...::کلاشینـکـف دیـجیتال::...
نیش کلاش از بهر کین نیست، اقتضای طبیعتش اینجوریه!
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: بهمن هدایتی - شنبه ٦ مهر ۱۳۸٧

درست در لحظاتی که محمود احمدی نژاد از سفر نیوریورک، پا به تهران گذاشت و می خواست از نتایج سفر درخشان خود به نیویورک بگوید، نمایندگان ائتلاف 1+5 اعلام کردند که در مورد پیش نویس قطعنامه چهارم شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران به توافق رسیده اند و این پیش نویس در روزهای آتی به رای گذاشته می شود،‌این همزمانی حتما اتفاقی نیست...!

فرانک اشتاین مایر، وزیر خارجه آلمان هم جمله جالبی را در خصوص لزوم صدور هرچه سریع تر قطعنامه جدید علیه ایران گفت: تاخیر در صدور قطعنامه باعث می شد که "دولت ایران" خیلی خوشحال شود!(+)

صدور قطعنامه چهارم، چیز چندان عجیب و غیرقابل انتظاری نبود، اما از روی برخی جزییات می توان به نکات ظریفی هم پی برد، برای درک بهتر چرایی صدور و کیفیت خاص قطعنامه چهارم شورای امنیت سازمان ملل علیه برنامه هسته ای ایران باید نگاهی دوباره به شرایط سیاسی داخل و خارج ایران انداخت:

در شرایط فعلی و بعد از گذشت سه و سال نیم از دولت احمدی نژاد و ریزش های دائمی دولت و بروز مخالفت های گسترده در درون نظام علیه دولت نم و ترمیم ها و استعفاهای بی سابقه و...این مسئله کم کم برای همه(داخلی ها و خارجی ها) مسجل و اثبات می شود که "احمدی نژاد تنهاست و به مرور تنهاتر" هم می شود.

ظاهرا غرب هم به سمت سیاست انتظار و "تفکیک بین حاکمیت و احمدی نژاد" پیش می رود، نتیجه و میوه و نماد این سیاست بطور دقیق، هدف گیری موقعیت شخص احمدی نژاد در انتخابات آتی با ابزارها و سیاست های بین المللی چون قطعنامه های شورای امنیت و تحریمها و.. است

از طرف دیگر با عبور از نیمه دوم سال 87 و به صدادرآمدن زنگ انتخابات در جامعه، رقبای سیاسی داخل نظام احمدی نژاد کار خودشان را برای انتخابات با شدت و هیجان و خیلی زودتر از معمول شروع کرده اند( حسن روحانی-کروبی و ...) و تلاش می کنند که تفکر خاص دولت نهم را به بایگانی بسپارند و برخلاف  تئوری" دولت اسلامی" که دولت نهم را آینده محتوم نظام جمهوری اسلامی و" ریل آتی حرکت لوکوموتیو انقلاب" جلوه می دهد، راهی برای عبور یا بازگشت از احمدی نژاد به جامعه (در چارچوب نظام) معرفی کنند.

اما به موازات این تحرکات داخلی، ظاهرا غرب هم به سمت سیاست انتظار و "تفکیک بین حاکمیت و احمدی نژاد" پیش می رود، (البته چاره از هم جز این بکار گیری این سیاست ندارد) نتیجه و میوه و نماد این سیاست بطور دقیق، هدف گیری موقعیت شخص احمدی نژاد در انتخابات آتی با ابزارها و سیاست های بین المللی چون قطعنامه های شورای امنیت و تحریمها و.. است.

 به قول ظریفی قطعنامه شورای امنیت مثل "نمره صفر در انضباط" است.

جالب است که بخاطر شرایط خاص اقتصادی-سیاسی و ژئوپلتیکی فعلی ایران و پرهزینه بودن گزینه حمله نظامی و تغییر رژیم و .. البته وجود صداهای مخالف دولت نهم که روز به روز بلندتر می شوند باعث شده است که غرب با وجود همه اختلافات و مشکلاتی که با ایران دارد، در مورد "نظام و رژیم حاکم بر ایران"  به یک موضع یکپارچه منفی نرسد(مثل موضعی که مثلا در قبال کره شمالی یا عراق دوره صدام داشت یا دارد) و همین موضوع به ضرر احمدی نژاد و به نفع نظام شده است. 

داوود احمدی نژاد

پیامد دوم شرایط فوق (به خصوص برای طرفهای خارجی) می تواند رسیدن به این تحلیل باشد که در رابطه با مسئله هسته ای در داخل ایران، از احمدی نژاد رادیکال تر و سرسخت تر وجود ندارد و  اگر این "نماد" سرسختی و رادیکالیسم(یعنی احمدی نژاد) زمین بخورد و در مشکلات اقتصادی و سیاسی غرق شود،ایران لابد در موضوع هسته ای، کوتاه خواهد آمد...و همین انگیزه بیشتر فشار آوردن مضاعف بر "احمدی نژاد" خواهد شد.

شرایط داخلی دولت انصافا اسفناک و چشم انداز مثبتی در آن دیده نمی شود، محمود  در دونکرک اقتصاد گیر افتاده(+) و چشم انداز اقتصاد آنهم در سال منتهی به انتخابات، روز به روز بدتر می شود...و به قول معروف جاده و اسب مهیاست که محمود زمین بخورد! (البته نکته جالب انگیز قصه این است که همه این دلایل ناامیدکننده، باعث نمی شود که احمدی نژاد در دور دوم هم رئیس جمهور نشود!) 

نکته جدیدی که در این سفر نیویورک می توان فهمید تمهیدات غرب در سفر اخیر بود؛ از جمله تغییر سیاست در اعطای ویزا به همراهان و ..که  تاحدودی امکان مانور رسانه ای را از محمود گرفت، یعنی نوعی تمرین برای مهار احمدی نژاد

اما نکته جدیدی که در این سفر نیویورک می توان فهمید تمهیدات غرب در سفر اخیر بود؛ از جمله تغییر سیاست در اعطای ویزا به همراهان و ..که  تاحدودی امکان مانور رسانه ای را از محمود گرفت، یعنی نوعی تمرین برای مهار احمدی نژاد که با این فرض بالا که مطرح کردیم، هم خوانی دارد، در سفر اخیر نیویورک آن غافلگیری سابق در سفرهای نیویورک رخ نداد و از دانشگاه کلمبیا و دیدارهای پرسروصدا و ...خبری نبود و همانطور که گفتیم تا احمدی نژاد پایش را به فرودگاه گذاشت خبر تصویب پیش نویس قطعنامه چهارم منتشر شد تا محمود عملا نتواند هیچ تبلیغاتی در مورد نتایج درخشان سفرشبه نیویورک داشته باشد.

به نظرم دو قطبی آتی یا به قول چپ های "تضاد آینده" جامعه ما شاید همین موضوع باشد، در شرایط آتی در برابر دیدگاه " تلاش برای انفکاک احمدی نژاد از حاکمیت" قطعا دیدگاه " حمایت شدیدتر حاکمیت از احمدی نژاد" می تواند تعریف و عملیاتی شود که قطعا یک انتخاب استراتژیک و کلان در نظام جمهوری اسلامی خواهد بود و نشان خواهد داد که آیا واقعا "دولت نهم" ریل محتوم لوکوموتیو انقلاب و نظام است یا خیر؟ 

نویسنده: بهمن هدایتی - سه‌شنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸٧

سفر انتخاباتی عموباقر به کردستان اردیبهشت ۱۳۸۴..توی راه سنندج!

من تا قبل از این سفر حس خاصی به قالیباف نداشتم(البته الانم رابطه مرید و مرادی ندارم) ولی حدود دو هفته ای که به اتفاق قالیباف با آن اتوبوس ولووی آبی نصف ایران را گشتیم، خیلی چیزها فهمیدم، یاد گرفتم و دیدم، چون یه جورایی توی این سفر پسرخاله شده بودیم با عمو باقر، او  هم خاطرات نابی تعریف می کرد از خیلی چیزها و خیلی آدمها، از دوره جنگ، دوره فرماندهی سپاه و دوره فرماندهی ناجا و ...

حیف که خیلی هاش رو نمی تونم بگم ولی این خاطره شاید جالب باشد: از قالیباف در مورد تشکیل پلیس زنان و استخدام زنان در ناجا  سئوال کردم (چون تا قبلاز  اون پلیس زن وجود نداشت)برامون تعریف کرد که با تحقیقات و تحلیل های مفصل به این نتیجه رسید که حتما باید پلیس زن داشته باشیم، اما رهبری مخالف بودن، گفت چند جلسه مفصل با آقا صحبت کردم و ایشان را قانع کردم(البته با چند نکته تحفظی)  یا توی یه بخش دیگه از سفر بحث احمد و هادی قابل شد، قالیباف گفت: حساب اختلاف نظرهای سیاسی و ..جدا، این دو برادر آر.پی.جی زن لشگر ۵ نصر خراسان بودند و...، شاید بعدها بازهم در مورد خاطراتم از این سفر نوشتم!

بهمن هدایتی
عبدالله بن عبدالله بن عبدالله...بن آدم صفوه الله!
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من: