...::کلاشینـکـف دیـجیتال::...
نیش کلاش از بهر کین نیست، اقتضای طبیعتش اینجوریه!
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: بهمن هدایتی - شنبه ٢٠ اردیبهشت ۱۳٩۳

 به نظرمی رسد در هفته های اخیر معادله بازی سیاست در کشور دستخوش تغییرات محسوس و معنی داری شده است، به طوری که می توان این تحولات را مبداء جدیدی در عمر دولت حسن روحانی و البته جناح بندی های نیروهای سیاسی در کشور به حساب آورد.

به طور خلاصه می توان گفت زمین بازی کم کم از "سیاست خارجی"(توافق هسته ای با غرب) به سمت "فرهنگ" چرخش پیدا می کند و قطعا این چرخش، بی دلیل و اتفاقی نیست.

واقعیت این است که همایش دلواپیسم در حالی برگزار شد که را می توان آن را نقطه اوج و نهایی مانور رسانه ای-سیاسی مخالفان توافق هسته ای ژنو دانست.

 نشانه های روشنی وجود دارد که مخالفان توافق هسته ای بیش از این؛ نه "می توانند" و نه اجازه دارند در این حوزه به مخالفت با دولت برخیزند.

اما درست در روزهای بعد از برگزاری پرسر و صدای همایش دلواپیسیم با موج جدیدی مواجه شدیم:

تغییر زمین بازی از
 چهره های مطرح اصولگرا با رویکرد "مذاکرات هسته ای تحت نظارت رهبری است" به میدان وارد شدند تا عملا موج برخاسته از همایش دلواپیسم-به میانداری چهره های جبهه پایداری- خنثی شود.

اگر تا پیش از این در جریان اصولگرا، چهره هایی چون علی لاریجانی و ابوترابی(که قبلا بارها از "ضرورت همراهی با سیاست هسته ای دولت سخن گفته بودند)، در روزهای اخیر،  علاءالدین بروجردی رئیس متنفذ کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی هم به میدان آمد و در جملاتی صریح و بی سابقه از "اتخاذ تصمیمات عالی هسته ای در حضور رهبری" سخن گفت(+)

 حتی محمدباقر قالیباف -که این روزها تحت فشار شدید اصلاح طلبان متحد دولت است و قاعدتا نباید موضعی همسو با آنان بگیرد- هم با همین رویکرد وارد میدان شد و همین جمله کلیدی را تکرار کرد که "سیاست هسته ای تحت نظر رهبری است"(+) تا اثبات شود حتی رقیبی چون قالیباف هم متحد و موتلف مخالفان رئیس دولت نیست.

محسن رضایی هم که تاکنون کمتر به صراحت در مورد توافق هسته ای سخن گفته بود، بدین موج پیوست(+)

همزمان با این تحولات؛ بلافاصله نشانه های چرخش در زمین بازی خود را نشان داد: انتشار خبر عدم حضور معنی دار رهبرمعظم انقلاب در نمایشگاه کتاب، موج تجمعات خیابانی ضدبدحجابی -با حضور چهره های معروفی چون حسین الله کرم که در سالهای اصلاحات سردمدار این چنین تجمعات بود- موج جدید انتقادات ائمه جمعه از سیاست های فرهنگی دولت و...

با این اوصاف؛ به نظر می رسد به همان میزان که انتقادات از توافق هسته ای با غرب در حال کمرنگ شدن و به حاشیه رفتن است؛ انتقاد از سیاست های فرهنگی اوج خواهد گرفت؛ دلیل هم قابل حدس است:

 1-ضرورت های واقعی و غیرقابل انکار  اقتصادی و سیاسی برای ادامه مسیر توافق هسته ای ژنو و القای این پیام به داخل و خارج که مسیر توافق هسته ای با غرب قابل بازگشت نمی باشد و کلیت و رهبری نظام در این مسیر همراه دولت حسن روحانی است.

2-جلوگیری از قدرت یافتن بیش از حد دولت حسن روحانی و مهار اتحاد دولت و اصلاح طلبان با طرح موضوع فرهنگ.

اما داغ شدن بحث فرهنگ در جامعه می تواند یک پیامد مهم داشته باشد: احیاء و افزایش نقش آفرینی شورای عالی انقلاب فرهنگی.

 بی شک یکی از مهمترین ابزارهای فشار به دولت حسن روحانی برای تجدیدنظر در سیاست های فرهنگی"شورای عالی انقلاب فرهنگی" است، نهادی که هرچند ریاست آن با رئیس جمهور است، اما چهره های حاضر در آن دیدگاه مخالف دولت را نمایندگی می کنند.

بدین ترتیب حسن روحانی می تواند در ادامه کار خود از کمرنگ شدن یک چالش و برآمدن یک چالش جدید و جدی دیگر مطمئن باشد.

نویسنده: بهمن هدایتی - جمعه ۱٥ مهر ۱۳٩٠

بعضی مصاحبه ها، سئوالاتش از جوابهای مصاحبه شونده جالب تر و خواندنی تر است، نمونه اش این مصاحبه نشریه "شما" ارگان رسمی "موتلفه اسلامی" با غلامعلی حدادعادل(+)

http://img.tebyan.net/big/1387/11/19018338329613817823517547582351184146214.jpg

  موتلفه حزب جالبی است، یکی از متشکل ترین و قدیمی ترین و ریشه دارترین احزاب کشور که سابقه 50 ساله دارد و بخاطر پیوندهایش با "بازار" و "روحانیت" شناخته می شود، تا پیش از دوم خرداد، موتلفه تقریبا ویترین جناح راست بود و میراث دار حزب جمهوری اسلامی، اما بعد از فعل و انفعالاتی که جناح راست را به "اصولگرا" تبدیل کرد، به نظر می رسید موتلفه کمی گیج شده است، تعدد و عمق سئوالات بی جواب موتلفه-با آن سابقه و ریش سفید و ...-در این مصاحبه کاملا واضح و البته قابل تامل است، موتلفه ای که روزگاری یک جناح اصلی کشور بود و ماجرای 99 نفر را به راه انداخت...

 

به سئوالات خاص ارگان موتلفه از حدادعادل توجه کنید:

- اشاره فرمودید که اگر ما به وحدت نرسیم ممکن است فتنه پیروز شود. آیا از نظر حضرتعالی این خطر جدی است؟ چون بعضی‌ها می‌گویند با حضور شورای نگهبان و با آشکار شدن چهره فتنه‌گرها در انتخابات گذشته، دیگر خطری از جانب آنها ما را تهدید نمی‌کند و اتفاقاً وقت وزن‌‌کشی بین اصول‌گراهاست که رقابتی باشد و انتخابات رقابتی برگزار شود و تک ‌قطبی نشود.

 

آمدن یا آوردن اصلاح طلبان به انتخابات مجلس راهبردی است که برخی گروههای اصولگرا برای ایجاد وحدت( درآوردن لیست واحد انتخاباتی) دنبال می کنند(به خصوص طیف ایثارگران) راهبرد ترساندن از اصلاح طلبان به گمان بسیاری ناقص الخلقه است(به همین دلایلی که سئوال کننده گفته)، جالب است که موتلفه واقعا نمی داند دلیل اصرار بر این راهبرد چیست و چرا "نباید انتخابات وزن کشی بین اصولگراها شود"، برای موتلفه سئوال جدی وجود دارد که چرا نباید اساسا بین اصولگرایان "وزن کشی" صورت بگیرد و مثلا گروهی با سابقه نیم قرن کنار گروهی بنشینند که میانگین سنی شان شاید 40 سال هم نباشدف‌عقل سیاسی موتلفه این را نمی فهمد...

http://images.alarabiya.net/24/4f/436x328_76266_154895.gif

-فراتر از وحدت، بحثی که الان مطرح است این است که اصول‌گرایان به‌شدت مشغول وحدت شده‌اند و از تولید گفتمانی که به مردم نشان بدهد که آنها به دنبال چه هستند و این وحدت به چه ثمری می‌خواهد برسد، غافل مانده‌اند. پیشنهاد حضرتعالی در این باره که این مجموعه وحدت باید در انتخابات آتی با چه شعاری پیش برود، چیست؟

 

این "سئوال" هم در ادامه همان دغدغه های موتلفه است، "وحدت به هر قیمت" چه ثمری دارد؟ چرا حتی گفتمان سازی نمی شود و همه تاکید روی فرایند وحدت است؟

-  زمزمه‌هایی که در بسیاری از محافل زمزمه‌هائی شنیده می‌شود که ماحصل اصول‌گرایی، دولتی شد که 3000 میلیارد اختلاس کرد. خودِ اصول‌گراها طبق گزارش‌هایی که مجلس داده می‌گویند در موارد بسیاری بی‌قانونی انجام داده است و یک ‌به ‌یک اینها را فهرست می‌کنند و می‌گویند حاصل اصول‌گرایی این است. چرا ما دو باره به شما رأی بدهیم؟ ما چگونه باید این اعتماد را برگردانیم؟

یکی از صریح ترین سئوالات موتلفه از حدادعادل که طبق معمول بقیه جوابها، با جوابهای سربالا و کلیشه ای حدادعادل مواجه شده است، بحث خلاء اعتماد عمومی و مشکلات دولت و اصولگرایانی که باید صرفا "هزینه" بدهند برای احمدی نژاد، باز هم موتلفه نمی داند به چه دلیلی باید این معادله نافرم را قبول کند؟

- پیرو فرمایش‌های قبلی جنابعالی که فرمودید مخالف نمایندگی اشخاص بودید، یکی از آنها آقای دکتر قالیباف هستند که در اذهان عمومی از سال 84 تا به امروز این‌ طور جا افتاده که جنابعالی در انتخابات 84 مدافع ایشان بودید و تا امروز هم این ارتباط سیاسی ادامه داشته است. آیا این درست است؟ و اگر پاسخ شما مثبت است، چرا با نمایندگی ایشان مخالف بودید؟

موتلفه هنوز جایگاه و نقش و وزن حدادعادل در جریان اصولگرا برایش شفاف نیست،به همین خاطر واقعا "سئوال" دارد که بالاخره حداد حامی قالیباف است یا نه ؟!

 

خیلی‌ها اسم ضلع دوم را جبهه اصول‌گرایان تحول‌خواه گذاشته بودند که شامل ایثارگران و ره‌پویان می‌شد و معتقد بودند برخی از چهره‌های شاخص هم در این جمع قرار می‌گیرند، از جمله حضرتعالی و آقای قالیباف. آیا چنین برداشتی صحیح است؟


جوابهای سربالای حداد مصاحبه کننده(دکتر محمد مهدی اسلامی) را قانع نکرده و دوباره سئوالش را پرسیده...

شما و آقای قالیباف و رهپویان در اصول‌گرایی در یک جبهه سلیقه‌ای قرار می‌گیرید؟

برای بار سوم! باز هم سئوال و باز هم جواب سربالا!

می‌خواهم موضوعی را خارج از بحث انتخابات بپرسم. آقازاده شما مصاحبه‌ای را در اسفندماه 89 با ویژه‌نامه نوروزی هفته‌نامه مثلث داشتند. در یکی از بخش‌های این مصاحبه ایشان اشاره‌ داشتند که در شروع کار مجلس هشتم، جریان راست سنتی، به‌ویژه مؤتلفه، با مشارکت گروه‌های دیگر و بعضی از افراد دست به دست هم دادند و پدرم را کنار گذاشتند و آقای لاریجانی رئیس مجلس شد. بنده به ‌واسطه اینکه مسئول روابط عمومی حزب هستم، طبیعتاً با چنین موضع‌گیری باید پاسخ می‌دادم و مطلبی را هم برای آقازاده جنابعالی و هم برای هفته‌نامه مثلث آماده می‌کردیم، اما به دلیل ارتباطی که مؤتلفه با جنابعالی دارد و احترامی که برای شخص شما قائل هست،اما آن موقع اصلاً موضعی نگرفتیم. آیا جنابعالی هم این تحلیل را قبول دارید، یا صرفاً برداشت فرزند جنابعالی است؟

جواب حداد به این سئوال هم جالب است: همان‌ طور که شما آن موقع به احترام من سکوت کردید و وارد این ماجرا نشدید، اجازه بدهید من هم به احترام مؤتلفه و جبهه پیروان سکوت کنم و وارد این ماجرا نشوم.

که این به معنای تایید تلویحی حرفهای فرید آقازاده و ائتلاف لاریجانی با راست سنتی برای کنار گذاشتن حداد است.

البته یکی از زیرکی های لاریجانی در فضای سیاسی "نگه داشتن " موتلفه و جریان راست سنتی برای خود و استفاده از آنان در بزنگاهها از یک سو و عدم به اصطلاح "حال دادن" به سنتی ها از سوی دیگر است که نمونه اش همین برکناری حداد از ریاست مجلس بود، موتلفه با فضای جدید بعد از انتخابات 88 هنوز به درستی کنار نیامده است...شاید تداوم این سئوالات بی جواب برای متشکل ترین حزب سنتی کشور دیگر به سکوت و اطاعت خلاصه نشود، شاید ...!

در همین رابطه شاید(+)

بهمن هدایتی
عبدالله بن عبدالله بن عبدالله...بن آدم صفوه الله!
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من: