...::کلاشینـکـف دیـجیتال::...
نیش کلاش از بهر کین نیست، اقتضای طبیعتش اینجوریه!
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: بهمن هدایتی - دوشنبه ٩ آذر ۱۳۸۳

در موقع گوسفند رسانی !یه جای خوب نگه دار ..بعد صبحت کن!

بلوار کشاورز، غروب يکی از روزهای سرد پاييزی آذر! آرامش و تسليم ذاتی وجود اين گوسفند منو کشته! به قيافه اش نگاه کنيد...! ولی شما يادتون نره که در هنگام گوسفند رسانی يا اطلاع رسانی ! يا هرچيز ديگر رسانی ! اگر تلفن همراهتون زنگ زد! يه گوشه نگه داريد بعد با تلفن صحبت کنيد و از اين صحبت ها! اگر يک دهم اين تعصب و غيرتی که در مورد خليج فارس و عربی داشتيم! در مورد خدا و پيغمبر داشتيم الان مشکلاتمان حل شده بود! مطلب اخير وبلاگ پاسداران  و چيزی که در مورد هفته بسيج نقل کرده از يک ناشناس!خيلی جالبه! کامنت هاش رو هم بخونيد! اين هم يک نشريه برای مازندرانی ها! ...سماوات را هم از دست ندهيد! راستی اين مرحوم سيدحسن حسينی عجب شاعری بوده...! زندگی بازار!...خدا رحمتش کند...رگ سيدی اش کاملا در شعرهاش مشخص است! اين شعر رو( که البته هيچ ربطی به اين عکس گوسفند رسانی ندارد!) از سيد رو بخونيد :

 گرچه نااگاه خنجر می زنند            دوستان هم گاه خنجر می زنند

گاه بهرمال ، اشباه الرجال              گاه بهر جاه، حنجر می زنند

روز روشن، خيل شاعر پيشگان       با هلال  ماه خنچر می زنند

بانوان دل نازک و بی طاقتند            باکمی اکراه خنچر می زنند

پيروان حکمت خير الامور...           در ميان راه خنجر می زنند

مومنان آينه يکديگرند                  ليک...اما...آه! خنجر می زنند

ای برادر! بد به دل وارد نکن!            در زمان شاه خنجر می زنند!

اين بيت را هم من و حافظ به شعر سيدحسن حسينی اضافه کرديم:

واعظان کين جلوه در محراب و منبر می کنند          چون به خلوت می روند! آنگاه خنجر می زنند!

اما يه سيدی هم هست به نام محمدعلی ابطحی که در بخش پرسش و پاسخ سايتش به يک سئوال يک بهايی اينجور جواب داده:

يک بهايی: سلام آقای ابطحی. ضمن تبريک بخاطر يک سالگی وبلاگتون ميخواستم از شما بپرسم چرا منِ بهایی( یا به قول دوستان حزب اللهی: فرقهء ظاله)٬ نميتونم در کشورم آزادانه زندگی کنم؟

(۷ آذر ۱۳۸۳ - ۱۳:۰۶)


پاسخ: حقوق شهروندی باید برای همه مساوی باشد.

هی ما می گيم اين چپی ها دين ندارند! هيشکی باورش نميشه!  اينکه چرا ابطحی چنين موضعی گرفته خود بحث جدايی است اما به اختصار ميتوان گفت که  يکی از آفت هايی که از ناحيه روشنفکران دينی و شبه دينی در جمهوری اسلامی واقع شد همين بود! يعنی  مراتب و انواع شهروندی در اسلام و فقه (مومن-کافر-منافق-مشرک-اهل کتاب) و خيلی از مفاهيم فقهی و اسلامی که در متن اسلام وجود داشت و دارد به خاطر مصلحت حکومت و الزامات خاص آن دچار چالش و تغيير شد...         اشکالی داره آدم توی وبلاگش از خدا تشکر کنه؟!‌ و دوکلمه باهاش حرف بزنه؟! خدايا!!!!!! خيلی خيلی خيلی خيلی کارت درسته! چاکرتيم...بنده تيم...کوچکتيم....مخلصيتيم! فداتيم...خدامی ! دوستت دارم! خيلی آقايی! هی می بخشی ! هی می بخشی ...هی می پوشونی ! هی می دی ! هی می دی ! می گن اينقدر توی قيامت می بخشی که شيطون هم طمع می کنه به بخشش و عفوت...! دوستت دارم خدا.....!

بهمن هدایتی
عبدالله بن عبدالله بن عبدالله...بن آدم صفوه الله!
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من: