...::کلاشینـکـف دیـجیتال::...
نیش کلاش از بهر کین نیست، اقتضای طبیعتش اینجوریه!
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: بهمن هدایتی - یکشنبه ٢٧ مهر ۱۳٩۳

مذاکرات هسته ای ایران و غرب برای نیل به یک "توافق پایدار" به حساس ترین  و سخت ترین مرحله خود رسیده است، بحران دوازده ساله هسته ای ایران زمانی آغاز شد که حسن روحانی بر مسند دبیری شورای عالی امنیت ملی تکیه زده بود و حالا بعد از کش و قوس های فراوان و آزمودن مدل تاکتیک ها و استراتژی های مختلف و گاه متضاد، دوباره حسن روحانی در قامت رئیس جمهور، مدیریت پرونده هسته ای را بر عهده گرفته است.

اختلاف بر تعداد سانتریفیوژها و نوع و کیفیت حذف تحریم ها دو نقطه کانونی اختلاف ایران و 1+5 است، اختلافی بطور مشخص میان ایران و آمریکا.



حسن روحانی اینک نزدیک به دوسال است که همه آبرو و اعتبار و توانمندی و هرآنچه را که سرمایه سیاسی می توان نامید به میدان هسته ای آورده است، روحانی از اولین روز دولت خود-حتی قبل از آن- مستقیما به سراغ موضوع هسته ای با استراتژی "توافق بزرگ برد-برد" رفت.

علیرغم خوش بینی های اولیه و با اتمام مدت توافق موقت ایران و غرب بر اساس توافق نامه ژنو(آذر ماه 1392) حالا ماراتن دوازده ساله ای هسته ای به جاهای باریک و حساس خود رسیده است، هم ایران و هم غرب باید و لاجرم در مواضع اعلامی و رسمی فعلی خود انعطاف به خرج بدهند تا این بحران حل شود.

تقریبا مشخص است که اگر در مهلت باقی مانده، توافق هسته ای بزرگ محقق شود، چه اتفاقاتی خواهد افتاد، اما حسن روحانی به عنوان رئیس جمهوری که رای خود از مردم و اعتبار و آبروی سیاسی اش را به موضوع هسته ای پیوند زده است و طبق گفته یصریح خود مسئولیت مذاکرات را شخصا به عهده گرفته است،در صورت شکست مذاکرات چه خواهد کرد؟  حسن روحانی بعد و قبل از شکست مذاکرات هسته ای چه تفاوتی خواهد داشت؟

واضح است که اگر حسن روحانی برای بار دوم - بعد از تجربه سالهای 82-84 - به عنوان منعطف ترین طیف داخل نظام در حوزه هسته ای و سیاست خارجی با پشتوانه مردمی "نتواند" به توافق هسته ای برسد، هیچ طیف دیگری از هیچ یک از جناح ها و شخصیت های سیاسی قادر نخواهد بود به این توافق دست پیدا کند.

باید این نکته را هم در نظر گرفت عدم تحقق توافق هسته ای با وجود ابتکاراتی چون مذاکرات رسمی با آمریکا، تماس تلفنی رئیس جمهوری ایران با باراک اوباما  عملا به معنای بسته شدن طولانی و حتی دائمی توافق هسته ای ایران و غرب-حداقل از سمت ایران- خواهد بود.

با این اوصاف، می توان چند گمانه مهم در این خصوص بیان کرد:

1-فردای شکست مذاکرات هسته ای، حسن روحانی که همواره در میانه دو جناح اصلی کشور قرار دارد، در موضوع هسته ای ، تبدیل به یک اصولگرای دو آتشه چون"سعید جلیلی" شود و عملا استراتژی سالهای گذشته مبتنی بر افزایش تعداد سانتریفیوژها و تاسیسات هسته ای در برابر افزایش تحریم ها و فشارهای غرب محقق شود،  هرچند با توجه به سوابق و روحیات حسن روحانی نمی توان باور کرد که چنین اتفاقی روی دهد...

2-گمانه دوم این است که حسن روحانی فردای شکست مذاکرات هسته ای- در حالی که دوره اول ریاست جمهوری اش به نیمه می رسد-سکوت پیشه کند و عملا با سوخت شدن مهمترین برگ برنده اش در موضوع هسته ای، دیگر فقط عملا به کارهای روزمره ریاست جمهوری بپردازد تا دوره اش تمام شود و در انتخابات 96 هم نامزد نشود.

 شاید در این فاصله زمانی-شکست احتمالی مذاکرات تا انتخابات ریاست جمهوری 1396- به دلیل حضور حسن روحانی به عنوان رئیس جمهور صرفا فضا به قبل از سال 92 برنگردد و  تحریم ها افزایش نیابد ، هرچند که توافقی هم در کار نخواهد بود و شاید طرفین به "فریز" و "ُسکوت" رضایت دهند.

3-گمانه سوم این است که حسن روحانی در صورت شکست احتمالی مذاکرات هسته ای استراتژی و تاکتیک خود را تغییر دهد و به جای مذاکره، رفتاری  عجیب و غیر قابل پیش بینی مانند محمود احمدی نژاد در سالهای 1390-92 در پیش بگیرد.

به گزارش پارسینه، تنها چند هفته باقی مانده است تا یکی از سرنوشت مهمترین چالش سیاست خارجی ایران بعد از پایان جنگ هشت ساله(1980-88) مشخص شود، سرنوشتی که با سرنوشت حسن روحانی به عنوان رئیس جمهور میانه رویی که با رای قابل توجه مردمی بعد از یک دوره رادیکال در مدیریت پرونده هسته ای روی کار آمده بود.

مطالب مرتبط
نویسنده: بهمن هدایتی - شنبه ٢٠ اردیبهشت ۱۳٩۳

 به نظرمی رسد در هفته های اخیر معادله بازی سیاست در کشور دستخوش تغییرات محسوس و معنی داری شده است، به طوری که می توان این تحولات را مبداء جدیدی در عمر دولت حسن روحانی و البته جناح بندی های نیروهای سیاسی در کشور به حساب آورد.

به طور خلاصه می توان گفت زمین بازی کم کم از "سیاست خارجی"(توافق هسته ای با غرب) به سمت "فرهنگ" چرخش پیدا می کند و قطعا این چرخش، بی دلیل و اتفاقی نیست.

واقعیت این است که همایش دلواپیسم در حالی برگزار شد که را می توان آن را نقطه اوج و نهایی مانور رسانه ای-سیاسی مخالفان توافق هسته ای ژنو دانست.

 نشانه های روشنی وجود دارد که مخالفان توافق هسته ای بیش از این؛ نه "می توانند" و نه اجازه دارند در این حوزه به مخالفت با دولت برخیزند.

اما درست در روزهای بعد از برگزاری پرسر و صدای همایش دلواپیسیم با موج جدیدی مواجه شدیم:

تغییر زمین بازی از
 چهره های مطرح اصولگرا با رویکرد "مذاکرات هسته ای تحت نظارت رهبری است" به میدان وارد شدند تا عملا موج برخاسته از همایش دلواپیسم-به میانداری چهره های جبهه پایداری- خنثی شود.

اگر تا پیش از این در جریان اصولگرا، چهره هایی چون علی لاریجانی و ابوترابی(که قبلا بارها از "ضرورت همراهی با سیاست هسته ای دولت سخن گفته بودند)، در روزهای اخیر،  علاءالدین بروجردی رئیس متنفذ کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی هم به میدان آمد و در جملاتی صریح و بی سابقه از "اتخاذ تصمیمات عالی هسته ای در حضور رهبری" سخن گفت(+)

 حتی محمدباقر قالیباف -که این روزها تحت فشار شدید اصلاح طلبان متحد دولت است و قاعدتا نباید موضعی همسو با آنان بگیرد- هم با همین رویکرد وارد میدان شد و همین جمله کلیدی را تکرار کرد که "سیاست هسته ای تحت نظر رهبری است"(+) تا اثبات شود حتی رقیبی چون قالیباف هم متحد و موتلف مخالفان رئیس دولت نیست.

محسن رضایی هم که تاکنون کمتر به صراحت در مورد توافق هسته ای سخن گفته بود، بدین موج پیوست(+)

همزمان با این تحولات؛ بلافاصله نشانه های چرخش در زمین بازی خود را نشان داد: انتشار خبر عدم حضور معنی دار رهبرمعظم انقلاب در نمایشگاه کتاب، موج تجمعات خیابانی ضدبدحجابی -با حضور چهره های معروفی چون حسین الله کرم که در سالهای اصلاحات سردمدار این چنین تجمعات بود- موج جدید انتقادات ائمه جمعه از سیاست های فرهنگی دولت و...

با این اوصاف؛ به نظر می رسد به همان میزان که انتقادات از توافق هسته ای با غرب در حال کمرنگ شدن و به حاشیه رفتن است؛ انتقاد از سیاست های فرهنگی اوج خواهد گرفت؛ دلیل هم قابل حدس است:

 1-ضرورت های واقعی و غیرقابل انکار  اقتصادی و سیاسی برای ادامه مسیر توافق هسته ای ژنو و القای این پیام به داخل و خارج که مسیر توافق هسته ای با غرب قابل بازگشت نمی باشد و کلیت و رهبری نظام در این مسیر همراه دولت حسن روحانی است.

2-جلوگیری از قدرت یافتن بیش از حد دولت حسن روحانی و مهار اتحاد دولت و اصلاح طلبان با طرح موضوع فرهنگ.

اما داغ شدن بحث فرهنگ در جامعه می تواند یک پیامد مهم داشته باشد: احیاء و افزایش نقش آفرینی شورای عالی انقلاب فرهنگی.

 بی شک یکی از مهمترین ابزارهای فشار به دولت حسن روحانی برای تجدیدنظر در سیاست های فرهنگی"شورای عالی انقلاب فرهنگی" است، نهادی که هرچند ریاست آن با رئیس جمهور است، اما چهره های حاضر در آن دیدگاه مخالف دولت را نمایندگی می کنند.

بدین ترتیب حسن روحانی می تواند در ادامه کار خود از کمرنگ شدن یک چالش و برآمدن یک چالش جدید و جدی دیگر مطمئن باشد.

بهمن هدایتی
عبدالله بن عبدالله بن عبدالله...بن آدم صفوه الله!
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من: