در اين جريان دخالتی نداشت!
ما که ديديم آب از سرمان گذشته و مورد اصابت انواع و اقسام انگ ها و ...قرار گرفتيم، تصميم گرفتيم که اين عکس را هم بگذاريم اينجا که کلکسيون انگ و اتهامات کامل بشه!

اين قبر را که مشاهده می فرماييد، قبر آقای «شيخ محمود حلبی» ، موسس «انجمن حجتيه» است که در «ابن بابويه» شهرری واقع است. ايشان «صدسال» عمر کرد و در شگفتی انجمن حجتيه- که با هدف مبارزه با فرقه ضاله بهاييت و تبليغ در مورد امام زمان(عج) - شکل گرفت، همين بس که افرادی مثل :«رهبر فعلی انقلاب و آقايانی مثل : جنتی، خزعلی، عبدالکريم سروش و ...در آن عضويت داشتند.انجمن حجتيه نمادی از فعاليت محفلی - اجتماعی و تقريبا «غير سياسی» مذهبی ها در سالهای قبل از پيروزی انقلاب بود.با اوج گيری فعاليت سياسی روحانيت به رهبری امام ، انجمن رو به اضمحلال رفت و نهايتا در هفتم تير ۱۳۶۱ ، امام طی سخنرانی شديد اللحنی به انجمن حجتيه حمله کرد ، پس از اين سخنرانی، انجمن خود را تعطيل کرد، در سالهای اخير که دلسردی از نسبت فعلی دين و سياست و عملکرد روحانيت سياسی و حاکم ، بين متدينين ، گسترش يافته است، انجمن حجتيه مجددا فعال شده است.
در سالهای دهه شصت ، جناح چپ خط امامی ، يکی از منتقدين شديد انجمن حجتيه بود ولی جريان راست که بسياری از شخصيت هايش به اين انجمن، گرايش داشتند و سابقه عضويت در آن را داشتند، از انجمن دفاع می کردند(رجوع به خاطرات هاشمی رفسنجانی) اما بخاطر موضع گيری شديد امام عليه انجمن، چندان اين حمايت را علنی نمی کردند.شخصيت پيچيده و خاص امام خمينی بسياری از معادلات جناحهای فکری -سياسی در ايران را برهم زد...
و حالا برای تنوع مزاج هم که شده اين تحليل را بخوانيد و نظرتان را بگوييد!:
همين كه براي بازگشت آقاي هاشمي به عرصه اجرايي طرفداراني در جامعه و نخبگان وجود دارد اما هيچ كس علاقه اي به حضور مجدد خاتمي) در عرصه انتخابات ندارد، نشانه تلخي از يك شكست است، شكستي كه عواقبش فقط متوجه خاتمي و دوستان او در جناح چپ نيست. در عين حالي كه نمي توان منكر شايستگي ها و تجربيات و بينش قوي و محكم سياسي - اجرايي و بين المللي رفسنجاني شد، اما آيا حتي سخن بازگشت آقاي هاشمي به عرصه اداره اجرايي كشور، يك “عقب گرد” يا در خوشبينانه ترين حالت ، يك “درجا زدن تلخ” براي انقلاب و نظام جمهوري اسلامي نيست؟ آيا واقعا نظام دچار قحط الرجال است؟!
بسياري از صاحبنظران، دليل عدم فروپاشي نظام كمونيستي چين با وجود همه تناقضات و مشكلات و ...را در وجود يك “سامانه گردش نخبگان” در اين كشور مي دانند، گردش نخبگان باعث ايجاد اميد و انگيزه و شهامت در بين جوانان يك جامعه و بالارفتن مقبوليت و كارآمدي نظام سياسي مي شود، چرا بايد نظام جمهوري اسلامي با اين همه سرمايه معنوي و مادي ، “درجا” بزند؟!


شرح عکس(با صدا و لهجه آقای هاشمی خوانده شود!): عمراً اگه لنگمو پيدا کنی!
دوم خرداد فرصتي بسيار مناسب بود تا شائبه “قحط الرجال” در نظام اسلامي براي هميشه از اذهان زدوده شود و با عملكرد موفق و منطقي منتخب مردم، نياز و تمايلي براي بازگشت نخبگان نسل اول نظام (مثل آقاي هاشمي) به وجود نيايد.
اما خاتمي و جريان هوادارش با وجود كسب راي 20 ميليوني(وبعدها 22 ميليون راي) نتوانستند اين تجربه (كه مي توان مصداقي حقيقي و مشروع از توسعه سياسي دانست) را به سرمنزل مقصود برساند و در عين آن همه شعار در خصوص توسعه سياسي ، جريان دوم خرداد خود به عاملي در جهت جلوگيري از توسعه سياسي و “برقرار شدن روند معقول گردش نخبگان در نظام جمهوري اسلامي” بدل شد.
اينك “جريان راست” در مقطع فعلي ، به عنوان يك طيف مدافع نظام ، مسئوليت سنگيني در خصوص توسعه سياسي دارد، انتخاب هوشيارانه كانديداي رياست جمهوري نهم و معرفي صحيح اين نامزد به مردم، نه فقط در چارچوب جناحي و تشكيلاتي راست، بلكه مي تواند پايه گذار دوره نويني از توسعه سياسي حقيقي در نظام جمهوري اسلامي و آغاز دوره نوين تثبيت و بازسازی نظام جمهوري اسلامي باشد.

سهيل کريمی که يادتان می آيد؟! همان مستند ساز ارزشی و غرور آفرين و خيلی چيزهای ديگر آفرين! که به همراه سعيد ابوطالب ، بدست آمريکايي ها در عراق اسير شد ، سانسور و محافظه کاری و مصلحت انديشی های حاکم بر رسانه ملی (که منجر به عدم پخش مستندی که آنها راجع به نظاميان دستگير شده انگليسی ساخته بودند،شده) باعث شده است که سهيل و همکارش يعنی : نادر بکايي عزيز، تصميم بگيرند در يک اعتراض مدنی ! «مستند سازی ارزشی» را کنار بگذارند و يک «فلافل فروشی» با گرايش «ارزشی!» تاسيس کنند تا چشم بعضی ها بشود چهارتا! منتظر باشيد که در همين تريبون آدرس «فلافل فروشی ارزشی سهيل و نادر» رو اعلام کنيم!
اين سايت صالحين رو حتما با دقت بخونيد، عاليه...حکايت های خواندنی از عرفايي مثل «شيخ رجبعلی خياط، آقا شيخ جعفر مجتهدی، حضرت آيت الله بهجت، و ...» اين وبلاگ هم به مشتاقان سينما معرفی می شود! طبق معمول برنامه با يک جوک ، فرمايشاتمان را به پايان ببرم:«يه روز از يه لاک پشت دوم خردادی می پرسن چرا روزه نمی گيری؟! می گه :آخه لاک دارم!» دوم خردادی ها همشون اينجورين! (تحليل از خودم!)
بهمن هدایتی
عبدالله بن عبدالله بن عبدالله...بن آدم صفوه الله!
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من: