...::کلاشینـکـف دیـجیتال::...
نیش کلاش از بهر کین نیست، اقتضای طبیعتش اینجوریه!
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: بهمن هدایتی - چهارشنبه ۱٩ مهر ۱۳٩۱

وقتی نه در یک پانسیون پر از آدم‌های ناشناس و رنگارنگ، نه در یک مسافرخانه متروک با آدم‌های مشکوک، بلکه در بهترین و نخبه‌پرورترین دانشگاه ایران؛ جایی که می‌گویند آکسفورد یا MIT ایران است؛ دانشگاهی که از کنکور 800 هزار نفری، نهایتا 400 نفر از بهترین‌ها را جذب می‌کند، یعنی در دانشگاه صنعتی شریف، پلاکارد بزنند که «باید تا فلان روز، قلیان‌ها را جمع‌آوری کنید، وگرنه از خوابگاه محروم‌تان می‌کنیم،» شما چه واکنشی از خود نشان می‌دهید؟

 در این خبر کدام زاویه را باید دید و کدام مهم‌تر است؟ شیوع قلیان؟ دانشگاه شریف؟ یا معضل فراگیری شدید و عجیب قلیان در مهم‌ترین نخبه‌گاه این مملکت؟

این پلاکارد در عین سادگی و کوتاهی ظاهرش، حکایت از یک پدیده اجتماعی ـ فرهنگی دارد، شیوع بی‌سابقه قلیان در دانشگاه صنعتی شریف.

یعنی می‌توان باور کرد که باهوش‌ترین و نخبه‌ترین دانشگاهی‌های ایران از مضرات بی‌شمار قلیان و نیکوتین که حتی عامیانه‌ترین افراد جامعه هم از آن مطلع هستند، بی‌خبرند؟

پرسش دیگر و بنیادی‌تر این است که خوابگاه‌های دانشجویی یا لااقل خوابگاه نخبه‌پرورترین دانشگاه ایران، چه کم دارد که قلیان آن جای خالی را پر کرده است؟ قلیان سرگرمی آدمهای بیکار برای کشتن زمان است، شریفی ها چه نسبتی با این بیکاری و کشتن وقت دارند؟

 

در خوابگاه‌های دیگر، در خوابگاه‌های دانشگاه‌های دیگر، دانشگاه‌های درجه سه دانشگاه‌های غیرانتفاعی‌ها و... چه می‌گذرد؟

 48 سال از تاسیس دانشگاه صنعتی شریف می‌گذرد، هیچ وقت تابلوهای خوابگاه دانشگاه شریف، شاهد نصب چنین پلاکاردی بوده است؟ این اتفاق را باید جدی گرفت.

 

-پاسخ وبلاگ دردی کش به این مطلب(+)

نویسنده: بهمن هدایتی - شنبه ۸ بهمن ۱۳٩٠

عاقل زیاد داریم در مملکت، مثل مزرعه بلال، هرسال محصول خوبی از عقلا داریم، عقلا خیلی زود با هم کنار می‌آیند، زود زورآزمایی می‌کنند، حد‌و‌حساب و وزن خود و حریف می‌آید دست‌شان، محدود و مصلحت و خط قرمز و حوزه منافع شان را با هم چک می‌کنند و «هماهنگ» می‌شوند و تزشان می‌شود: همزیستی مسالمت آمیز! خروجی کلونی عقلا هم در نهایت می‌شود «محافظه‌کاری»... اما «باهوش‌ها» ول معطلند، چون حسودی می‌آفریند و سوءتفاهم و تنش و هزینه و چالش!



به دلیل ساختار کنکور است یا عرف، چشم هم چشمی نخبگان است یا ساختار فوق‌العاده دانشگاه، بد یا خوب، درست یا نادرست،دانشگاه صنعتی شریف شده است پاتوق و مرکز تجمع «باهوش های مملکت» ما ، نه اینکه بقیه بی‌هوش باشند یا همه شریفی ها باهوش، غالب و جمهور شریفی‌ها یک جور دیگه هستند، آی کیوشان بالا است، در همین عالم سیاست و رسانه نگاه کنید به «شریف تبارهای موفق»، حالا کاری به نخبه‌های فراری و مغزهای ایرانی ناسا و گوگل و ... نداریم.

شاید امروز یکی از راه‌های اصلاح واقعی مملکت، «شریف درمانی» باشد، برای درمان دردهای کهنه و ساختار و سیستم‌های قدیمی و سنتی کشور، پروژه تعریف شود که بچه‌های شریف را ببرند مثلا در «وزارت ارشاد، پلیس و ناجا، وزارت خارجه، قوه‌قضائیه؛ شهرداری ، وزارت اقتصاد و وزارت کشور و ...» مسئله تعریف کنند برایشان که : درد این است، خودتان ببینید! حالا راه حل بدهید... آنها هم بنشینند فکر کنند، اتاق فکر درست کنند- بدون زیرآب زنی عقلا!- دوباره نگاه کنند و دوباره بفهمند و دوباره تعریف کنند...با نگاه هوش...نه عقل! حالا اینکه نسخه شفابخش آنها چطور اجرا شود، بماند...! می دونی؟!

بهمن هدایتی
عبدالله بن عبدالله بن عبدالله...بن آدم صفوه الله!
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من: