...::کلاشینـکـف دیـجیتال::...
نیش کلاش از بهر کین نیست، اقتضای طبیعتش اینجوریه!
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: بهمن هدایتی - سه‌شنبه ٢ اردیبهشت ۱۳٩۳

سال 76 در سینمای ایران، سال آژانس شیشه ای بود؛ آژانس شیشه ای روایتی از بچه های جنگ بود  که حالا در "شهر" جایی نداشتند و این روایت، همه داستان یک خطی ایدئولوژیک-سیاسی "انصار حزب الله" بود...

آژانس شیشه ای به دلیل داستان فوق العاده سیاسی و نابش، سیمرغ های فجر را درو کرد،اما شاید کمتر کسی یادش باشد که تهیه کننده آژانس شیشه ای  "وراهنر" بود، وراهنر جزو اولین موسسه فرهنگی هایی بود که در میانه دهه هفتاد از نگاه نوی مدیران نهادها برآمد.


حاتمی کیا یکی از پیچیده ترین البته موفق ترین ایدئولوژیک سازان جمهوری اسلامی است و حتی ورای آن؛ کاملا وفادار و البته متنفع از "سیستم دو جناحی جمهوری اسلامی".

 حاتمی کیا رندانه و زیرکانه هروقت که از شرایط سیاسی و فرهنگی تسلط یک جناح احساس تنگی و ضیق می کند به آغوش جناح -قدرت-دیگر می رود؛ گاهی هم بسیار مهیب! میانه میانه بازی می کند، از یک طرف اعتبار و بودجه می گیرد، از یک طرف هم موج رسانه ای و ساپورت در قاب هفته نامه و ماهنامه های روشنفکری؛ مثل چ!

جاتمی کیا حتی وقتی به سراغ ممنوعه ترین ها می رود(به رنگ ارغوان) همین قاعده را رعایت می کند، نوسانات حاتمی کیا در فیلمسازی به هیچ وجه بی معنی نیست، عصیان آمیزترین اثر حاتمی کیا (گزارش یک جشن) هم حتی در چارچوب چیزی است که  امروز به شوخی یا  کنایه به آن "سبزاللهی"  می گویند...

***

 
حالا حاتمی کیای 92 خواسته  با "چ" یک آژانس شیشه ای دیگر بسازد،داستان یک خطی "چ"...بیرون کشیدن "چمران" از گفتمان "بازرگان" است؛ چمرانی که  در آخرین سنگر محاصره، با عصای خمینی از دریای خون پاوه می گذرد، بازنمایی و فاکتور گیری کامل چمران بازرگان به چمران خمینی! چمران سپاه! نه چمران نهضت آزادی! ... و این دقیقا یعنی همان مصطفی چمرانی است که برادرش"مهدی چمران" در این سالها خواسته و تبلیغ کرده.

  "چ" البته -برخلاف انتظار حاتمی کیا- سیمرغ ها را درو نکرد...حاتمی کیا در "چ" موج رسانه ای اصلاح طلبان را با خود داشت، حتی تیزرهای فله ای تلویزیون را، حتی لبخند رضایت رهبری (به ادعای خود) اما "چ" آنچنان که می خواست "نگرفت" و حالا حاتمی کیا سایت ها را مقصر می داند، حاتمی کیا حالا سایت ها را دوست ندارد!

نویسنده: بهمن هدایتی - شنبه ۳ دی ۱۳٩٠

خیلی از «تلویزیون نویس‌ها» یاد گرفته‌اند که دنبال دردسر نباشند،پاستوریزه -کلیشه‌ای می‌نویسند، اتوپیای ذهنی مدیران را ترسیم می‌کنند و نتیجه «دنیای تلویزیونی آدم بدهای سیاه و آدم خوب‌های سفید» است که می‌بینیم.


اصغر فرهادی هم کارش را از فیلمنامه نویسی تلویزیون شروع کرد،اما از دل قواعد و خط قرمزهای نوشته و نانوشته، فرهادی «تعلیق بدون قضاوت» را یاد گرفت و نوشت، تا هم بنویسد و هم از صافی‌ها رد شود، اضطراری که بدل به یک سبک پرطرفدار شد. ولی «جدایی نادر از سیمین» از دل« ارتفاع پست» بیرون آمده، فیلمنامه هردو را فرهادی نوشته اما انگار جدایی نادر از سیمین، تکامل همان ارتفاع پست باشد، با بورژواتیزه کردن(!) همان خانواده ارتفاع پست.

در ارتفاع پست، مخرج مشترک ذهن حاتمی کیا و قلم فرهادی را می‌بینیم، ولی در جدایی نادر از سیمین، فرهادی، مجبور نبوده با سلیقه کهنه کارگردان سینمای جنگ، همراه شود و البته تفاوت این دو فیلم هم، همان تفاوت نگاه حاتمی کیا و فرهادی است.

درونمایه هردو فیلم «کوچ اجباری» است، در یکی، یک زوج مستاصل خوزستانی با یک کودک عقب مانده-شاهین- و در دومی، یک خانواده طبقه متوسط شهری با یک دختر نوجوان باهوش -ترمه- که نهایتا بر سر ماندن یا رفتن، این خانواده از هم فرو می‌پاشد-برخلاف ارتفاع پست که در بدترین و سخت‌ترین لحظات، پیوند زن و شوهر حتی عاطفی‌تر می‌شود-

در ارتفاع پست، هدف رفتن و کوچ کردن به هرناکجا آبادی است که بشود «هشت ساعت کار کرد، هشت ساعت خوابید و هشت ساعت با زن و بچه بود» و در جدایی نادر از سیمین، این ناکجا آباد، مصداق و مفهوم روشن‌تری پیدا کرده است: کانادا.

نویسنده: بهمن هدایتی - دوشنبه ۸ مهر ۱۳۸٧

"دعوت" روایت زنان در موقعیت‌های مختلف است که هر یک با پدیده کودک ناخواسته مواجه می‌شوند و برای حل مشکل به سقط جنین روی می‌آورند، ‌حاتمی‌کیا تلاش کرده مسئولیت پدر و مادر شدن را به جامعه گوشزد و بچه‌دار شدن را دعوتی بداند که کودکان بیگناه با آن مواجه می‌شوند و پدر و مادر حق ندارند نشانه مسلم خدا را پس بزنند یا پس بدهند.

نکته قابل توجه "دعوت" آن است که اولین فیلم حاتمی‌کیا است که مستقیم یا حتی غیر مستقیم به مفاهیم ایدئولو‍ژیکی چون جنگ و انقلاب و... ربط ندارد و در تولید آن ستاره‌هایی چون محمدرضا شریفی‌نیا، مهناز افشار، محمدرضا فروتن و... دعوت شده‌اند. این مولفه‌ها دیدن "دعوت" را با حساسیت و اشتیاق بیشتری برای مخاطبان مواجه می‌کند.

مهناز افشار،‌لیلا حاتمی

آمارهای خطرناک و رو به تزاید سقط جنین در محافل رسمی و غیر رسمی لابد بهترین دلیل بوده تا کهنه‌کارگردان جنگ به فکر ساختن فیلمی با موضوع سلب حق حیات از نوزادان ناخواسته بیفتد. این تغییر جسورانه ساحت فیلمسازی با توجه به شرایط زمان در جای خود می‌تواند نقطه‌ای مثبت در کارنامه حاتمی‌کیا ثبت شود.

حاتمی‌کیا تقریبا در انواع روایت از جنگ به اشباع رسیده بود؛ از آغازی مثل "هویت"، "‌دیده‌بان" و "مهاجر" تا "آژانس شیشه‌ای" و "موج مرده" و "به نام پدر". جالب اینکه او قبل از هر منتقدی موقعیت اشباع‌شده خود را شناخت و پای به مرحله‌ای جدید از فیلمسازی گذاشت، ‌جسارتی که هر کارگردانی ‌به آن نزدیک نمی‌شود

باید توجه داشت که حاتمی‌کیا تقریبا در انواع روایت از جنگ به اشباع رسیده بود؛ از آغازی مثل "هویت"، "‌دیده‌بان" و "مهاجر" تا "آژانس شیشه‌ای" و "موج مرده" و "به نام پدر". جالب اینکه او قبل از هر منتقدی موقعیت اشباع‌شده خود را شناخت و پای به مرحله‌ای جدید از فیلمسازی گذاشت، ‌جسارتی که هر کارگردانی ‌به آن نزدیک نمی‌شود.

در "آ‍ژانس شیشه‌ای" حاتمی‌کیا پیچیده‌ترین، ‌کاملترین و جذابترین نوع روایت را از جنگ به نمایش گذاشت و نوعی دموکراسی داستانی ظریف برای شخصیت‌های متضاد فیلم آفرید که جذابیت اثر را چند برابر می‌کرد، اما به نظر می‌رسد در "دعوت" با وجود تلاش حاتمی‌کیا برای ایجاد نوعی تنوع و تکثر و ایجاز،‌ روایت پیچیده و جذاب ساخته نمی‌شود.

ابراهیم حاتمی کیا

"دعوت" برای حاتمی‌کیا مثل پا گذاشتن به یک میدان مین و شروع تمرین فیلمسازی در ساحتی جدید است. اما یک آغاز محتاطانه و محافظه‌کارانه برای ورود به سینمای اجتماعی. البته حاتمی‌کیا در این نخستین گام با استفاده از ساختار اپیزودیک با یثربی کار کرده و ترجیح داده با راهنمایی او پا به این میدان جدید بگذارد و به نظر می‌رسد باید "دعوت" را از این منظر دوگانه تفسیر کرد.

مهمترین مشکل "دعوت" ‌تعلیق است: فیلم معلق است بین نگاه زنانه فیلمنامه‌نویس و نگاه دینی کارگردان. یثربی بیشتر به دغدغه زنانه موضوع سقط جنین پرداخته و حاتمی‌کیا هم بیشتر در پی ترویج نگاهی ماورایی / دینی به موضوع حق حیات نوزاد بوده، اما‌ این دو نگاه با هم چفت نشده 

مهمترین مشکل "دعوت" ‌تعلیق است: فیلم معلق است بین نگاه زنانه فیلمنامه‌نویس و نگاه دینی کارگردان. یثربی بیشتر به دغدغه زنانه موضوع سقط جنین پرداخته و حاتمی‌کیا هم بیشتر در پی ترویج نگاهی ماورایی / دینی به موضوع حق حیات نوزاد بوده، اما‌ این دو نگاه با هم چفت نشده و حتی می‌توان گفت یکدیگر را تا حدود زیادی خنثی کرده است.

 

این دوگانگی طبعا بر کارگردانی فیلم اثر گذاشته و حاتمی‌کیا را تا حدود زیادی از یک معماری هماهنگ و هنری بازداشته است. (بازی ضعیف فروتن را می‌توان مصداق آن دانست). مجموعه این عوامل باعث شده با وجود نام بزرگ حاتمی‌کیا و ستاره‌های فراوان، "‌دعوت" اثری درخشان نباشد و‌ دیالوگ‌های جسورانه و حاتمی‌کیایی هم نتوانسته ضعف‌های فیلم را پنهان کند.

واقعیت این است که حاتمی‌کیا هنوز در بیان موجز روایت به تبحر نرسیده و از سوی دیگر ناکافی ماندن جذابیت‌های نمایشی در "دعوت" و ترسیم ناقص نقطه اوج در داستان‌ها، ‌نقصی دیگر است که در ساختار فیلم دیده می‌شود.

-لینک مطلب در مهر(+)

بهمن هدایتی
عبدالله بن عبدالله بن عبدالله...بن آدم صفوه الله!
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من: