...::کلاشینـکـف دیـجیتال::...
نیش کلاش از بهر کین نیست، اقتضای طبیعتش اینجوریه!
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: بهمن هدایتی - چهارشنبه ٢٥ آبان ۱۳۸٤

«شعار» می تواند به خورد خيلی از چيزها داده شود: مثل افکار عمومی ، سياست داخلی  ، رسانه ها و ...اما «اقتصاد و ديپلماسی» دو موجودی هستند که خيلی زود شعار را استفراغ  می کنند...مذاق و معده اقتصاد و ديپلماسی اصلا به شعار سازگار نيست چون کارشان با واقعيت لخم و لخت و عريان است ! (لطفا احساس سکسی نکنيد!) ظاهرا  از قرار معلوم اين دو استفراغ در دولت احمدی نژاد خيلی زود اتفاق افتاد!( استفراغ بورس و اقتصاد که معرف حضور آقايان هست!)

اما استفراغ ديپلماتيک! چنانچه معلوم است خيلی زود هارت و پورت تيم جديد مذاکره هسته ای افت کرد و با تغيير لحن و ترديدهای  آشکار در لحن قبلی  و  سعی در بازگشت به بازی ديپلماسی و ارسال نامه لاريجانی به سران اروپايی...اين نشانه ها ديده شد.

بسيار واضح است انداختن کشور به «تهلکه شورای امنيت» و «جنگ و تحريم» با هيچ عقل سليمی جور در نمی آيد و هنری هم نمی خواهد، هنر اين است که با مذاکره و تعامل و هوشمندی منافع کشور را حفظ کنيم نه اينکه مدام بر طبل جنگ و تنش و تقابل بکوبيم و دردفيقه ۹۰ به بهانه مصلحت آن کار ديگر را بکنيم!

روش های اصولگرايانه در موضوع هسته ای از نوع کيهانی فقط به درد پرکردن صفحه دوم کيهان و روحيه انگيزی های داخلی ( که البته در جای خود لازم هم هست) می خورد و اگر در صحنه بين الملل محک بخورد، پوچ بودن و احمقانه بودنش خيلی زود معلوم می شود، حماقتی که کيهان در مقابل حماقت نومحافظه کاران و تندروهای آمريکايی از خود ساطع! می کند! بدون توجه به تفاوت ها اين سو و آن سوی ميدان ...که عملا به طنز تبديل می شود.

خيلی ساده است اگر ايران به شورای امنيت برود، ملايم ترين پيامدش ، تحريم است و تحريم يعنی خاموشی هميشگی صنعت هسته ای! ( چيزی که امروز مرتب تکرار می شود حق مسلم ملت ايران است)...تحريم شورای امنيت برای همه کشورهای دنيا لازم و واجب است، يک قلمش را تصور کنيد: ديگر نمی توان از خارج بنزين وارد کرد،  اتفاقات يک روز تهران بدون بنزين را فقط مجسم کنيد!

گربه مذکور هیچ نسبتی با مسئولان ندارد!

استراتژی نگاه به شرق دولت جديد عملا شکست خورد( رجوع به موضع هند و پاکستان در قطعنامه سپتامبر شورای حکام) و اين سياست عملا وسيله ای شد برای بيدار کردن خرس بزرگ شمالی و باج خواهی روسيه از ايران(رجوع کنيد به اخبار مربوط به سفر ايوانف به ايران، چه باج روسها را بدهند چه ندهند، پشت ايران را خالی می کند و اين يعنی بازی باخت-باخت برای ايران! روسيه قبل از اين هم غيررسمی اعلام کرده بود ، در شورای امنيت روی وتوی او حساب نکنيم!)

 خروج و قهر کردن از مذاکرات با اروپا و فحش دادن به اروپا و وارد کردن کشورهای کم وزن و شهرستانی ! به پرونده هسته ای ، نه تنها مشکلی را از ايران حل نکرد و نمی کند، بلکه پرونده هسته ای را تبديل به باشگاه امتيازگيری اين کشورها از آمريکا و غرب می کند و بازهم به ضرر ماست.

ظاهرا شورای عالی امنيت ملی و لاريجانی ، اولين کسانی در دولت جديد بودند که متوجه اين استفراغ شدند و  متوجه شدند که معنی عزت و اصول گرايی به معنای گزک دادن به دشمن و رفتن به دهان شير و انداختن کشور به تهلکه و از بين بردن تمام داشته ها و دستاوردهای نظام و...نيست، منتظر باشيد که اختلافات اساسی بين تيم فعلی شورای عالی امنيت و احمدی نژاد به وجود بيايد. 

يک ضلع خيلی جدی در جمهوری اسلامی ، مصلحت گرايی است...نماد  و استوانه ! اين تفکر يعنی هاشمی رفسنجانی ، با تابلوی جذب و اتحاد ميانه روها  بعد از انتخابات و شکست ظاهری ، به شدت در حال قوی شدن و يارگيری است ( رجوع کنيد به جذب خاتمی توسط هاشمی و بسياری از شخصيت های باسابقه و وزين و مديران کشور به سمت هاشمی) ، کوبيدن بر طبل کور اصولگرايی و اصولگرايی کيهانی و شهرستانی ،  بدون توجه در نظر گرفتن جريان هاشمی ، دقيقا به نفع سکولارها و استحاله طلبانی است که در خط هاشمی جمع شده اند.

بهمن هدایتی
عبدالله بن عبدالله بن عبدالله...بن آدم صفوه الله!
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من: