...::کلاشینـکـف دیـجیتال::...
نیش کلاش از بهر کین نیست، اقتضای طبیعتش اینجوریه!
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: بهمن هدایتی - یکشنبه ٢۳ مهر ۱۳٩۱
شما یک لیسانسیه بیکار در نیشابور هستید، از نگاه تلخ و سرزنش‌آلود پدر و مادر به خودتان به عنوان یک «بیکار» عاصی شده‌اید، امکان ازدواج ندارید و در حال از دست دادن نامزدتان هستید، آقازاده هم نیستید که کسی سفارش‌تان را بکند، شب‌ها کابوس می‌بینید، افسرده شده‌اید، فشار زندگی آنقدر بر شما سخت گرفته که مجبور می‌شوید خودتان را راضی کنید که «هر کاری» شد انجام بدهید که از این وضعیت نجات پیدا کنید، بی‌خیال پرستیژ و وجهه‌تان می‌شوید، راضی می‌شوید به هرکاری، حتی کارهای خدماتی، از دوست و آشنا می‌شنوید که آموزش و پرورش نیشابور نیرو می‌گیرد، می‌روید در سایت «پورتال جامع دولتی اطلاع‌رسانی نیشابور» در قسمت «استخدام نیروی خدماتی کار معین جهت واحدهای آموزشی خراسان رضوی».
عکس به شدت تزئینی است!

با موس شرایط استخدام را مرور می‌کنید، همه شرایط را دارید، امید نازکی بر ته دلتان نقش می‌بندد، تا این‌که می‌رسید به بخش «مدرک»: مدرک تحصیلی مورد نیاز حداقل پنجم ابتدایی و حداکثر دیپلم خواهد بود، ناگهان با تبصره‌ای مواجه می‌شوید، وقتی می‌خوانیدش انگار یک سطل آب یخ یا داغ! بر سرتان خالی کرده‌اند: «مدارک بالاتر از مدارک اعلام شده ترتیب اثر داده نخواهد شد، و از پذیرفته‌شدگان تعهد محضری مبنی بر نداشتن مدرک بالاتر از دیپلم اخذ خواهد شد و در صورتی که احراز گردد، فرد مدرک بالاتر از دیپلم داشته است، در هر مرحله از جذب و اشتغال، قرارداد وی لغو خواهد شد، و خسارت وارده به دستگاه قابل پیگیری خواهد بود».

به نظر شما آن لیسانسیه بیکار نیشابوری چه باید کند؟ دروغ بگویید که دیپلمه و پنج ابتدایی است و «شغل خدماتی» به دست آورد که با ترس و لرز منتظر لو رفتن و برگرداندن همان حقوق بخور و نمیر خدماتی باشد؟ از خیر کار و استخدام بگذرد و همچنان در خانه پدری با نگاه‌های سرزنش‌آلود سر کند؟

این قانون عجیب بیش از هرچیزی شاید بوی «تحقیر» بدهد، وقتی یک لیسانسیه بیکار خودش را راضی می‌کند که هرکاری انجام دهد تا چرخ زندگی‌اش بچرخد، وقتی با این تبصره مواجه می‌شود در واقع دو بار تحقیر می‌شود، می‌فهمد که آن کوچک کردن خودش برای پذیرش یک شغل خدماتی هم کافی نیست و فایده‌ای برایش ندارد و چه تلخ است این تحقیر مضاعف!

حدس زدن پایان ماجرا شاید خیلی مشکل نباشد: دوست، پسرخاله، پسرعمو یا بچه محل آن لیسانسیه بیکار که دانشگاه نرفته است، لیسانس و حتی دیپلم ندارد، این شغل را در شهرستان کوچکی مثل نیشابور به دست می‌آورد و لیسانسیه بیکار قصه ما ممکن است به این فکر کند که کاش تا پنج ابتدایی بیشتر درس نمی‌خواند!

بهمن هدایتی
عبدالله بن عبدالله بن عبدالله...بن آدم صفوه الله!
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من: