...::کلاشینـکـف دیـجیتال::...
نیش کلاش از بهر کین نیست، اقتضای طبیعتش اینجوریه!
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: بهمن هدایتی - یکشنبه ٩ اسفند ۱۳۸۳

وقتی که هر کس صدا و نظرشو به من می رساند از من می خواهد که Up to date کنم من اين رو بر ميل شخصی ام ترجيح می دهم و Up to Date می کنم! استاده ام چون شمع و ...!

تمثال بسیار بزرگ حضرت ابوالفضل (ع) ، چهارراه زرتشت اعظم الله اجورنا و اجورکم فی مصائب الحسين(ع) ، يک عاشورای ديگر هم رفت ولی ديديم و ديدند که عاشورا کهنه شدنی نيست، هرچه قدر هم که سکولار باشی ! نمیتوانی بغض و سنگينی و خاص بودن ظهر عاشورا را انکار کنی ! اما بعد...مراسم محرم و اصولا مراسمات و تظاهرات اجتماعی از اين قبيل يکی از بهترين نقاط برای گرفتن نبض فرهنگی و اجتماعی جامعه است، حتما شما هم متوجه شده ايد که چندی است که جامعه و هيئات مذهبی به طرز  قابل ملاحظه ای به تمثال ها و تصاوير ائمه(ع) و حضرت عباس(ع) روی آورده است، در عراق هم کم و بيش اين موج شکل گرفته است و جالب است که اين موج از ايران به عراق رفته است و دقيقا همان تمثالها و تصاويری ايرانی در عراق رواج پيدا کرده است. اما چرا؟ نظر شما چيست؟! اول بايد پذيرفت که فرهنگ تصوير سازی از بزرگان و شخصيت ها  و نگاه داشتن و تظاهر به اين عکسها به عنوان نماد وفاداری سياسی  هرچند که سابقه ای طولانی در تاريخ دارد ولی به شهادت تاريخ همگان تصديق می کنند که هرچند نمودهای بسيار محدودی ز اين تمثالها در نقاشی های قهوه خانه ای وجود داشت اما گسترش اين چنينی آنها قطعا بی سابقه است و حتی در سالهای نه چندان طولانی پيش ازاين،  تصوير سازی از ائمه (ع) حرکتی قبيح و گناه تلقی می شد ولی چه شده است که بخش عمده ای از جامعه ما به اين تمثالها روی آورده است؟  اينگونه تصاوير را می توان تلاش عوام  برای  ايجاد رابطه «ملموس» با صاحب تصوير دانست.من فکر می کنم اين بخش مردم و به خصوص مدهبی های جامعه ما با روی آوردن به اين تمثال ها به نوعی با حالتی که شايد بتوان آن را  «منفعلانه» و از سر نااميدی و دلسرد شدن از «ديگران» ناميد به ائمه (ع) و اسطورهای مذهبی( آنهم در سطحی ترين و احساسی ترين شکل ممکن ، يعنی فقط تمسک به تصوير ائمه) پناه برده اند، می توان گفت که اين بخش مردم اين پديده ، يعنی استفاده از کارکرد اين چينی تصوير و تمثال را بعد از پيروزی انقلاب و از هواداران جمهوری اسلامی که تصاوير رهبران انقلاب را بر ديوارها می آويختند،  آموختند. بروز نشانه های نوعی سکولاريسم رقيق و عوامانه را در پس رواج اين تصاوير می توان درک کرد،چيزی که در مسيحيت هم دقيقا مشاهده می کنيم، يعنی تصاوير و مجسمه های حضرت مريم (س) و عيسی مسيح(ع) و نوع رابطه ای که مردم معتقد و  عوام مسيحی با اين نمادهای مذهبی را دارند، به نظرم جامعه ما در جهت نوعی «کاتوليزم يا ارتدوکسيسم شيعي» حرکت می کند.يعنی از دين سياسی و کارکرد و نقش در روحانيت در سياست ناراضی است، از طرفی دين را می خواهد(نه بطور آرمانی البته) ، يعنی دين و ائمه(ع) و ..هم هويت ايرانی را تشکيل می دهد و اصولا جايگزينی برای مذهب در جامعه ايرانی نمی توان قائل شد.(نکته جالب ديگر اين است که روزنامه جام جم حرکت گسترده ای را در جهت مبارزه با اين تمثالها شروع کرده و از مراجع تقليد عليه اين تمثالها استفتاء کرده و ...اين خود نشان می دهد که چه جريانی از رواج اين تمثالها احساس خطر کرده است) ايرانيان در هميشه تاريخ ، مثل اکثر جوامع شرقی ، الهی گرا  و مذهب خواه بوده اند.گفته می شد روحانيت شيعه ، عوام زده است (البته اين سخن تا قبل از پيروزی انقلاب تا حد زيادی درست بود) اما اکنون که روحانيت خود حکومت را در دست دارد و به نوعی بی نيازی از مردم رسيده است، اين پديده ها می تواند باعث چالش های جديدتری شود. برخی مداحی ها هم دقيقا به همين راه می رود، نگاه کنيد به چالش اخير حوزه ها و مراجع با مداحان و شيوه های جديد مداحی، بايد ديد که بخش های غير حکومتی و حکومتی روحانيت با اين موج جديد-کاتوليزم شيعی- چه خواهند کرد؟!با اين حال ظرفيت های فرهنگی و اجتماعی و سياسی حادثه عاشورا و حرکت امام حسين (ع) به قدری زياد و پيچيده است که نمی توان به آسانی آن را بررسی کرد. خــدايا!  نـمـاز و حسين(ع) را از ما مگير! خبر خوب!!!! به اين می گن!  ، يک سايت قرآنی خيلی عالی به زبان انگليسی ، شما تاحالا  چريک شهرستانی ديده بوديد؟! (ضعيفه نصفه عقل! ماتحت خودش رو استتار کرده! حيف اون کلاشينکف که دستش است! فقط نمی دونم اين چريک مال جريان کاک جلال است يا کاک مسعود؟! اينقدر اين آقای آقامحمدی خودمانی است با اينها، روی ما هم اثر گذاشته!) 

بهمن هدایتی
عبدالله بن عبدالله بن عبدالله...بن آدم صفوه الله!
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من: