...::کلاشینـکـف دیـجیتال::...
نیش کلاش از بهر کین نیست، اقتضای طبیعتش اینجوریه!
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: بهمن هدایتی - یکشنبه ٢٤ مهر ۱۳٩٠

یک حبه قند، تازه ترین فیلم رضا میرکریمی،  بی شک فیلم چشم نوازی است، میرکریمی هوشمندانه گروه هدف خود را "خانواده ایرانی" تعریف کرده است و همه تلاش خود را کرده است، همه اعضای یک خانواده متعارف ایرانی، در آن سفیر و سهمی داشته باشند،کارگردان باسعی کرده با قند لهجه یزدی، فیلمش را بیش از پیش، شیرین و خواستنی تر  کند، فیلم ساده و با تاکید ویژه بر جزییات روایت می شود و البته کمی هم کش دار شده است.

رضا میرکریمی نمادی از رویش و تداوم از ایدئولوژیک سازان دهه شصت-مثل محسن مخمباف و فرج الله سلحشور و ابراهیم حاتمی کیا و...-است که البته بنا به مقتضیات زمان و مکان راه سومی را برگزیده است.

رضا میرکریمی نه مثل مخملباف بریده است، نه مثل فرج الله سلحشور همچنان فیلم های ارزشی کلاسیک می سازد و نه مثل حاتمی کیا به نوعی فیلمسازی عصیانگرانه روی آورده است، سینمای میرکریمی از "فیلم ارزشی" -به معنای دفاع از نظام سیاسی و حاکمیت- به دفاع سینمایی از "روحانیت" "تقلیل پیدا کرده است.

این تقلیل خواسته یا ناخواسته، باعث شده است نوعی سینمای رقیق و محتطانه دینی یا معناگرا-بدون آنکه دل مخاطب را در این دریای طوفانی تبلیغات رسمی و صداوسیمایی- بزند، به اسم میرکریمی زده بشود که رمز دیده شدن میرکریمی نیز همین است.

یه حبه قند، ماورای لایه های ظاهری و قاب بندی های کارت پستالی- میناتوری و جذاب و تاکید و پرداخت خاص بر جزییات، عملا ادامه راه و تکامل "زیر نورماه" است، فیلمی در دفاع هنرمندانه و تصویری از روحانیت که نمونه آن را کمتر در سینمای امروز ایران دیده می شود.

روحانی جوان فیلم "یه حبه قند" -با بازی فرهاد اصلانی- (که از قهرمانان اصلی داستان است) آخوندی است که خودش با روضه گریه اش می گیرد، اهل ریا نیست، شوخ و اهل جوشیدن با "همه" است، از خودخواهی های مردانه-مثل سایر مردهای فیلم- به دور است،دوقلوهای نوزادش را سر همسرش رها نمی کند و خودش آنها را می خواباند و روحیه مردمی دارد و البته تحمل "متلک" درباره خمس و زکات و ...را هم  دارد و البته نماز عصرش را هم با تاخیر می خواند تا شرایط گفتگوی پسند-نگار جواهریان- با قاسم را هم فراهم کند!

روحانی جوانی که می فهمد سرطان دارد و حس همدردی مخاطبان را برمی انگیزاند، یا در بخش انتهای فیلم، حتی داماد اس.ام.اس باز  و شاکی و معاند روحانیت -با بازی اصغر همت- با شنیدن روضه گریه اش می گیرد، کنایه ای از ریشه دار بودن مذهب و سنت ها حتی در بین ناراضیان کوچه و خیابان است.


http://mihanstar.com/wp-content/uploads/2011/08/ye-habe-gahnd1.jpg

البته برخی کلیشه های فیلم هم قابل تامل است، مثل استعاره نه چندان خلاقه یافتن "ریشه ها" به جای "گنج" در سرداب خانه قدیمی، یا منتفی شدن رفتن به خارج با ازدواج از راه دور و ...یا یادگیری زبان انگلیسی به عنوان یک "کد" برای دلبستگی به خارج که هم در این فیلم و هم در فیلم "به همین سادگی" عینا تکرار شده بود.

یه حبه قند، از معدود فیلم هایی است که با مولفه های دراماتیک قابل قبول می تواند لبخند و اشک را برای مخاطبان رقم بزند و مرگ و زندگی رادر کنار هم به نمایش بکشد، اما نقطه قوت و خلاقانه فیلم همان "نوآوری در دفاع تصویری از روحانیت" است که میرکریمی نشان داده است در ان مهارت ویژه ای دارد که در هر فیلمش، در آن پخته تر و ماهرانه تر می شود.

بهمن هدایتی
عبدالله بن عبدالله بن عبدالله...بن آدم صفوه الله!
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من: