...::کلاشینـکـف دیـجیتال::...
نیش کلاش از بهر کین نیست، اقتضای طبیعتش اینجوریه!
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: بهمن هدایتی - جمعه ۱۸ شهریور ۱۳٩٠
بعد از تحولات فروردین ماه 1390 و ماجرای وزیر اطلاعات، اسفندیار رحیم مشایی، بر اثر فشارها و جو سیاسی شدیدی که علیه وی ایجاد شده بود، فعالیت های علنی خود را کاهش داد و ترجیح داد در سکوت و سپر احمدی نژاد کارش را ادامه دهد، نتیجه این تغییر راهبرد، سکوت صد و اندی روزه مشایی در برابر رسانه ها بود.

  از فروردین 90 تا شهریور 90 گفتمان "جریان انحرافی" توسط برخی جریانات سیاسی بال و پر گرفت با این هدف که حساب احمدی نژاد را از مشایی جدا کنند و ضمن تاکید بر راستی و درستی رئیس جمهور، "انحرافی" را که در "اطرافیان" او ایجاد شده را گوشزد کنند تا کم کم زمان جراحی تومور انحرافی دولت و شخص مشایی یا بقایی فراهم شود، اما احمدی نژاد در روزهای اخیر نشان داده است که پادزهر این سیاست را به خوبی می داند: او خود مشایی شد!

وقتی فشارها و انتقادات -به خصوص در هفته های اخیر- اوج گرفت(به خصوص بعد از سخنرانی بی سابقه رهبرانقلاب در دیدار هیات دولت) احمدی نژاد شاید آخرین برگ برنده یا برگ بازنده! خویش را رو کرده است، احمدی نژاد مشایی شده است تا توهم اینکه حساب جریان انحرافی از رئیس جمهور جداست را بشکند و به رقبایش بفهماند که برخورد با آنچه که "جریان انحرافی" خوانده می شود، برخورد با احمدی نژاد است و هیچ فاصله ای در این میان وجود ندارد.

سخنان عجیب و بی سابقه احمدی نژاد در حوزه گفتمانی و معرفتی که تاکنون مشایی آن را برعهده داشت، مانند اینکه " انسان می‌تواند مظهر خلاقیت خدا شود و هر آنچه خدا خلق کرده است انسان هم می‌تواند خلق کند" یا حمله به مفهومی چون ارتش سایبری و تقابل و تضاد فرهنگ ها و... می تواند سرفصل جدیدی از رفتارهای سیاسی محمود احمدی نژاد در دوسال پایانی دورانش باشد.

  در کنار این رویکرد، به میان آوردن بحث "یارانه ها" و تاکید بر اینکه "امکان سه برابر شدن یارانه ها" هم وجود دارد، نشان از آن است که تیم احمدی نژاد، نه تنها تاکنون "عقب نشینی " نکرده است بلکه هرگز از انتخابات مجلس نهم غافل نشده است و می خواهد به دور از هرگونه ائتلاف با اصولگرایان؛ مجلس نهم را با وعده های اقتصادی خیره کننده و عجیب فتح کند.

با این اوصاف،  نباید تعجب کنیم اگر سخنان جنجالی تر و شبیه مشایی تری(!) در هفته های آتی بر زبان محمود احمدی نژاد جاری شود، سخنانی از جنس دین که مستقیما "روحانیت" را به چالش می گیرد.
مطالب مرتبط
نویسنده: بهمن هدایتی - جمعه ٢٥ امرداد ۱۳۸٧

با سخنان نسبتا تند سید احمد خاتمی،‌امام جمعه تهران(+)  و بیانیه 200 امضایی نمایندگان مجلس علیه اسفندیار رحیم مشایی،‌ (+) موضوع "مشایی گیت" در دولت نهم ابعاد بزرگتری به خود پیدا کرده است که کم کم تبدیل به "آزمونی سخت و حیثیتی" برای احمدی ن‍ژاد می شود.

اسفندیار رحیم مشایی و دیگر هیچ!

ابتدا باید به این مسئله توجه کرد که اسفندیار رحیم مشایی جزو محفل اصلی و به اصطلاح " تیم یک" احمدی ن‍ژاد است، احمدی نژاد ترجیح داد از همان ابتدای به دست گرفتن قدرت و دولت، دونفر از اعضای اصلی این گروه یعنی "رحیم مشایی و علی آبادی" را ‌در دو منصب انتصابی و دنج و گرم و نرم،‌یعنی " دو معاونت رئیس جمهور"  بگمارد تا  آنها "همیشه" و بدون مزاحمت و خطر برکناری و نقد و سئوالاز سوی مجلس و ... در "کنارش" باشند.

نکته مهم این است که احمدی ن‍ژاد انعطاف؛ غمض عین،‌اعتماد و حتی می توان گفت "حالت عاطفی خاص و عجیبی"  نسبت به این محفل دارد و دلیل این حرف هم هماهنگ بودن و حرف شنو بودن احمدی نژاد از این تیم و چشم پوشی های معنی دارش  از اشتباهات و گاف های عجیب و غریب این تیم است،‌ یادمان نرود که ‌گاف های مشایی منحصر به این قصه اسرائیل و آمریکا نبود،‌هنوز خاطره شرکت در مجلس رقص ترکیه و ورود زنان به ورزشگاهها، سخن گفتن از پایان دوران اسلامگرایی و آزادی حجاب و حجتیه بازی ها و ..قصه بشقاب و غذا و سجاده خالی انداختن و...در یادها هست ولی احمدی ن‍ژاد با وجود انتقادات شدید همه طیف ها حاضر نشد مشایی را کنار بگذارد که هیچ، با او وصلت خانوادگی هم کرد و دختر مشایی را برای پسرش گرفت تا عمق پیوند آ

احمدی نژاد انعطاف؛ غمض عین،‌اعتماد و حتی می توان گفت "حالت عاطفی خاص و عجیبی"  نسبت به این محفل دارد و دلیل این حرف هم هماهنگ بودن و حرف شنو بودن احمدی نژاد از این تیم و چشم پوشی های معنی دارش  از اشتباهات و گاف های عجیب و غریب این تیم است،‌
نها بیشتر معلوم شود

 و فراموش نکنید که این مشایی بود که قصه سهمیه بنزین سفر و ...را با مخالفت وزارت نفت علم کرد و به کرسی نشاند و...دیدار احمدی نژاد با همسر دکتر فاطمی را ترتیب داد و ...همینطور رجوع کنید به گاف علی آبادی در مورد فدراسیون فوتبال رسیدن فوتبال ایران  تا مرز تعلیق و نابودی که البته احمدی نژاد هم صریحا در مصاحبه تلویزیونی اقرار کرد که علی آبادی اشتباه کرده است ولی هیچ برخورد قاطع و انقلابی و عزلی انجام نشد.

اما ورای این دلیل عاطفی،‌بال و پردادن به شخصیتی مثل اسفندیار رحیم مشایی در حوزه سیاست خارجی، به خصوص در ماههای اخیر می تواند دلیل دیگری هم داشته باشد،‌حرفهای عجیب و غریب و ظاهرا نسنجیده مشایی در مورد دوستی با مردم اسرائیل(با علم به بازتاب شدید رسانه ایی و هزینه ای که در درون نظام می آفریند)حاصل تلاش احمدی نژادی ها برای "تولید و تولد به اصطلاح یک "جناح کبوتر و میانه رو" در درون دولت و توسط همان "محفل یک" است.

البته ظواهر و قرائن تا اینجای کار،‌نشان می دهد که این تولد به شکلی ناقص الخلقه صورت گرفته و عملا نوزاد مربوطه مرده و معلول و کج و معوج به دنیا آمده است، اگر حرفهای مشایی را در کنار بال و پر دادن به لابی گری ها و سفرهای متنوع و مصاحبه های رنگارنگ هوشنگ امیراحمدی بگذاریم،‌می توانیم تکه های این پازل را بهتر کنار هم بچینیم...

نکته دیگر این است که ‌به دلایلی، احمدی نژاد قادر نیست که عذر منوچهر متکی را از کابینه بخواهد و او را صرفا تحمل می کند،‌به همین دلیل به نظر می رسد، ماموریت های خاصی در سیاست خارجی دولت نهم به رحیم مشایی سپرده است...که اگر مشایی مجال پیدا کند، بازهم به شگفت انگیزی های سیاسی اش ادامه خواهد داد.

‌حرفهای عجیب و غریب و ظاهرا نسنجیده مشایی در مورد دوستی با مردم اسرائیل(با علم به بازتاب شدید رسانه ایی و هزینه ای که در درون نظام می آفریند)حاصل تلاش احمدی نژادی ها برای "تولید و تولد به اصطلاح یک "جناح کبوتر و میانه رو" در درون دولت و توسط همان "محفل یک" است

اما بر اساس کدام تحلیل،‌ با چنین هزینه گزافی احمدی ن‍ژادی ها تصمیم به تولید یک "جناح کبوتر" در درون خودشان کردند؟ 

 دلیل می تواند این باشد:  بعد از گذشت سه سال از عمر دولت نهم و سخنان پرهزینه و رادیکال در نفی هولوکاست و ..که تصویری خشن و خفن از احمدی ن‍ژاد در غرب و اروپا ساخته و از سوی دیگر، باعث شد بسیاری از مردم در داخل کشور هم نسبت به سخنرانی های تند احمدی ن‍ژاد موضع پیدا کنند و با توجه به نزدیک شدن انتخابات ریاست جمهوری.

 این جمع بندی در محفل اصلی دولت ایجاد شده است که باید برای" تلطیف چهره دولت نهم و رئیس آن " کارهایی ضربتی و زودبازده انجام داد،‌ولو به قیمت از دست دادن طیف هایی از هواداران.

حتما در مورد "کلک مرغابی" یا کلک رشتی در استان های شمالی ایران چیزهایی شنیده اید، به نظرم یکی از کارکردهای سخنان عجیب مشایی نوعی صدای مرغابی درآوردن و کلک مرغابی زدن است (جالب این که مشایی هم شمالی است!)

لابد به زعم برخی آقایان، با تشدید تهدید نظامی اسرائیل علیه ایران ، این گونه پالس های و صدای مرغابی درآوردن ها ‌می تواند دشمن را گیج کند و بین" دولت" و "ملت" اسرائیل اختلاف بیاندازد(توجه کنید به تاکید مشایی بر وا‍ژه ملت اسرائیل)  تا نهایتا اسرائیلی ها  را در تصمیم گیری قاطع علیه ایران پیشمان کند و ..ولی جالب اینجاست که ظاهرا اسرائیلی ها اصولا مشایی را جدی نگرفتند و این حرفها نتوانسته است چیزی را تغییر دهد.(+)

هفته های سرنوشت ساز و داغی  برای احمدی ن‍ژاد و مشایی شروع  شده است،‌ باید دید که احمدی نژاد در برابر موج فزاینده و شدید درخواست ها برای اسعتفا یا عذرخواهی مشایی، چه خواهد کرد؟ آیا بازهم چشم پوشی و بی خیال شدن یا اینکه این بار فشارها کار خودش را می کند و باعث خروج مشایی از دولت می شود؟

ماندن مشایی قطعا هزینه ای بسیار زیاد برای احمدی نژاد دارد و به همان میزان رفتن و خروج اش از کابینه هم برای احمدی نژاد تلخ و هزینه آور است،‌ چون یک عقب نشینی و شکست حیثیتی  محسوب می شود،‌می توان گفت یک بازی "باخت-باخت" بر سر کلک مرغابی آقای مشایی برای آقای رئیس جمهور  روی میز چیده شده است.

-حالا ببینید کی گفتم ..بالاخره روزی معلوم خواهد شد که این قصه «تامین امنیت شیرین عبادی» به دستور احمدی نژاد هم از جمله طرحات فکری و ابتکارات کبوتربازانه و مهروزانه اسفندیار رحیم مشایی بوده است!

-سخنان مشایی در تضاد با مواضع مسئولان نظام است/ انتظار برخورد جدی رئیس جمهور(+)

-ناراحتی همسر سخنگوی دولت از پدر عروس احمدی‌نژاد...(+)

-درباره آقای رحیم مشایی از زبان محمدصالح مفتاح(+)

-200 نماینده مجلس :مشایی صلاحیت معاونت رئیس جمهوری ایران را ندارد

ولی از همه این حرفها که بگذریم: دم محمود گرم که اینقدر پشت اسفندیار درآمده است! اگه خاتمی بود، نه تنها تسلیم فشارها می شد، بلکه زنش را هم طلاق می داد تا جماعت بی خیالش شوند!

بهمن هدایتی
عبدالله بن عبدالله بن عبدالله...بن آدم صفوه الله!
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من: