...::کلاشینـکـف دیـجیتال::...
نیش کلاش از بهر کین نیست، اقتضای طبیعتش اینجوریه!
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: بهمن هدایتی - شنبه ۳ دی ۱۳٩٠

خیلی از «تلویزیون نویس‌ها» یاد گرفته‌اند که دنبال دردسر نباشند،پاستوریزه -کلیشه‌ای می‌نویسند، اتوپیای ذهنی مدیران را ترسیم می‌کنند و نتیجه «دنیای تلویزیونی آدم بدهای سیاه و آدم خوب‌های سفید» است که می‌بینیم.


اصغر فرهادی هم کارش را از فیلمنامه نویسی تلویزیون شروع کرد،اما از دل قواعد و خط قرمزهای نوشته و نانوشته، فرهادی «تعلیق بدون قضاوت» را یاد گرفت و نوشت، تا هم بنویسد و هم از صافی‌ها رد شود، اضطراری که بدل به یک سبک پرطرفدار شد. ولی «جدایی نادر از سیمین» از دل« ارتفاع پست» بیرون آمده، فیلمنامه هردو را فرهادی نوشته اما انگار جدایی نادر از سیمین، تکامل همان ارتفاع پست باشد، با بورژواتیزه کردن(!) همان خانواده ارتفاع پست.

در ارتفاع پست، مخرج مشترک ذهن حاتمی کیا و قلم فرهادی را می‌بینیم، ولی در جدایی نادر از سیمین، فرهادی، مجبور نبوده با سلیقه کهنه کارگردان سینمای جنگ، همراه شود و البته تفاوت این دو فیلم هم، همان تفاوت نگاه حاتمی کیا و فرهادی است.

درونمایه هردو فیلم «کوچ اجباری» است، در یکی، یک زوج مستاصل خوزستانی با یک کودک عقب مانده-شاهین- و در دومی، یک خانواده طبقه متوسط شهری با یک دختر نوجوان باهوش -ترمه- که نهایتا بر سر ماندن یا رفتن، این خانواده از هم فرو می‌پاشد-برخلاف ارتفاع پست که در بدترین و سخت‌ترین لحظات، پیوند زن و شوهر حتی عاطفی‌تر می‌شود-

در ارتفاع پست، هدف رفتن و کوچ کردن به هرناکجا آبادی است که بشود «هشت ساعت کار کرد، هشت ساعت خوابید و هشت ساعت با زن و بچه بود» و در جدایی نادر از سیمین، این ناکجا آباد، مصداق و مفهوم روشن‌تری پیدا کرده است: کانادا.

بهمن هدایتی
عبدالله بن عبدالله بن عبدالله...بن آدم صفوه الله!
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من: