...::کلاشینـکـف دیـجیتال::...
نیش کلاش از بهر کین نیست، اقتضای طبیعتش اینجوریه!
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: بهمن هدایتی - یکشنبه ٢۱ شهریور ۱۳٩٥

بازیگر طنز رادیو و تلویزیون، است و ؛ ! هرچند که در سینمای ایران، ها بیشترند از همه اقلیت ها

از همین الان کلکسیونرها رفتن دنبال خرید عینک دودی های

چقدر "خالی الذهن" شدن سخته!

ابوالفضل فاتح؛ موسس شرط گذاشته بود دختران دارای جمال بالا! و کسانی که خانه شان بالای میدان فاطمی است، در این خبرگزاری استخدام نشوند!

انسجام و هماهنگی اصلاح طلبان مجلس کمتر از هماهنگی انجمن اسلامی دانشگاه آزاد واحد ابرقو است؛عمق ضربه 88 به اصلاح طلبان حالا معلوم می شود!

سالگرد را باید با سالگرد مقایسه کرد:تیرماه 68؛خروج از فضای آرمانی جنگ؛گفتمان سازندگی هاشمی در اوج؛امروز اما فقط اکل میته

تروریسم در بلند مدت؛ مردم جهان را به هم نزدیک می کند؛غرایز انسانی را بیدار می کند؛حتما امروز خیلی ها مهربان تر از دیروز هستند

تروریسم به نام اسلام؛ مساله را اینقدر پررنگ و حیاتی و عامض خواهد کرد که نهایتا به گره خواهد زد

کودتای ترکیه؛ کمتر از 4 ساعت دوام آورد؛ مسجد و اینترنت و دموکراسی کودتا را فلج کرد!

کاش سیاست هم مثل فوتبال گزارشگر مخصوص داشت؛ را هم گزارش می کرد!

تو خیلی مهربونی، ولی فقط در مورد خودت!

نشان داد قدرت و تاثیر نیروهای اطلاعاتی در شرایط آشوب و جنگ شهری به مراتب از نیروهای نظامی بیشتر است

احتمالا به صرفه ترین؛عملی ترین و محتمل ترین راه حل روحانی برای موضوع , تبدیل حصر به ممنوع التصویری و ممنوع الخبری و باشد

نفرت از و و و و حمایت از ؛ قدر مشترک ها و !

یکی از غم انگیزترین سرنوشت ها را داشت؛ مرگ در فقر و آلزایمر و غربت و ناشناسی؛ اپراخوان اجاره نشین ها!

مرحوم و رهبران مدرسه می توانستند امروز ایران باشند اگر آنها هم وارد سیاست و حکومت شده بودند

قبلا مردم نگران آدم آهنی ها علیه انسان بودند که سوژه فیلم های علمی تخیلی بود؛این نگرانی برطرف شده که هیچ؛ الان دغدغه با ربات است!

و بورژوایی ترین اصطلاحات زبان قارسی است

نگران شد؛ در بستر مرگ و خطر خوابید

خوشبخت‌ترین مدیرمسئول رسانه در ایران؛ است؛ بازرس اتحادیه بنکداران و مدیرمسئول روزنامه رسمی کشور

چقدر این جدید نمازجمعه تهران یخ و کارمندی طوراست.مرحوم کاراکتر خاص خودش را داشت:کاسب بازار؛مکبر مسجد هدایت صدای عالی

به این فکر کنید که با "نیامدن" در انتخابات ریاست جمهوری 96 چه چیز یا چیزهایی بدست خواهد آورد؟

بهشت را به "بها" دهند یا "بهانه"؟ جواب همین سئوال ساده ؛ مرز میان دو نوع رایج است!

اینقدر اسم "امیرعلی" زیاد شده که احتمال اینکه اسم بیست سال بعد اسمش باشه، زیاده! امیرعلی در خانواده ای مذهبی و متوسط...

توی باغچه های بین قبرهای #بهشت_زهرا پر از نخل های کوچولو است، هسته خرماهای خیراتی تف شده؛ فاتحه هایی که دوباره تبدیل به #خرما می شوند!

رفتیم یک باغی رو ببینیم؛دیدیم که روبروی قبرستانه! بهش میگم همین که روبروی قبرستانه؟!طرف میگه:نه! روبروی گلزار شهدا است!

تا دروازه های تمدن بزرگ؛ یک یاحسین دیگر! ....شعار پیشنهادی احتمالی دکتر به

یک احتمال دیگر:حسن روحانی کاملا از اصلاح طلبان برائت جوید و بشود نامزد اختصاصی و قطعا پیروز در 96؛بازی برد-برد؟

بدترین و آزاردهنده نرین خواب هایی که می بینم، مربوط به دوران مدرسه،امتحان,استرس خوندن فیزیک و شیمی و... است! چه کردی با ما ای سیستم آموزشی!

یکی از اشتباهات مسکوت گذاشتن پینشهاد مناظره در سال 92 بود

تجمع چی ها در ؛ تلاش برای تشکیل یک شهر انقلابی-مذهبی و به رسمیت شناخته شدن واتیکانیزه شدن و احتمالا بعدا است؟

"من #88 به محسن رضایی رای دادم" یکی از اشکال رایج تقیه و توریه سیاسی در میان خواص و عوام است!

"نه! این داعشی نیست، می شناسمش! قبلا می اومد اینجا" وقتی استکان ها را به آبدارخانه مسجد برمی گرداندم،دیدم درباره من حرف می زنند!

زندگی به سبک + و !

دعوت حدادعادل به برنامه های تلویزیونی در حکم واکسینه شدن برنامه مذکور و البته تهیه کننده های سیما در برابر زیرآب زنی های اداری-سیاسی است !

پرچم؛ یقه آخوندی،اقتدار ملی،عدم تبرج؛...مسئولین گفتن با این کلمه و ترکیبات؛ بسازید!

تحولات بعد از نشان می دهد که درباره تحولات داخلی ایران؛ تقویت نیست و آنها سیاست صبر و انتظار را ادامه می دهند

زیبایی است؛ رسانه گلایه؛ رسانه خبر و مخ زنی؛ عصاره همه اینها !

بروبچز سیاسی به جای "یه کفتر دارم سیگار میکشه" میگن:بیا خونمون عکس بی حجاب زهرا رهنورد و دختر روحانی و مینو خالقی رو بهت نشون بدم

یکی از ویژه برنامه های سالگرد ارتحال دوره ریاست محمد هاشمی،،صحنه غش کردن در حین شنیدن خبر ارتحال بود،سهم چپ از سفره رسانه ایی انقلاب!

یه وقتهایی رسانه نصیحت و هشدار، گوش و چشم و حرف و موعظه نیست ، می شود "بو"؛ بوی ...پیام رسان ویژه است با همه هشدارها و عبرتها!

بهترین راه گند زدن به یک فیلم خوب و حتی مخدوش کردن چهره مشعشغ و بزرگواری مثل ؛ دوبله مزخرف است!

؛ انقلابی ترین ماشین جهان است ! وقت کلاس رو نمی گیره؛ کار می کنه و کار و کار!

اصرار بر ، یقینی ترین راه برای شدن ، تفسیر به رای دین و باز کردن باب "تنزل تنزیل" است

 یک #آیه نهی در مذمت، حتی یک "اوف" گفتن به والدبن، انگار خدا میگه اینها با من هستند،از طرف من هستند،"حق" ندارید حتی یک اوف به آنها بگویید!

آیت الله علی و دکتر یدالله ؛ چه شباهتی در ایمان این دو مرد بود که تنها مدافعان -درون دینی- نظریه تکامل و فرگشت در قرن ما شدند؟

هر روز صبح که از خواب بیدار می شه به خودش میگه: خوب امروز همگام با مردم باشم یا همراه با مسئولین؟ مثل ریش ستاری است این بشر!

به زودی"چرا در جنگیدیم؟" بسیار به "چرا بعد از جنگ را ادامه دادیم؟" شبیه خواهد شد...

برجام را جیره بندی کرده ایم؛رسانه را جیره بندی کرده ایم؛اخوی حسین را هم انتهای کانال دراز کرده اند؛منتظریم بیایند و تیرخلاص بزنند!

-یاسین!

-ها؟

-این شیرخشک ها که امروز برای آوردی از "اونا" که نیست؟

-خودت چی فکر می کنی گوگوشم؟! گفتگوی با

"سی و هفت" حالا یک عدد خاص است؛ رقم سالهای سلطنت با دوره برابر شده است

برای اولین بار از وقتی که یادم می اد، بابام موقع پخش گفتگوی تلویزیونی یک رییس جمهور جلوی تلویزیون خوابش برد!

زیادگویی؛کلی گویی،شعارزدگی،تعارف و اضافه گویی،توضیح واضحات، هم مردم،هم مسوولین! علوم سیاسی و ارتباطات خونده ها کجای مجلس نشستن؟ چه باید کرد؟

معطوف به انسان شد و آرمانش شد ؛ معطوف به انسان شد و آرمانش شد:

در محافل هنری به زودی دچار یک دگریسی خواهد شد و از یک فحش رکیک تبدیل به کلمه طنازانه ای خواهد شد، مثلا دیوس! ر.ک تبدیل کثافت به کصافت!

تاثیر تبلیغات بر فروش انفجاری که یادتان هست؛فکرشو بکنید همین ظرفیت که تاحالا در سیاست ایرانی خرج نشده بیاد توی و...

لابراتوار دکتر عبیدی! یکی از با کلاس ترین و خارجکی ترین نام ها در دهه شصت و هفتاد!

تنها فردی از مسوولان و شخصیت های نظام در تاریخ انقلاب اسلامی است که سابقه از را در کارنامه خود ندارد

یک نقطه ضعف در مقایسه با این است که مشکل با ، عقیدتی-فکری بود و چالش ، مالی-اقتصادی

پدیده تجمع اعتراضی "خانواده شهدا" یکی از کلیدواژه های ثابت سیاست دهه هفتاد و هشتاد بود،حالا مدتهاست کمتر خبری-بااین عنوان- شنیده میشود،چرا؟

باید تنبل باشی تا معنی "من حیث لایحتسب" را بهتر از بقیه بفهمی!

مشروطه،سوم اسفند ۹۹،شهریور۲۰، مرداد ۳۲،بهمن ۵۷...در تاریخ معاصر، ۵ بار سقوط کرده و هربار با فتح و سقوط و انقلابش؛ یک حکومت-دولت رفته

توی علوم انسانی، یا باید دکتر بشی یا سوژه دکترهای علوم انسانی! ...وگرنه یزیدی هستی!

قولم به خودم برای حذف تدریجی موسیقی از زندگی را شکست! در حد دانلود همه آلبوم ها و گوش دادن شبانه روزی! مثل یه نور کوچولو اومدی!

یکی از غم انگیزترین لحظات :در جلسه با رهبری تقاضا می کند برای توسعه حرم امام زمین بدهند و این درخواست رد می شود/خاطرات هاشمی71

اگر رهبر شده بود:یادم هست یک اختلافی بین ایشان و امام راحل ایجاد شده بود،حضرت آقا با کمال شجاعت نظرشون رو گفتند و ...

در تمام انتخابات های بعد از 92 نامزد شده؛برای ریاست جمهوری 96 هم می آید؛آیا هنوز نزد کوپن تایید صلاحیت دارد یا نه؟!

محصول هالیوودی/بالییودی/مارکسیستی فهمیدن هستند

مکتب و دین و حتی "ایسمی" که را درنیاورد یعنی دلی نیست..بیاندازش دور!

(آقاجواد ) دامنه Islamonlie.ir را ممنوع الفروش کرده و عشقش کشیده که ترشی بندازه! !

منتظر پخش قریب الوقوع سریال ها و فیلم های روسی با موضوع جنگ میهنی و دفاع در برابر امپریالیسم و فاشیسم و ..از صداوسیما هستم

غفور غفور سعید! اسم ها و قیافه ها و هیجان گزارشگر؛انگار بی سیم عملیات فتح المبین یا حداقلش دیده بان حاتمی کیا باشه!

آسمان همه جا مال من است یعنی: هرکجای دنیا و توئیترت رو باز کنی!

امروز، تلفیقی از و است

عصر جمعه پارک لاله،صندلی چیده اند دور حوض،حاج اقایی بالای منبر،مردمی که شبانه روز از صداوسبما همین حرفها را میشنوند، صندلی ها را پر کرده اند

در ، انگار اون بچه لوس و ننر کلاس هستند که معلم،ناظم و حتی بچه های خلاف نیمکت آخر -هرکدام با دلیل خود-هواشونو دارن!

آیت الله امروز برای اولین بار صریحا از با عنوان "سران فتنه" نام برد؛احتمالا مختومه شدن رفع حصر در دولت !

اگر در قدرت باقی مانده بود الان بندر مهندس بازرگان و بازرگان شهر داشتیم،در نماز جمعه هم:السلام علیک یا بازرگان ایها العبد الصالح

برای راننده های زن باید زد،تو نمیدونی برای چی زدی ولی اونا میدونن چرا! اقلش اینه که حواسشون جمع میشه!

خاطرات از دوران ریاست جمهوری در حال نوشته شدن است! مثل خاطرات مذاکرات هسته ای،کدام انتشاراتی این شانس بزرگ را خواهد داشت؟

فقط اونجاش که در آخرین مراحل خوب شدن، آخرین خلط ها و چرک ها از دماغ و گلو بیرون می آد و کم کم دوباره حس چشایی ات احیا می شه!

، مفتش شش انگشتی را راحت کرد از رنج مدام ؛ آق حسینی کندو؛ لبخندهای مخصوص داشت؛صدای مخملین و حتی توپوق های دوست داشتنی

اگر توجه و محبت خوشبختی می آورد، بازیگرهای و تلویزیون باید خوشبخت ترین آدمهای روی کره زمین بودند در همه اعصار و قرون!

رکورد ولیعهدی رو زد! فرزند برومند شاه شهید؛سی و پنج سال در تبریز در انتظار سلطنت نشست و رضا پهلوی سی و شش سال!

از خواهشمندیم ساعت خودروی پراید را بزرگتر و واضح تر طراحی کند که موتورسواران بی ساعت هنگام ترافیک، قادر به دیدن ساعت باشند!

زندگی در خانه های بتونی، توهم جاودانگی می آورد!

! امروز...شنبه ۷ شهریور ۱۳۹۵ مٌرد! دیگه زنده نیست..تو چرا؟!

نه...انگار واقعا ذات آدمها از قیافه هاشون معلومه!

نام واقعی و بی تعارف "انقلاب اسلامی"، "نهضت روحانیت ۱۳۵۷-۱۳۴۲" است؛ چه خوشمان بیاید، چه بدمان بیاید!

اینقدر روی خودش کار کرده که دیگه تقریبا سین اش؛ شین نمی زنه! یه موقعی خیلی شین اش می زد! !

دشمن زمان است! البته نه زمان های بزرگ ! زمان های کوچک مثل صبح تا عصر! عصر تا شب!

خیلی ها در نظام؛ مسئولیت دارند،حتی ممکن است رئیس جمهور هم بشوند؛ اما افراد خیلی کمی هستند که خود نظام هستند!

یکی از فرمول های اصلی زیبایی مردانه: داشتن چند میلی متر مکعب چانه اضافه!

زبان رو فقط می فهمه و بس!

مرحله بعدی جنگ : اعزام نیروی زمینی گسترده از سوی ایران؛ مسلح شدن مخالفان به سلاح ضدهوایی

اسماء "غیر حسنای"خدا: خیر‌الماکرین،بهترین حیله‌گران,"الضار"؛آزاردهنده،خواندنش با اسامی نیکویش است اما نام‌هایش ارکان همه‌چیز را پرکرده‌اند

نسکافه/قهوه با فلفل سیاه! امتحان کنید جواب می دهد، دلسوختگی رو آنچنان تر می کند !

برای ؛عملا اعلان جنگ سیاسی-رسانه ای به است؛نشانه واضح "غیرقابل حل شدن مشکلات"جمهوری اسلامی و سعودی

"بگذریم، مهم نیست، ولش کن" سه قاتل خاموش دیالوگ هستند!

مردها را خدا و زنها می شناسند؛ زنها را فقط خدا !

برای ایرانی به یک عنصر "اعتمادآفرین" تبدیل شده است،صندوقدار یک بیمارستان خصوصی غرب تهران

پیامبر طبقه متوسط ایرانی شده است، نقد درون گفتمانی است و علیه قصاص و سنت و هشداری برای انحطاط جنسی جامعه

این اسامی را بخاطر بسپارید:،، ،، (دوم) ،،

نویسنده: بهمن هدایتی - پنجشنبه ۱٧ تیر ۱۳٩٥

-امسال شبیه ترین سال به 79 خواهد بود، یعنی آخرین سال دور اول #خاتمی، بر خلاف سال87 که راهبرد تثبیت و حمایت از احمدی نژاد برای انتخابات 88 بود

-خشم و جبر و تعجیل و ریاکاری! مظاهر دخالت شیطان در سیاست!

-جالبه که تاحالا حتی یک #افغانی ندیدم که سرچهارراه؛ فال و گل و سی.دی شاد! و دستمال کاغذی و جوراب و ...بفروشد!


-ده میلیون مسافر شمال؛ حداقل سه میلیون خودرو، حمله سراسری در هر تعطیلی؛#شمال زخم شد! دلخوشی یک ملت کویر زده؛ ته این ماجرا فاجعه است قطعا!

-یک خوبی #توئیتر اینه که از بس لحظه ای است، کمتر اجازه می ده آدم غرق نوستالوژی و گذشته بشه!خیلی "حال" است به گذشته و حتی آینده خیلی کار ندارد

- #عباس_کیارستمی علاوه بر همه جوایز و افتخارات سینمایی، اسکار #مخ_زنی در کارنامه خود داشت! #ژولیت_بینوش

-هروقت خواستید خیلی دودوتا چهار تایی و خیلی منطقی به سیاست ایران نگاه کنید، یادتون بیاد که در خرداد 92  #هاشمی_رفسنجانی #ردصلاحیت شد!

-خوبه که این مستند دستگیری داعشی ها در ایران رو با صدای #رنجبران و #موسوی و سایر صداهای ماندگار! #واحدمرکزی_خبر یا #بیست_و_سی پخش نکردند!

-#جمهوری_اسلامی، خیلی ساده...خیلی پیچیده!

-صفدر!
-ها؟
-واقعا همه پولها رو پس دادی؟ هیچی نموند؟

دیالوگ احتمالی امشب #صفدر_حسینی و همسرش!

- #بیعرضه یا #فاسد دوگانه ای که برای #حسن_روحانی در نظر گرفته اند با ماجرای #حسین_فریدون و... این قصه ادامه دارد

-البته دکتر #بشار_اسد اشتباهاتی داشت که ما بارها تذکر دادیم اما متاسفانه ایشان گوش نکرد.../قسمتی از مصاحبه های چند وقت بعد/

-در پشت صحنه سکانس دادگاه طلاق #جدایی_نادر_از_سیمین؛ اصغر فرهادی در راهنمایی بازیگرها می گه:لیلا به قاضی بگه "حاج آقا"؛ پیمان بگه: آقای قاضی!

-فکر کنم یکی از مشکلات اصلی خیلی از خانم ها با #اسلام،#لاک_زدن باشه! لاک دوست دارند دیگه! دست خودشون نیست!

-من اگر استاد جامعه شناسی،روزنامه نگاری یا حتی علوم سیاسی! بودم، سئوال امتحان نهایی ام این بود: سه جوک اختراع کنید و بنویسید(20 نمره)

-نمی دونم اینو بگم یا نه... این چیزی رو که می خوام بگم بیرون از اینجا نقل نکنید...تاکتیک های #آخوندی برای جمع کردن حواس مستمع!

-فکر کنم دیگه ملت بی خیال جوک درست کردن برای #دکتر_شریعتی شدند! مدتهاست جوک درباره دکتر علی شریعتی نشنیدم و نخوندم! ئی طوره واقعا؟

-#مارتیک، #محمد_اصفهانی ارمنی ها و شاید #لس_آنجلسی ها است !

-احتمالا نامزدهای بالقوه اصولگرا دارند #مناظره_تلویزیونی با #حسن_روحانی را تمرین می کنند؛ با مدل #احمدی_نژادی و با نگاهی به تجربه #قالیباف !

-"ادعونی استجب لکم" و "فاذکرونی اذکرکم" ضدفلسفی ترین آیات قرآن هستند،بیا و بخوان تا بخوانمت و یادت کنم!بالاتر از هر  بحث و فلسفه بافی و...

-#مرحوم_دولابی و #ع_صاد به اندازه همه پنجاه سال روشنفکری دینی؛بازرگان و سروش  ملکیان و حتی نهادهای رسمی آدم سازی و هدایت و رنج زدایی کرده اند

-خیلی‌ها دلشان میخواهد #اسلام را یک کاسه کنند تا یا مهارش کنند یا منکوب؛یا در ورژن روشنفکری،یا در ورژن رادیکال؛ این عجز دربرابر اسلام جالبه!

-کی فکرشو می کرد فرشته عذاب #محمد_علی_رامین، #مهناز_افشار باشه؟! و احتمالا بالعکس؟!

-دقت کردید قبل از اخبار شبکه یک؛ که یک آیه از #قرآن را پخش می کنند؛هیچ وقت آیات مربوط به حوری و غلمان،حیض؛نفاس و...نمی آد؟!

-یه وقتهایی آدم یه هیجانی می خواد که فقط با فاز #شوخی_کارگری یا #شوخی_عشایری برطرف می شه!

-پس اون سیستم عامل مهربون فیلم #Her کی می اد به بازار؟ که توئیتر و فیس بوک و تلگرام رو حین دوچرخه سواری برام بخونه؟ دیر نشده یه خورده؟

-جالب نیست #عباس_کیارستمی اسم بچه اش رو گذاشته #احمد؟ قاعدتا با توجه به فیلمهاش باید شهرام، بهرام می ذاشت!

-ماهیت غالب #تویترفارسی به نظر من:آزادی های یواشکی و با اسم مستعار چند نسل سوخته طبقه متوسط با چاشنی سکس و هجو و ناامیدی و آرزومندی

-#میتینگ_کوروش حتی توییتر فارسی رو هم غافلگیر کرد؛این یعنی توییتر رسانه دهه هشتادی ها نیست و بیشتر مال ما دهه پنجاه-شصتی های نسل سوخته است!

-یکسری سوالای غلط توی دنیا داریم؛مثلا: زنها بیشتر رنج می برند یا مردها؟مردها بیشتر لذت می برند یا زنها؟

-این خط؛این نشان: #دابسمش های دونفره لوس و ناشیانه به زودی جزیی از فیلم های #عروسی ایرانی خواهد شد! دقیقا مثل سکانس های گلفروشی و آرایشگاه!

-پدیده غلط انداز و عجیبی که در جامعه داریم #سکولارهای_موقت هستند که از سر لجبازی شکل گرفته اند.اینها را نباید #سکولار واقعی  دانست.

-در گفتمان آیت الله خامنه ای، "اصولگرایی" جایش را به "انقلابی گری" داده است، رهبری از 1385 تاکنون واژه "اصولگرایی" را به کار نبرده است.

-این کنیه سیاسی "یادگار امام" به پسر #حسن_خمینی(احمد) هم منتقل می شه؟

- #ترانه_علیدوستی بعد از ماجرای کن؛ احساس #قدرت و #استقلال می کند،#تقیه  سیاسی و #فمینیستی اش را کنار گذاشته،دقیقا بر خلاف #شهاب_حسینی

-#زلف بر باد دادن این بار ایمان مردی را بر باد  نداد؛#کرسی مجلس بر باد داد! #مینو_خالقی

-#علی_مطهری حالا اولین صعود سیاسی-پارلمانی را بعد از هشت سال نمایندگی انفرادی شروع کرد.با این تجربه چه میکند و آیا توان بالاتر رفتن هم دارد؟

#پرستار می گفت دیکر اجازه نمی دهیم همراهان بیماران ICU با آنها خلوت کنند؛چون از ترس هزینه ها #یواشکی چیزی به آنها می دهند که #خلاص شوند!

-یک دهه قبل ممنوعه های #شریعتی  جزو ثابت ممنوعه فروشی های میدان انقلاب بود.شریعتی جای خود را به #پهلوی ها داده است.

#پرستو_فروهر با این حرکت اخیرش، "مظلومیت خون" پدر و مادر مقتولش را با باسن #شادی_صدر تاخت زد، معامله منصفانه ای بود؟!

https://twitter.com/HedayatiBahman

نویسنده: بهمن هدایتی - یکشنبه ٩ خرداد ۱۳٩٥

برگزاری انتخابات ریاست جمهوری 96 در دو فرض کلی قابل تحلیل است:

-تایید صلاحیت و حضور حسن روحانی به عنوان نامزد دولت مستقر و اعتدالیون و اصلاح طلبان و ...در این صورت حضور و "اجازه" یافتن احمدی نژاد برای حضور در انتخابات، شرایط دوقطبی را بسیار شدید خواهد کرد و بهترین هدیه ممکن(!) به حسن روحانی خواهد شد؛ رای روحانی بسیار بیشتر از 92 خواهد شد و عملا "تنها نامزد غیرنظامی اصولگرایان که توانایی رای آوری ورای سبد رای سنتی این جریان را دارد" یعنی احمدی نژاد، کارش "تمام شده" خواهد بود.

-رد صلاحیت احتمالی حسن روحانی و حضور یک نامزد جایگزین مثل اسحاق جهانگیری یا ظریف و نوبخت و ...از طرف جناح اعتدال-اصلاح و از سوی دیگر، حضور "با اعتماد به نفس تر" نامزد احتمالی اصولگرایان و نظام در رقابت، در این حالت احتمالا احمدی نژاد هیچ شانسی برای تایید صلاحیت نخواهد داشت.

اما شرایط خرداد 96 اینگونه خواهد بود:

-در داخل: تداوم وضعیت رکود اقتصادی و عدم میوه دهی برجام و ناکام ماندن سیاست بازکردن درها توسط حسن روحانی یا نشانه های ضعیف رفع رکود و شروع رونق، غلبه و قلیان مطالبات و آغاز دلسردی عمومی از حسن روحانی.

پیروزی حسن روحانی(با شرط حضور) در حالت بالا، جز با حرکت 4WD و بسیج تمام قد به میدان آمدن "رئیس دولت اصلاحات، هاشمی رفسجانی، حسن خمینی و همه پتانیسیل رسانه ایی-فضای مجازی-طبقه متوسط جریان اصلاح طلب بعلاوه "یاران دوازدهم خارج نشین"، ممکن نخواهد شد(که البته چاره و جایگزینی جز این هم ندارند) یعنی "تکرار" تجربه انتخابات مجلس دهم.

-با فرض حضور حسن روحانی، انتخاباتی شبیه سال 1380 روی خواهد داد: 5-6 نامزد درجه دوم اصولگرا برای گرم کردن خود و تنور انتخابات و  البته توهم شکستن آرای روحانی به میدان می آیند و قطعا روحانی پیروز می شود.

در خارج: اضمحلال یا سرکوبی شدید داعش در منطقه(به خصوص عراق و سوریه) و شرایط "مرگ داعش"و باقی ماندن شرایط نزاع با عربستان سعودی در حوزه های دیگر منطقه و رئیس جمهوری در آمریکا که قطعا ملایمت باراک اوباما را نخواهد داشت و کفه را به سمت بلوک سعودی سنگین تر خواهد کرد(چه هیلاری کلینتون چه ترامپ)



***



فکر می کنم پیچیده ترین حالت انتخابات 96 عدم حضور حسن روحانی و حضور احتمالی و البته فعلا "بعید" چهره ای مثل سردار قاسم سلیمانی باشد، احتمالی که حسام الدین آشنا در پستی جنجالی به آن پرداخت(+).

 

پرونده:Sardar Qasem Soleimani-01.jpg

سردار سلیمانی اگر بخواهد وارد عرصه انتخابات و سیاست شود، سومین نامزد "نظامی" بعد از محسن رضایی و باقر قالیباف است که البته از نظر جایگاه و موقعیت و وزانت "نظامی"؛ سردار سلیمانی بیشتر به محسن رضایی(و بیشتر از رضایی البته) شباهت دارد تا قالیباف.

کسانی که سیاست ایرانی را رصد می کنند می دانند که مصونیت و حتی کاریزمای محسن رضایی (به عنوان فرمانده سپاه که وارد سیاست شد) تا انتخابات 84 تقریبا حفظ بود و ازاین مقطع بود که "وزانت سیاسی" خود را از دست داد و ...یا همینطور قالیباف در انتخابات 84 جهش قابل ملاحظه ای داشت اما خیلی زود ایرباس بخت او افول کرد.

حالا این تجربه پیش روی سردار سلیمانی است با این تفاوت که "کاریزما و موقعیت و "موانع جبری و غیر جبری" عدم تخریب سلیمانی در رسانه های داخل بسیار بالاتر از رضایی و قالیباف است".

 سردار سلیمانی دارای چهره ای وارسته در میان اقشار مختلف مردم(حتی اقشار سکولار و ملی گرا و ..است) و اسطوره ای و شبیه به سرداران اولیه سپاه چون همت و باکری و خرازی است و در خرداد 96- سردار قاسم سلیمانی "قهرمان مرگ داعش" خواهد بود.

سردار سلیمانی،غول مرحله آخر و صدام تر از صدام را کشته است! موقعیتی که نه رضایی، نه قالیباف و نه هیچ کدام از چهره های نظامی کشور آن را نداشته اند.

حضور و پیروزی احتمالی قاسم سلیمانی -که البته  خورده شیشه های انحرافی احمدی نژاد را هم ندارد- به معنی اقبال مردم به یک "قهرمان انقلابی استکبار ستیز" و ..است که بسیار مورد "تاکید" است و البته جبران قدرت گیری چهار ساله بلوک هاشمی رفسنجانی در سالهای اخیر و ...

احتمالا به این فکر می کنید که ممکن است "رسانه های فارسی زبان خارج از کشور" در مقطع انتخابات ریاست جمهوری، دست به تخریب گسترده سردار سلیمانی بزنند، این جریان اگر با نقد داخلی و همراهی خاتمی-هاشمی-روحانی و رسانه های مجازی داخلی همراه نباشد، اقبالی نخواهد یافت و "ابتر " باقی خواهد ماند و حتی سکوت این بلوک در برابر سردار سلیمانی می تواند احتمال پیروزی سردار سلیمانی را پررنگ تر کند.

نویسنده: بهمن هدایتی - یکشنبه ٢٧ مهر ۱۳٩۳

مذاکرات هسته ای ایران و غرب برای نیل به یک "توافق پایدار" به حساس ترین  و سخت ترین مرحله خود رسیده است، بحران دوازده ساله هسته ای ایران زمانی آغاز شد که حسن روحانی بر مسند دبیری شورای عالی امنیت ملی تکیه زده بود و حالا بعد از کش و قوس های فراوان و آزمودن مدل تاکتیک ها و استراتژی های مختلف و گاه متضاد، دوباره حسن روحانی در قامت رئیس جمهور، مدیریت پرونده هسته ای را بر عهده گرفته است.

اختلاف بر تعداد سانتریفیوژها و نوع و کیفیت حذف تحریم ها دو نقطه کانونی اختلاف ایران و 1+5 است، اختلافی بطور مشخص میان ایران و آمریکا.



حسن روحانی اینک نزدیک به دوسال است که همه آبرو و اعتبار و توانمندی و هرآنچه را که سرمایه سیاسی می توان نامید به میدان هسته ای آورده است، روحانی از اولین روز دولت خود-حتی قبل از آن- مستقیما به سراغ موضوع هسته ای با استراتژی "توافق بزرگ برد-برد" رفت.

علیرغم خوش بینی های اولیه و با اتمام مدت توافق موقت ایران و غرب بر اساس توافق نامه ژنو(آذر ماه 1392) حالا ماراتن دوازده ساله ای هسته ای به جاهای باریک و حساس خود رسیده است، هم ایران و هم غرب باید و لاجرم در مواضع اعلامی و رسمی فعلی خود انعطاف به خرج بدهند تا این بحران حل شود.

تقریبا مشخص است که اگر در مهلت باقی مانده، توافق هسته ای بزرگ محقق شود، چه اتفاقاتی خواهد افتاد، اما حسن روحانی به عنوان رئیس جمهوری که رای خود از مردم و اعتبار و آبروی سیاسی اش را به موضوع هسته ای پیوند زده است و طبق گفته یصریح خود مسئولیت مذاکرات را شخصا به عهده گرفته است،در صورت شکست مذاکرات چه خواهد کرد؟  حسن روحانی بعد و قبل از شکست مذاکرات هسته ای چه تفاوتی خواهد داشت؟

واضح است که اگر حسن روحانی برای بار دوم - بعد از تجربه سالهای 82-84 - به عنوان منعطف ترین طیف داخل نظام در حوزه هسته ای و سیاست خارجی با پشتوانه مردمی "نتواند" به توافق هسته ای برسد، هیچ طیف دیگری از هیچ یک از جناح ها و شخصیت های سیاسی قادر نخواهد بود به این توافق دست پیدا کند.

باید این نکته را هم در نظر گرفت عدم تحقق توافق هسته ای با وجود ابتکاراتی چون مذاکرات رسمی با آمریکا، تماس تلفنی رئیس جمهوری ایران با باراک اوباما  عملا به معنای بسته شدن طولانی و حتی دائمی توافق هسته ای ایران و غرب-حداقل از سمت ایران- خواهد بود.

با این اوصاف، می توان چند گمانه مهم در این خصوص بیان کرد:

1-فردای شکست مذاکرات هسته ای، حسن روحانی که همواره در میانه دو جناح اصلی کشور قرار دارد، در موضوع هسته ای ، تبدیل به یک اصولگرای دو آتشه چون"سعید جلیلی" شود و عملا استراتژی سالهای گذشته مبتنی بر افزایش تعداد سانتریفیوژها و تاسیسات هسته ای در برابر افزایش تحریم ها و فشارهای غرب محقق شود،  هرچند با توجه به سوابق و روحیات حسن روحانی نمی توان باور کرد که چنین اتفاقی روی دهد...

2-گمانه دوم این است که حسن روحانی فردای شکست مذاکرات هسته ای- در حالی که دوره اول ریاست جمهوری اش به نیمه می رسد-سکوت پیشه کند و عملا با سوخت شدن مهمترین برگ برنده اش در موضوع هسته ای، دیگر فقط عملا به کارهای روزمره ریاست جمهوری بپردازد تا دوره اش تمام شود و در انتخابات 96 هم نامزد نشود.

 شاید در این فاصله زمانی-شکست احتمالی مذاکرات تا انتخابات ریاست جمهوری 1396- به دلیل حضور حسن روحانی به عنوان رئیس جمهور صرفا فضا به قبل از سال 92 برنگردد و  تحریم ها افزایش نیابد ، هرچند که توافقی هم در کار نخواهد بود و شاید طرفین به "فریز" و "ُسکوت" رضایت دهند.

3-گمانه سوم این است که حسن روحانی در صورت شکست احتمالی مذاکرات هسته ای استراتژی و تاکتیک خود را تغییر دهد و به جای مذاکره، رفتاری  عجیب و غیر قابل پیش بینی مانند محمود احمدی نژاد در سالهای 1390-92 در پیش بگیرد.

به گزارش پارسینه، تنها چند هفته باقی مانده است تا یکی از سرنوشت مهمترین چالش سیاست خارجی ایران بعد از پایان جنگ هشت ساله(1980-88) مشخص شود، سرنوشتی که با سرنوشت حسن روحانی به عنوان رئیس جمهور میانه رویی که با رای قابل توجه مردمی بعد از یک دوره رادیکال در مدیریت پرونده هسته ای روی کار آمده بود.

مطالب مرتبط
نویسنده: بهمن هدایتی - شنبه ٢٠ اردیبهشت ۱۳٩۳

 به نظرمی رسد در هفته های اخیر معادله بازی سیاست در کشور دستخوش تغییرات محسوس و معنی داری شده است، به طوری که می توان این تحولات را مبداء جدیدی در عمر دولت حسن روحانی و البته جناح بندی های نیروهای سیاسی در کشور به حساب آورد.

به طور خلاصه می توان گفت زمین بازی کم کم از "سیاست خارجی"(توافق هسته ای با غرب) به سمت "فرهنگ" چرخش پیدا می کند و قطعا این چرخش، بی دلیل و اتفاقی نیست.

واقعیت این است که همایش دلواپیسم در حالی برگزار شد که را می توان آن را نقطه اوج و نهایی مانور رسانه ای-سیاسی مخالفان توافق هسته ای ژنو دانست.

 نشانه های روشنی وجود دارد که مخالفان توافق هسته ای بیش از این؛ نه "می توانند" و نه اجازه دارند در این حوزه به مخالفت با دولت برخیزند.

اما درست در روزهای بعد از برگزاری پرسر و صدای همایش دلواپیسیم با موج جدیدی مواجه شدیم:

تغییر زمین بازی از
 چهره های مطرح اصولگرا با رویکرد "مذاکرات هسته ای تحت نظارت رهبری است" به میدان وارد شدند تا عملا موج برخاسته از همایش دلواپیسم-به میانداری چهره های جبهه پایداری- خنثی شود.

اگر تا پیش از این در جریان اصولگرا، چهره هایی چون علی لاریجانی و ابوترابی(که قبلا بارها از "ضرورت همراهی با سیاست هسته ای دولت سخن گفته بودند)، در روزهای اخیر،  علاءالدین بروجردی رئیس متنفذ کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی هم به میدان آمد و در جملاتی صریح و بی سابقه از "اتخاذ تصمیمات عالی هسته ای در حضور رهبری" سخن گفت(+)

 حتی محمدباقر قالیباف -که این روزها تحت فشار شدید اصلاح طلبان متحد دولت است و قاعدتا نباید موضعی همسو با آنان بگیرد- هم با همین رویکرد وارد میدان شد و همین جمله کلیدی را تکرار کرد که "سیاست هسته ای تحت نظر رهبری است"(+) تا اثبات شود حتی رقیبی چون قالیباف هم متحد و موتلف مخالفان رئیس دولت نیست.

محسن رضایی هم که تاکنون کمتر به صراحت در مورد توافق هسته ای سخن گفته بود، بدین موج پیوست(+)

همزمان با این تحولات؛ بلافاصله نشانه های چرخش در زمین بازی خود را نشان داد: انتشار خبر عدم حضور معنی دار رهبرمعظم انقلاب در نمایشگاه کتاب، موج تجمعات خیابانی ضدبدحجابی -با حضور چهره های معروفی چون حسین الله کرم که در سالهای اصلاحات سردمدار این چنین تجمعات بود- موج جدید انتقادات ائمه جمعه از سیاست های فرهنگی دولت و...

با این اوصاف؛ به نظر می رسد به همان میزان که انتقادات از توافق هسته ای با غرب در حال کمرنگ شدن و به حاشیه رفتن است؛ انتقاد از سیاست های فرهنگی اوج خواهد گرفت؛ دلیل هم قابل حدس است:

 1-ضرورت های واقعی و غیرقابل انکار  اقتصادی و سیاسی برای ادامه مسیر توافق هسته ای ژنو و القای این پیام به داخل و خارج که مسیر توافق هسته ای با غرب قابل بازگشت نمی باشد و کلیت و رهبری نظام در این مسیر همراه دولت حسن روحانی است.

2-جلوگیری از قدرت یافتن بیش از حد دولت حسن روحانی و مهار اتحاد دولت و اصلاح طلبان با طرح موضوع فرهنگ.

اما داغ شدن بحث فرهنگ در جامعه می تواند یک پیامد مهم داشته باشد: احیاء و افزایش نقش آفرینی شورای عالی انقلاب فرهنگی.

 بی شک یکی از مهمترین ابزارهای فشار به دولت حسن روحانی برای تجدیدنظر در سیاست های فرهنگی"شورای عالی انقلاب فرهنگی" است، نهادی که هرچند ریاست آن با رئیس جمهور است، اما چهره های حاضر در آن دیدگاه مخالف دولت را نمایندگی می کنند.

بدین ترتیب حسن روحانی می تواند در ادامه کار خود از کمرنگ شدن یک چالش و برآمدن یک چالش جدید و جدی دیگر مطمئن باشد.

نویسنده: بهمن هدایتی - پنجشنبه ٢۸ آذر ۱۳٩٢

به گزارش پارسینه، مشاور رئیس جمهور معمولا شغلی تشریفاتی و صوری محسوب می شود، مشاوران معمولا پیشکوست ها یا دوستان قدیمی "احترام لازم" هستند که رئیس دولت ترجیح می دهد نام و حضور آنان زینت دولت آنان باشد. اما این همه ماجرا نیست، رسم سیاست در ایران این است که روسای جمهور همیشه یک "مشاور در سایه" داشته اند، در دولت موقت مهدی بازرگان، ابراهیم یزدی این وظیفه را بر عهده داشت که همزمان وزیر خارجه او هم بود.

 در ریاست جمهوری کوتاه بنی صدر(1358-1360) حسین نواب صفوی این وظیفه را برعهده داشت،‌مشاوری که نهایتا بعد از خلع و فرار وی به جوخه اعدام سپرده شد.

 در دولت هاشمی رفسنجانی، عطاالله مهاجرانی نقش این مشاور وی‍ژه را ایفا می کرد که نهایتا از کشور خارج شد و امروز در قامت یکی از چهره های فکری جریان موسوم به سبز نقش آفرینی می کند.

 در دولت سید محمد خاتمی،‌این سعید حجاریان بود که افکار سیاسی و عملیاتی رئیس جمهور را مهندسی می کرد  که نهایتا به تیر غیب گرفتار آمد و خانه نشین شد.

در دولت محمود احمدی نژاد، این اسفندیار رحیم مشایی بود که معادلات پشت پرده قدرت رئیس جمهور را طراحی و مهندسی می کرد.

با گذشت نزدیک به پنج ماه از عمر دولت حسن روحانی حالا با اطمینان می توان گفت که این "مشاور ویژه-استراتژیک" در دولت یازدهم،‌کسی نیست جز "محمود سریع القلم".

سریع القلم چهره ای عملگرا-تئوریک که بیش از بیست سال است در سایه روحانی چه در نیاوران(مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع) و چه حالا در پاستور(نهاد ریاست جمهوری) حضور موثر و جدی و البته نیمه علنی دارد.

محمود سریع القلم هم این روزها تمرکز خود را بر مقابله فکری و عملی با "پوپولیسم" قرار داده است، در مصاحبه ها،‌ سخنرانی در مجامع دانشجویی این "مشاور ارشد رئیس جمهور" ابایی ندارد که برای مقابله با آنچه که میراث دولت گذشته می داند، با مثال های عامیانه مثل بحث های سیاسی و هسته ای رانندگان تاکسی یا لبوفروش ها به جنگ عوام گرایی در سیاست برود.

بی جهت نیست که مخالفان دولت(از کیهان تا طیف پایداری تا حامیان قالیباف) هم این روزها تمرکز خود را بر حمله شدید و دائمی بر سریع القلم گذاشته اند.

هدف روشن است: مخالفان دولت می خواهند با متوقف کردن و از صحنه خارج کردن مشاور ارشد، راه حسن روحانی را سد کنند،اما حالا آزمون بزرگی برای حسن روحانی در پیش است،‌روحانی در مقابل فشار فزاینده مخالفان دولت با مشاور ارشدش چه خواهد کرد؟

 آیا روحانی مثل هاشمی، جای مهره خود را عوض می کند و سعی می کند با سیاست صبر و سکوت و مخفی کردن،‌فشارها را از مشاور ارشدش دور کند؟ آیا چون خاتمی حتی در مقابل حذف فیزیکی مشاورش کوتاه می آید؟ آیا مثل احمدی نژاد محکم بر بقای مشاورش می ایستد و هزینه می دهد؟

مطالب مرتبط

نویسنده: بهمن هدایتی - سه‌شنبه ۱٢ آذر ۱۳٩٢

همانطور که پیش بینی می شد بعد از مصاحبه تلویزیونی حسن روحانی در آستانه صد روزگی دولت، محمود احمدی نژاد که مهمترین سیبل انتقادات رئیس جمهور بود، از وی رسما تقاضای مناظره کرد، در این میان چند نکته را می توان به اختصار بیان کرد:

1- درخواست مناظره با حسن روحانی یک معنای مشخص دارد: "رقیب تو ماییم!"  و جا افتادن این معنا، یعنی به حاشیه رفتن همه جریانات و چهره های اصولگرایی به عنوان "رقیب" و "آلترتانیو" دولت مستقر و "رجعت" دوباره احمدی نژادیسم.

2- واقعیت این است که حالا مشخص شده است که در صحنه انتخابات ریاست جمهوری، اصولگرایان بر خلاف اصلاح طلبان توان بسیج طبقه متوسط را ندارند و با تکیه بر پایگاه سنتی و ثابت خود هم نمی توانند برنده انتخابات باشند.

 3-  وجود و حضور احمدی نژاد یا احمدی نژادی که بتواند با مکانیسم های عامه گرایی، توده ها را جذب کند و با موج پوپولیسم، برنده شود، یک خلاء استراتژیک در میان اصولگرایان است که فقط احمدی نژاد آن را تامین کند، مناظره احتمالی روحانی-احمدی نژاد می تواند مقدمه فراموش کردن "جریان انحرافی" از سوی اصولگرایان باشد در مقابل رقیب مشترک!

4- احمدی نژاد با درخواست مناظره ار روحانی و رخ دادن احتمالی این مناظره، عملا می تواند وزن "نبود" خود را در صحنه سیاست و به خصوص انتخابات 92  به "رخ" بکشد، برای "آینده" امتیاز بگیرد.

5- درخواست مناظره با روحانی، عملا تداوم همان بازی قدیمی احمدی نژاد در تقابل با هاشمی رفسنجانی است، بازی زیرکانه احمدی نژاد که آن را خوب بلد است، می توان از هم اکنون بسیاری از جملاتی را که محمود احمدی نژاد در مناظره احتمالی با روحانی به زبان خواهد آورد را حدس زد: پشت دولت شما، آقای هاشمی است! آقای هاشمی این را دولت را سرکار آورده است، برادر شما در دولت چه می کند؟ چرا خانه شما در شمال شهر است؟  باندهای قدرت و ثروت در این دولت به هم رسیده اند، جای جوانها در این دولت کجاست؟ آیا تا بحال اجاره نشین بوده اید آقای روحانی؟ چرا مسکن مهر را که مال پابرهنه ها است را تعطیل کردید؟ چرا با آمریکا سازش کردید؟ و...

6-برای زیست در فضای سیاست، یک سیاستمدار به "نامی " نیاز دارد که "بر سر زبانها" بیفتد، حالا محمود احمدی نژاد دوباره با پاس گل رسانه های مخالف و موافق، دوباره این "فرصت" را به دست آورده است.

7- احمدی نژاد و روحانی دو سیاستمدار دارای مهارت های گفتاری فوق العاده هستند، تجربه مناظره ها، حاضر جوابی ها و مهارت های گفتاری این دو، از مناظره احتمالی روحانی-احمدی نژاد یک شوی بی نظیر سیاسی-تاریخی خواهد ساخت، مناظره ای که شاید از همه مناظره های تاریخ تلویزیون ایران، دیدنی تر و پرمخاطب تر باشد

.این نکته را هم نباید فراموش کرد که پیروزی حسن روحانی در مناظره احتمالی، از شیخ دیپلمات یک پیروز کامل و حتی مالک الرقاب صحنه سیاست ایرانی خواهد ساخت، در صورت پیروزی در این مناظره احتمالی، روحانی تبدیل به قدرتی بی بدیل، غیرقابل حذف در معادلات نظام جمهوری اسلامی خواهد شد.

نویسنده: بهمن هدایتی - یکشنبه ۱٦ تیر ۱۳٩٢

 انگار آخوند خراسانی؛ شیخ انصاری، حتی شیخ فضل الله نوری و علامه نائینی، آیت الله بروجردی ،  آیت الله کاشانی، حتی محمدتقی فلسفی در را در دستگاه مولینکس تاریخ گذاشته باشی..و دگمه میکس را زده باشی, «حسن روحانی» عصاره تکامل تاریخی روحانیت هزارساله شیعه در دهه دوم هزاره سوم میلادی است.

اگر آخوند خراسانی و آیت الله بروجردی هم «امروز» بودند، «معاصر» بودند، تجربه پنجاه سال اخیر را می دیدند و داشتند، می شدند حسن روحانی! چیزی شبیه حسن روحانی با همین شعار و گفتار و رفتار...



حسن روحانی از خاتمی و حتی هاشمی «آخوندتر» است، همه چیزش به معنی دقیق کلمه آخوندی است، آخوندی به همان مفهوم عامیانه و ملموس و مرسوم و البته تعریف شده و ریشه دار و سر و ته دار،  از آن تکبر ملایم و سروزبان داشتنش، تا نگاهش، راه رفتن، بیان و خطاب، حتی طرز دست دادنش تا دیپلماسی اش، حسن روحانی را دقیقا می توان مبدع مفهوم «دیپلماسی آخوندی» در جمهوری اسلامی نام نهاد(رجوع به کتاب خاطرات حسن روحانی درباره موضوع هسته ای)

حسن روحانی «فرصت» نفس تازه کردن روحانیت است بعد از سه دهه حکومت؛ نفسی که می تواند عمیقا ممد حیات و مفرح ذات باشد یا بشود برعکس.

روی کار آمدن حسن روحانی  مثل این است که سیستم «کلاج» گرفته باشد،برای «دنده» بعدی؛ دنده ای که می تواند رو به جلو باشد و هم معکوس...روحانی زمان مقدر و مقرر گرفتن این کلاج بود،حسن روحانی مکث تاریخی روحانیت ایران است.

شیخ حسن روحانی هم می تواند موفق ترین رئیس جمهور تاریخ جمهوری اسلامی شود و هم می تواند ناموفق ترین رئیس جمهور جمهوری اسلامی...  شگفتی همین تضادها است که  حسن روحانی را تبدیل به یکی از پدیده های تاریخ معاصر ایران خواهد کرد.

حسن روحانی بر خلاف شعار اعتدالش، نمره اش یا صفر خواهد بود یا 100، به یک معنا ، حالت میانه و اعتدالی برای حسن روحانی وجود ندارد!

در همین زمینه  :

سخنان حسن روحانی درجمع روحانیون(+)

جالب است که شعار اعتدال را اولین بار جناح محافظه کار مشروطه طلبان-نزدیک به روحانیت- سر دادند(+)

نویسنده: بهمن هدایتی - چهارشنبه ٢٥ اردیبهشت ۱۳٩٢

زندگی حسن روحانی، داستان سیر تحول طیفی از روحانیون است که برخلاف عرف زمانه، برای انقلاب، نظام و به‌خاطر دلبستگی به امام خمینی(ره)، به جای منبر، موعظه و حاشیه‌نشینی، وارد سیاست و حکومت شدند.حسن روحانی قبل و پس از پیروزی انقلاب به منبرهای آتشین سیاسی مشهور بود؛
 
 این حسن روحانی بودکه در سال 1356 برای اولین بار لقب «امام» را به بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران داد و با استقبال بی‌نظیر مردم، رهبر انقلاب به «امام خمینی» مشهور شد، روحانی در سال 1358 و اوایل 59 برای اولین بار دستور داد کارکنان زن ارتش باید حجاب اسلامی داشته باشند و بعد از آن حجاب در ادارات و جامعه گسترش یافت و تثبیت شد.
 
آن‌طور که خود روحانی می‌گوید از سال 1367 با موضوع هسته‌ای پیوند خورد و در مقطعی(1382 تا 1384) رئیس تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای با غرب شد، هیچ نهاد تصمیم‌سازی از مجلس و مجمع تشخیص مصلحت تا مجلس خبرگان نیست که «روحانی» عضو آن نباشد.به‌طور خلاصه می‌توان حسن روحانی را فصل مشترک و معتمد شخصیت‌های اصلی انقلاب دانست، شرایطی که روحانی هنوز هم با همه ناملایمات و طوفان‌های سیاسی آن را حفظ کرده است.
 
هرچند حسن روحانی، یا آن‌طور که بیشتر معروف است «دکتر روحانی» بیشتر به «خطابه و مذاکره» عادت دارد تا «مصاحبه»، اما در این مصاحبه سعی کرده‌ایم طرحی از زندگی و افکار حسن روحانی ـ که حالا وارد عرصه انتخابات یازدهم ریاست جمهوری شده است ـ را به مخاطبان جام‌جم عرضه کنیم.

آقای روحانی، خانواده شما روحانی نبودند، شما برخلاف خیلی از روحانیون که بر اساس سنت خانوادگی، لباس روحانیت می‌پوشند، وارد این وادی شدید. چه چیز باعث شد تصمیم بگیرید روحانی باشید و به این سمت گرایش پیدا کنید؟

پدر من روحانی نبود، اما اطلاعات مذهبی خوبی داشت. وی نماینده مرحوم آیت‌الله بروجردی در روستای محل زندگی مابود، بعد از آن هم نماینده مراجع بعدی شد و همواره یک مرجع اجتماعی برای مسائل دینی، مذهبی و دیگر مسائل اجتماعی بود، البته چون در داروهای گیاهی هم تخصص داشت، به نوعی مرجع درمانی هم برای مردم بود. پدربزرگم و دایی مادرم و برخی اقوام ما در نسل قبل روحانی بودند، منزل ما هم همواره میزبان روحانیونی بود که از قم برای ماه رمضان یا محرم می‌آمدند، خود من به مسجد، حسینیه، منبر و مسائل دینی از نوجوانی علاقه‌مند بودم و پدرم هم برای انتخاب این راه من را تشویق می‌کرد.

تصویر یک روحانی ایده‌آل و آن کسی که در ذهن شما بود برای این‌که شبیه به او باشید چه کسی بود؟

در روستای ما(سرخه) به‌نام روحانی مرحوم حجت‌الاسلام نطنزی که بسیار ساده زیست، متقی و پرهیزکار بود و از راه تعمیر ساعت امرار معاش می‌کرد. من تحت تأثیر ویژگی‌های اخلاقی او بودم.

خیلی از روحانی‌ها لباسی سنتی دارند، ولی شما از همان اول لباده داشتید، حکایت این چیست؟ چون لباده را معمولا روحانیون نوگرا می‌پوشند، شما هم با این دیدگاه این نوع لباس خاص را انتخاب کردید؟

پوشیدن قبا یا لباده، سلیقه‌ای است. البته من قبل از انقلاب بیشتر قبا می‌پوشیدم، ولی بعد از انقلاب بیشتر لباده می‌پوشم.

در محافل سیاسی، از نظر دیدگاه فکری و سیاسی، بیشتر به آقای هاشمی رفسنجانی انتساب دارید، این را قبول دارید؟ این را مثبت می‌دانید یا منفی؟

واقعیت این که من با همه بزرگان انقلاب نزدیک بوده و هستم و شاید با آقای هاشمی رفسنجانی رابطه کاری بیشتری داشتم. مثلا شروع رابطه نزدیکم با آقای مهدوی‌کنی از سال 1353 است. آشنایی‌ام با همه مدرسین معروف حوزه علمیه قم به دهه40 بازمی‌گردد. آغاز آشنایی با آقای هاشمی از سال 1342 بود، ولی رابطه کاری، بیشتر به بعد از انقلاب به دلیل همکاری با وی در مجلس و جنگ یا در مجلس خبرگان و مجمع تشخیص مربوط می‌شود. البته یک رابطه نزدیک هم با آیت‌الله خامنه‌ای از آغاز انقلاب داشتم.

یعنی قبول دارید که رابطه نزدیک و خاصی با آقای هاشمی دارید؟

رابطه و همکاری نزدیکی با وی داشته‌ام و در بسیاری از مسائل اجتماعی، اقتصادی و سیاسی به نظر او احترام می‌گذارم و او را همیشه به عنوان یکی از بزرگان انقلاب می‌دیدم و می‌شناختم.

در این سال‌ها، چه قبل و چه بعد از انقلاب، مهم‌ترین اختلاف نظرتان با آقای هاشمی بر سر چه موضوعی بوده است؟

به هرحال دو نفر که در سمت‌های مختلف با هم کار می‌کنند، اختلاف نظردارند و مباحثه می‌کنند، مساله شاخص و عمده‌ای در نظرم نیست، ولی طبیعی است که اختلاف نظر وجود داشته باشد.

اولین برخورد و خاطره آشنایی‌تان با آیت‌الله خامنه‌ای کی و چگونه بوده است؟

من آیت‌الله خامنه‌ای را دورادور می‌شناختم، البته بعد از یکی دوسال که در حوزه قم بودیم، ایشان به حوزه مشهد رفتند. من تابستان 1347 در مشهد بودم، در آن ایام یکی دو درس خارج می‌رفتم و آنجا با آیت‌الله خامنه‌ای از نزدیک آشنا شدم و در آن تابستان چند بار به منزل ایشان رفتم. بعد از آن هر زمان دیگر که به مشهد می‌رفتم، خدمت ایشان می‌رسیدم. خاطره‌ای که شاید جالب باشد این است که من در دوره سربازی مشهد بودم، همان روزهای اول با لباس نظامی به دیدن ایشان رفتم، وقتی در خانه را زدم، آقایی که در را باز کرد گفت آمدند آقا را ببرند. من گفتم نه من نیامدم ایشان را ببرم، از دوستان ایشان هستم. خدمت ایشان رسیدم، آیت‌الله خامنه‌ای گفتند چرا شما با این لباس آمدید؟ برای شما خطرناک است، بعد از انقلاب هم اولین کاری که شروع کردم به توصیه ایشان بود.

این کار چه بود؟

قبل از فروردین 58 بیشتر با آیت‌الله بهشتی در فعالیت‌های حزب بودم، در اوایل فروردین به دیدن آیت‌الله خامنه‌ای رفتم، به من گفتند شما تجربه ارتش دارید، برای سامان دادن ارتش به ستاد مشترک بیایید. من هم قبول کردم و فردای آن روز با شهید بهشتی مشورت کردم، ایشان هم قبول کردند. کمیته‌ای در ستاد مشترک برای ساماندهی ارتش بود که ایشان هم شرکت می‌کردند.

در این کمیته چه کسانی بودند و مأموریت اصلی‌اش چه بود؟

مثلا سرهنگ فروزان، سرگرد رحیمی و افراد دیگری از نظامی‌ها آنجا فعال بودند. ما هم فعالیت‌هایی برای ساماندهی ارتش شروع کردیم؛ ساماندهی انجمن‌های اسلامی خودجوشی که به‌وجود آمده بود. یکسری کلاس عقیدتی و سیاسی برای آنها برگزار کردم، من تقریبا به همه پادگان‌های کشور سفر کردم، آن زمانی بود که منافقین و چپی‌ها می‌گفتند ارتش باید منحل شود و امام 29 فروردین را روز ارتش اعلام کردند و تظاهراتی شد و آن شعار ارتش فدای ملت، ملت فدای ارتش سر ‌دادند که از آن زمان ارتش مقداری سر و سامان داده شد.

من به یک پادگان زرهی ارتش در همدان رفتم، کل کارکنان این پادگان از درجه‌دار و سرباز، 13 نفر بود و فقط دو نفر همواره نگهبانی می‌دادند. من دیدم اگر کسی از گروهکی بیاید، دو نفر را به‌‌راحتی خلع سلاح می‌کند.از همان‌جا با تهران تماس گرفتم که تعدادی نیرو فرستادند. می‌خواهم بگویم اولین کار من بعد از انقلاب در کنار آیت‌الله خامنه‌ای و همکاری با ایشان در ساماندهی ارتش بود. بعد از آن هم در مجلس شورای اسلامی باز هم کنار ایشان بودم، ایشان رئیس کمیسیون دفاع در مجلس اول بودند، من هم عضو هیات رئیسه و مخبر کمیسیون دفاع بودم، آنجا هم خدمت‌شان بودم.
 
بعد از ریاست‌جمهوری هم ایشان رئیس شورای عالی دفاع بودند و من هم به‌عنوان رئیس کمیسیون دفاع، عضو آن شورا شدم. در مساله پدافند هوایی هم با حکم ایشان مسئول شدم و بعد هم در سال 65 شورای عالی پشتیبانی جنگ تشکیل شد که اختیارات وسیعی داشت و آیت‌الله خامنه‌ای، رئیس این شورا بودند و من به‌عنوان نماینده فرمانده جنگ که آقای هاشمی بودند، عضو این شورا بودم. بعد به‌عنوان رئیس ستاد پشتیبانی جنگ معرفی شدم و مدال نصر هم که رهبر معظم انقلاب به من اعطا کردند، مربوط به این مسئولیت بود.

بعد هم که ایشان به عنوان رهبر انقلاب کار خود را آغاز کردند باز هم همواره به عنوان نماینده ایشان در شورای عالی امنیت ملی بودم. اکنون هم که نزدیک به 24 سال است نماینده ایشان در آن شورای عالی هستم، بنابراین رابطه نزدیکی قبل از انقلاب و بعد از پیروزی انقلاب تا امروز با ایشان داشتم.

شما در مجلس چهارم و پنجم یک جناح راستی تمام عیار بودید، در مرکز تصمیم‌گیری‌های جناح راست آن سال‌ها که بعدها به جناح اصولگرا تغییر نام داد، حضور داشتید، اما بعد از مجلس پنجم و دولت آقای خاتمی از طیف جناح راست، به طیف چپ نزدیک شدید و به نوعی معدل آقایان خاتمی و هاشمی شدید، این تعبیر را در مورد خود قبول دارید؟

نه این تعبیر را قبول ندارم. شیوه و سبکی که در مسائل سیاسی و اجتماعی داشتم، از ابتدا تاکنون ثابت بوده و تغییری نکرده است. من همیشه فردی اعتدال‌گرا و میانه‌رو و همواره با اصولگرایان معتدل صمیمی بودم، یکی از علائم‌اش هم این که در مجلس دوم با طیف‌بندی راست و چپ، فراکسیونی تشکیل دادم که به جلسه عقلا معروف شده بود. همه صاحب‌نظران طیف راست و چپ در آن فراکسیون جمع می‌شدند.

اسم می‌برید؟

همه آنها که به‌عنوان چهره‌های شاخص بودند حضور داشتند. مثل آیت‌الله موحدی کرمانی، آیت‌الله انواری از یک سو و جناب‌ آقای اسدالله بیات و جناب آقای کروبی از سوی دیگر حضور داشتند. این فراکسیون در مجلس چهارم و پنجم هم بود که من اداره می‌کردم. البته اسم خاصی نداشت، یک فراکسیون فراجناحی بود.
 
 بسیاری از بندهای تصویبی در برنامه دوم و سوم و بسیاری از قوانین که در مجلس با رأی بالا تصویب ‌شد محصول آن جلسه بود. مسائلی را بحث و جمع‌بندی می‌کردیم که گاهی در قانونگذاری ظاهر می‌شد و اغلب باعث اعتدال و حل اختلاف و رفع سوءظن‌ها می‌شد؛ بنابراین همیشه همین شیوه را داشتم و هر جا که کار می‌کردم معتدلین دو جناح با من صمیمی بودند.

چرا معمولا از رسانه‌های اصلاح‌طلب برای بیان حرف‌های‌تان استفاده می‌کنید؟

خوب شما بیایید مصاحبه کنید، مگر الان که درخواست کردید قبول نکردم؟

یعنی این تصمیم خود شما نیست؟ چون معمولا مصاحبه‌های شما در روزنامه‌های اصلاح‌طلب منتشر می‌شود.

نه این‌طور نیست، به مصاحبه‌های من نگاه کنید همواره با روزنامه جمهوری اسلامی، اطلاعات و حتی در گذشته مصاحبه‌هایم را با کیهان هم می‌بینید، باز هم همان سبکی که گفتم دارم، هم اصولگرای معتدل و هم اصلاح‌طلب معتدل هستم، برایم فرقی نمی‌کند، هر روزنامه‌ای که درخواست کند می‌پذیرم ممکن است از لحاظ زمان‌بندی جلو، عقب شود، اما رد نمی‌کنم.

اگر بخواهید مدیریت آقایان هاشمی، احمدی‌نژاد و خاتمی را در یک جمله توصیف کنید، چه می‌گویید؟

وارد این بحث‌ها نشویم. پرسش‌هایی بپرسید که به درد اسلام و مسلمین بخورد!

فکر می‌کنید چرا در این دوره از انتخابات ریاست جمهوری شاید برای اولین بار، تعداد زیادی از روحانیون نامزد انتخابات ریاست‌جمهوری شدند، حتی حالا صرف‌نظر از آقای هاشمی و خاتمی تاکنون، سه روحانی یعنی شما و آقایان ابوترابی و پورمحمدی وارد عرصه شدند.

روحانی یا غیرروحانی بودن خیلی مدخلیتی در این بحث ندارد، این آغاز کار است. تا آخر معلوم نیست همه بمانند.

پس به نظر شما این اتفاق خاصی نیست؛ یعنی قابل تحلیل و بررسی نیست؟

نامزدهای این دوره از دوره‌های گذشته بیشتر شدند، شاید به‌دلیل این‌که شرایط کشور با گذشته بسیار متفاوت است.

شرایط ویژه انتخابات ریاست جمهوری در این دوره چیست؟

در انتخابات ریاست جمهوری این دوره،اولا فضای انتخاباتی خیلی دیردیده می‌شود.
همیشه در کشور ما سرمای زمستان با انتخابات داغ می‌شده، ولی اکنون در اردیبهشت ماه هستیم و هنوز هم فضا بسیار سرد است و این از ویژگی‌های نادری است که باید دلائلش را بررسی کرد. نکته دوم این که بخش بزرگی از جامعه به دلیل مشکلات زیادی که با آن روبه‌رو هستند، به نتیجه انتخابات بسیار امید بسته‌اند؛ یعنی هیچ‌وقت تا به حال انتخابات نقطه امید نبوده و مردم اکنون واقعا دنبال تغییرند.
 
 همیشه مردم دنبال اصلاحاتی در دوره‌های مختلف بودند؛ اما الان دنبال یک تحول اساسی هستند. فشار بر مردم به بالاترین حد رسیده و نگرانی‌ها زیاد شده و این از دیگر ویژگی‌هایی است که این انتخابات را از انتخابات گذشته متمایز کرده است.

شما به‌واسطه مسئولیت‌تان در دوره دفاع مقدس با خیلی از نامزدهای فعلی انتخابات ریاست جمهوری همکاری داشته‌اید، مثل آقایان محسن رضایی، باقر قالیباف، منوچهر متکی، علی‌اکبر ولایتی. فکر می‌کنم جالب باشد که تلقی و توصیف شما از هر کدام از این دوستان که نام می‌برم، بگویید. منظور این که نوع مدیریت و شخصیت آنها را در دوران جنگ از منظر شما بدانیم.

خیلی موافق اسم بردن از افراد نیستم و قضاوت نسبت به افراد را هم دوست ندارم. به نظرم همه آنها که در دفاع مقدس بودند، تلاش و خدمت کردند و من به شخصه به همه آنها احترام می‌گذارم.

سخت‌ترین تصمیمی که در دوره دفاع مقدس گرفتید، چه بوده است؟

یکی از مواردی که می‌توانم نام ببرم، آیت‌الله خامنه‌ای در سال 1364 رئیس‌جمهور بودند. به من گفتند که شما باید فرماندهی پدافند هوایی را قبول کنید. تصمیم‌گیری برای پذیرفتن این موضوع برایم بسیار سخت بود. در شرایطی بود که امکانات پدافندی ما ضعیف شده بود و عراقی‌ها در اوج توان هوایی بودند. بنابراین شرایطی پیش آمد که عراقی‌ها در سال 64 صادرات نفتی ما را در خارک برای مدت کوتاهی مختل کردند و نگرانی عمده‌ای را به وجود آوردند، وقتی این پیشنهاد به من شد، گفتم امکانات بسیار ضعیف است و چرا من به‌عنوان یک روحانی این مسئولیت را برعهده بگیرم؟ چرا یک نظامی این کار را نکند؟ ایشان استدلال‌های زیادی کردند و سرانجام فرمودند که امام به من و آقای هاشمی دستور داده که در جنگ شما دو نفر اگر به فردی رسیدید که لازم می‌دانید، از طرف من به او تکلیف کنید و حتی ایشان آن زمان این تعبیر را کردند که این کار امروز بر شما واجب عینی است. پذیرفتن خیلی سخت بود، اما خوب وقتی ایشان به عنوان یک وظیفه بیان کردند، قبول کردم و خداوند هم کمک کرد که برای اولین بار در کشور پدافند هوایی از آن تاریخ به بعد استقلال پیدا کرد و یک نهاد مستقل در نیروهای مسلح شد. آن زمان ستادی تشکیل شد به نام ستاد کل پدافند کشور، البته آن زمان از آیت‌الله خامنه‌ای درخواست کرده بودم که حکم، یک‌ساله باشد، اما سر سال درباره حکم بدون تاریخی را دادند و خدا هم کمک کرد و این ستاد فعال شد. در آن ستاد شهید ستاری و شهید بابایی نقش عمده‌ای داشتند. ما در عملیات والفجر 8 برای اولین بار 73 فروند از هواپیماهای عراقی را سرنگون کردیم که در تاریخ جنگ بی‌سابقه بود. از عملیات فاو تا پایان فروردین 65 که 15 ماه طول کشید، 150 فروند هواپیمای عراقی را سرنگون کردیم.

شما سخنرانی معروفی در سال56 در مراسم ختم مرحوم مصطفی خمینی ایراد کردید و برای اولین بار لقب «امام» را به امام خمینی(ره) دادید و بعد از آن این مساله فراگیر شد، از این نمونه‌ها باز هم هست؟ دوباره این اتفاق افتاد که شما یک شعارسازی در این حد و اندازه و به این فراگیری داشته باشید؟

شعارسازی شاید نه، ولی سخنرانی‌های من در مسجد حکیم اصفهان راجع به امامت که به صورت کتابی هم چاپ شده، آن زمان خیلی تأثیرگذار بود. در قم وقتی که از طرف جامعه مدرسین برای سخنرانی دعوت شده بودم، شاید یک حرکت جدیدی آن زمان در قم بود. آن سخنرانی واژه امام هم که آبان 56 است، در یادبود آیت‌الله سید مصطفی خمینی بود که دعوت کننده آن جلسه هم آیت‌الله مطهری بودند، در آن سخنرانی پیشنهاد کردم و با استدلالی از آیات قرآن مجید و تاریخ دینی و بیان داستان ابراهیم خلیل(ع) گفتم که لقبی را که برای رهبر انقلاب می‌پسندم، کلمه «امام» است و بنابراین امام خمینی. همانجا آیت‌الله مطهری ایستادند و همه صلوات بلندی فرستادند. دوستان می‌گویند کلمه شهید مظلوم را هم من برای اولین بار برای شهید بهشتی به کار بردم.

برویم سراغ پرسش‌های هسته‌ای، بگذارید خیلی صریح بپرسم آقای روحانی! اگر شما رئیس‌جمهور شدید تعلیق هسته‌ای را قبول می‌کنید؟

من پرسش شما را این‌طور تصحیح کنم که اگر رئیس‌جمهور شدید، مساله هسته‌ای را چطور پیش می‌برید؟ ببینید ما فناوری هسته‌ای را باید حفظ کنیم، چون دستاوردی است که حداقل من از سال 1367 کنار روند دستیابی به این فناوری بودم.

از سال 67 شما چطور و چگونه در موضوع هسته‌ای حضور داشتید؟

سال 67 قرار شد غنی‌سازی کنیم و بعد تلاش کردیم اولین سانتریفیوژ را به‌دست بیاوریم که در همان سال به دست آوردیم و به دنبال این‌بودیم که بتوانیم قطعاتش را بسازیم تا شیوه‌های دیگر غنی‌سازی مثل لیزر را دنبال کنیم؛ بنابراین به عنوان کسی که از آن آغاز در کنار این روند بودم و دورانی که مسئول پرونده هسته‌ای شدم، دورانی بود که ایجاد فرصت کردم تا این فناوری تکمیل شود؛ یعنی من از مهر82 کاری کردم که بتوانیم شش ماه بعد اولین مرحله UCF اصفهان را افتتاح کنیم، آب سنگین اراک را سعی کردیم تا تابستان 1383 به نتیجه برسانیم، کیک زرد بندرعباس و آمادگی زیرزمین نطنز که تا پایان دوره ما ادامه داشت و آخر 84 کامل شد. منتهی من از اول معتقد بودم که باید با کمترین هزینه، این فناوری را تکمیل و حفظ کنیم و نگذاریم بهانه‌ای برای دشمنانی شود که سالیان دراز دنبال پیدا کردن بهانه‌ای برای بردن ایران به شورای امنیت بودند؛ البته همه کارهایی که من کردم با به‌دست آوردن اجماع سران نظام بوده است؛ بنابراین همه کارها با تدبیر دسته‌جمعی بوده و مدیریت اجرایی آن به عهده ما بود. من به اقدام‌ها و خدماتم تا پایان عمرم افتخار می‌کنم. من و همکارانم بهترین شیوه را برای این‌که کشور دچار جنگ نشود و به شورای امنیت نرود و تحریم نشود، اتخاذ کردیم، البته در هر دوره شرایط کشور و شرایط بین‌المللی متفاوت است.

در یک جمله اگر بخواهید خلاصه کنید، اگر رئیس‌جمهور شوید در مورد ماجرای هسته‌ای چه خواهید کرد. همین روش کنونی را ادامه خواهید داد؟

اگر رئیس‌جمهور شوم حتما با شیوه جدیدی کار را پیش خواهم برد و از همه تجربیات گذشته استفاده خواهم کرد؛ البته همیشه منافع ملی و امنیت ملی برایم اصل است. مساله هزینه ـ فایده معیار برای انتخاب بهترین راه است. دنیای سیاست نیاز به دانش، تجربه و هنر کافی دارد.

دقیقا چه شیوه‌ای؟

اساس روش جدید به ساماندهی یک مذاکره جدی و منطقی برمی‌گردد تا ضمن کم کردن بهانه دشمنان، بتدریج تحریم‌ها کاهش یابد و پرونده از شورای امنیت به آژانس برگردد.

یعنی مذاکره با آمریکا؟

فعلا که گروه1+5 وجود دارد که البته آمریکا هم جزو آنهاست.

یعنی به مذاکره مستقیم با آمریکا فکر نمی‌کنید؟

اگر لازم باشد، روی آن هم می‌شود فکر کرد.

به نظر شما مذاکره مستقیم با آمریکا از مذاکرات فعلی با 1+5 بهتر است؟

من نمی‌خواهم بهتر یابدتر بودن را تعیین کنم. من می‌گویم هر شیوه‌ای که لازم باشد. ببینید برای ما اصل این نیست که با چه کشوری حرف می‌زنیم. اصل به‌دست آوردن منافع و امنیت ملی است. ما باید تحریم را بشکنیم، تحریم توطئه دشمن است. ما باید پرونده را از شورای امنیت خارج کنیم. این توطئه باید شکسته شود، ما باید فناوری هسته‌ای را حفظ کنیم و همه این موارد باید در کنار هم باشد. همه آنهایی که تلاش می‌کنند با حسن نیت است، اما کارهایی در سال‌های اخیر در زمینه روابط خارجی انجام گرفت که هیچ نیازی نبود.

مثلا؟

مثلا ماجرای هولوکاست که به ما ربطی نداشت که به تاریخ بپردازیم و بهانه دست دشمن بدهیم. ما باید هر تصمیمی که می‌گیریم و هر شعاری که می‌دهیم از جیب مردم استفاده نکنیم. وقتی شعاری می‌دهیم که به فشار به کل مردم منجر می‌شود، در واقع هزینه آن از جیب مردم پرداخت می‌شودکه شایسته نیست. شعارها و کارهای دیگری هم بود که ضرورتی نداشت و سرانجام به ضرر ما و به نفع دشمن تمام شد.

این حرف شما با روحیه انقلابی در تناقض نیست؟

انقلاب یعنی عقل و تدبیر، همانی که رهبر معظم انقلاب در مشهد فرمودند، خرد جمعی. فرمودند رئیس‌جمهور بعدی باید از خرد جمعی استفاده کند. البته گفتند که ما در برابر دشمن باید ایستادگی کنیم و مقاوم باشیم، کاملا درست است. دشمن، دشمن است. منتهی ما باید با تدبیر عمل کنیم و نگذاریم دشمن در نقشه‌هایش موفق شود. هر وقت دشمن را ناکام کردیم، کار انقلابی کرده‌ایم. هر وقت علیه منافع ملی بهانه به دشمن دادیم، کاری برخلاف مصلحت کشور انجام شده است.

بحث‌هایی وجود دارد که در زمان مذاکرات هسته‌ای که شما مسئول آن بودید، طرف مقابل، به طرف ایرانی بی‌احترامی کرده و مثلا گفته می‌شود یکی از دیپلمات‌های غربی پایش را روی میز گذاشته یا یک نفر کاغذی را به سمت طرف ایرانی پرت کرده‌، اینها صحت دارد؟

اینها دروغ با ‌شاخ و دم است! می‌گویند در مذاکرات تهران در حضور رئیس‌جمهور یکی از وزرا، پایش را روی میز گذاشت، اصلا آنجا میزی وجود نداشت که کسی پا روی آن بگذارد.اگر به عکس و فیلم نگاه کنید، دروغ بودنش آشکار می‌شود. این‌که کاغذ پرت کردند، اصلا چنین شیوه‌هایی در دنیای امروز وجود ندارد. شاید 50 یا 30 سال پیش یک کشور عقب افتاده از این کارها می‌کرد؛ اما در شرایط فعلی، آن هم طرف اروپایی، این حرف‌ها آنقدر مسخره و بی‌پایه و اساس است که نیازی به جواب ندارد.

در مذاکراتی که شما در آن مقطع با نماینده‌های انگلیس، فرانسه و آلمان داشتید، من می‌خواهم تجربه شخصی شما را از نگاه هر کدام از اینها به ایران بدانم. این که نگاه کدام کشور غربی به ایران و ایرانی‌ها مسالمت‌آمیزتر بوده، کدام خصمانه‌تر؟

آلمان‌ها معمولا با ما راحت‌تر کار می‌کردند، فیشر وزیر خارجه آلمان در مذاکرات، لحن رک و گاهی غیردیپلماتیک داشت. مثلا وقتی من ‌گفتم ما تعلیق را به هیچ وجه نمی‌پذیریم، اگر هم تعلیقی در بخش کوچکی بخواهد صورت بگیرد باید داوطلبانه باشد، به وزرای دیگر گفت که آقای روحانی می‌گوید من امروز قبول می‌کنم، فردا می‌شکنم، یعنی در اختیار من است و بنابراین خیلی از این کلمه داوطلبانه ناراحت بود، اما آنقدر سماجت کردیم تا قبول کردند. ما از لحاظ حقوقی برای کشور تعهدی ایجاد نکردیم، در طول هیچ مذاکره‌ای ما تعهدی برای کشور درست نکردیم؛ ولی در مجموع آلمان بهتر با ما راه می‌آمد، بعد فرانسه و سخت‌تر از همه انگلیس بود. دو دلیل هم داشت یکی این‌که انگلیسی‌ها ویژگی‌های خاص خودشان را دارند که با دیگران متفاوت است، یک دلیل هم این بود که انگلیس در مذاکرات به نوعی نماینده آمریکا هم بود.

ماجرای عکس خندان شما با جک استراو، وزیر خارجه وقت انگلیس چه بود؟

ما در تهران به مصاحبه مطبوعاتی می‌رفتیم. استراو ایستاده بود. من به او رسیدم، گفت من الان با لندن تماس گرفتم، آقای بلر حالش بد است. ناراحتی قلبی دارد و الان در بیمارستان است. از آنجا که همیشه یک رقابت و مشکلاتی بین استراو و بلر بود، من گفتم که فکر کنم تو می‌خواهی به این زودی از بیمارستان برنگردد. بعد هر دوی ما با این جمله خندیدیم.

آقای روحانی! اوقات فراغت شما غیر از سیاست چیست؟

ورزش من کوه پیمایی و شناست و بیشتر هم کتاب می‌خوانم و گاهی هم فیلم نگاه می‌کنم.

فکرمی‌کنید در اولین برخورد مردم چه برداشتی از شما دارند؟

این را مردم باید بگویند.

حتما بازخوردها به شما هم منتقل شده، چه بازخوردی دارید؟

الان چیز خاصی در ذهنم نیست

آخرین فیلمی که دیدید چه بود؟

فکر می‌کنم به یک دلیلی برای بار دوم جدایی نادر از سیمین را دیدم.

آقازاده‌های شما چه می‌کنند؟

پسرم مهندس کامپیوتر است و در بخش خصوصی کارمی‌کند، یکی از دخترهایم هم دانشجوی فوق‌لیسانس است و بقیه هم ازدواج کرده‌اند.

فرزندانتان کار دولتی و حکومتی دارند؟

خیر، هیچ کدام در مشاغل دولتی نیستند.

پرسش آخر! آقای روحانی! اگر رئیس‌جمهور شدید، هدفمندی یارانه‌ها را ادامه می‌دهید یا نه؟

ادامه می‌دهم، اما معتقدم که قانون باید به طور کامل اجرا شود نه ناقص. متأسفانه به دلیل پرداخت نکردن یارانه به بخش تولید، این بخش با مشکلاتی مواجه شد. وقتی تولید رونق نداشته باشد، کالا در بازار کم می‌شود و بنابراین عاملی برای گرانی خواهد بود.

بهمن هدایتی
عبدالله بن عبدالله بن عبدالله...بن آدم صفوه الله!
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من: