...::کلاشینـکـف دیـجیتال::...
نیش کلاش از بهر کین نیست، اقتضای طبیعتش اینجوریه!
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: بهمن هدایتی - دوشنبه ٢٤ تیر ۱۳۸٧

 برادران لاریجانی اصولا آی.کیوی بالایی دارند،  اما علی لاریجانی چند شانس مضاعف هم داشته است: توجه ویژه پدر، سایه برادر بزرگتر( که نوعی لوسی مثبت برای او فراهم کرد!) خواندن فلسفه و ریاضی با هم و بالاخره  پیوند خانوادگی با ایدئولوگ نظام جمهوری اسلامی(شهید مطهری)  و حضور در مناصب بالای نظام از همان دوره جوانی و اوایل انقلاب، باعث شد که علی لاریجانی رشد ویژه تری نسبت به برادرانش داشته باشد، تحولات بعد از تشکیل مجلس هشتم، نشان داد که دوران تازه ای برای "علی لاریجانی" آغاز شده است:

علی لاریجانی به تنهایی در قالب و کارکرد و حتی اثر یک "جناح" ظاهر شده است، تمام سازوکارهای سیاسی مورد نیاز برای صعود در قدرت را شخصا در خود و تیم محدودش می بیند و پیش می رود.

بوقی و اسب مهیاست ! بیا تا برویم!

علی لاریجانی نه تنها موفق شد اولین منصب انتخاباتی خود را به بالاترین منصب انتخاباتی (بعد از ریاست جمهوری) تبدیل کند و رئیس "نمایندگان مردم" شود بلکه موفق شد تمام مردان آهنین اش را در مناصب حاشیه ای اما استراتژیک پارلمان، جاگیر و تثبیت کند.

لاریجانی با یک تاکتیک نسبتا پیچیده و همراه کردن نمایندگان استانها، غلامعلی حدادعادل(یکی از استوانه های جریان اصولگرا) را از صحنه خارج کرد( پیروزی لاریجانی بر حداد را می توان با  طنز و تسامح "پیروزی فلسفه بر فرهنگ" توصیف کرد!)

نباید فراموش کرد که پیوند سببی و نسبی! با روحانیت یکی از دلایل صعود و رشد لاریجانی در شرایط فعلی است، بعد از روی کارآمدن دولت نهم و شکست هاشمی رفسنجانی در انتخابات نهم ریاست جمهوری، یک شکاف اجتماعی بالقوه  در جامعه ایجاد شد و روحانیت مقداری احساس غربت کرد؛ لاریجانی به خوبی این حالت را درک کرد و ترجیح داد از قم کاندیدا شود و نمایندگی غیررسمی مراجع تقلید و روحانیت را هم داشته باشد، لاریجانی رایزنی های مستمری هم با قم دارد تا این پیوند همچنان حفظ و مستحکم شود.

لاریجانی امروز تقریبا همه را سرکار گذاشته است: احمدی نژاد، قالیباف، رضایی، او تا قبل از اینکه به پارلمان بیاید، در مثلث "رضایی، لاریجانی، قالیباف" مستقر بود و امروز به دلیل بازی پچیده خود و بدون اینکه هزینه خروج از این مثلث را بدهد یا شرکای سابق را با خود شریک کند، بقیه را تبدیل به "کارت های بازی" خود کرده است و...با هرکارت، کارت دیگر را می ترساند و امتیاز می گیرد و مدیریت می کند!

علی لاریجانی نه مثل احمدی نژاد  به روشهای عوام گرایانه و ارتباط نزدیک و چهره به چهره با مردم و سفر استانی و..نیازی می بینید و نه مثل قالیباف، اصراری دارد که بر "کارآمدی" و نشان دادن عینی توانایی های خودش، تکیه کند و اینطور به نظر می آید که اصولا لاریجانی شان خود را اجل از این سطح از سیاست ورزی می داند

لاریجانی در منصب رئیس مجلس هشتم با طیف اصولگرایان منتقد هم بازی جالبی را در پیش گرفته است، شنیده شده است احمد توکلی (نماینده شاخص اصولگرایان منتقد) با وجود کسب آرای لازم برای ریاست مرکز پژوهشهای مجلس،  با شرط و شروط ها و محدودیت هایی از سوی لاریجانی مواجه شده است تا لاریجانی مطمئن باشد که فرمان کنترل این "طیف موثر اصولگرایان" هم در دست اوست.

علی لاریجانی نه مثل احمدی نژاد  به روشهای عوام گرایانه و ارتباط نزدیک و چهره به چهره با مردم و سفر استانی و..نیازی می بینید و نه مثل قالیباف، اصراری دارد که بر "کارآمدی" و نشان دادن عینی توانایی های خودش، تکیه کند و اینطور به نظر می آید که اصولا لاریجانی شان خود را اجل از این سطح از سیاست ورزی می داند.

لابی لاریجانی در پشت پرده قدرت است و نیازی به رو بازی کردن و حضور مدام در روی صحنه نمی بیند و دقیقا به همین دلیل است که موج تخریب های سیاسی معمولا به او نمی رسد یا می تواند تخریب ها را به سرعت جبران کند( رجوع کنید به مواضع اصلاح طلبان در مورد لاریجانی از زمان تصدی صداوسیما تا الان)

لاریجانی در دوران مدیریت پرونده هسته ای، با ایجاد لابی موثری با مطبوعات و به خصوص با رسانه های منتقد دولت،نیش انتقادات رسانه ها نسبت به "خودش" را کاملا خنثی و بی اثر کرد و البته با زیرکی  تمام، هیچ تلاشی نکرد که موج انتقادات رسانه ای از احمدی نژاد را در موضوع هسته ای را فروبکاهد!

لاریجانی استراتژی "میوه چینی" را بسیار خوب بلد است و می داند میوه در محیط سیاست چه می رسد!  لاریجانی اجازه می دهد که فعل و انفعال و تقابل نیروهای مختلف انجام شود و او  در زمان مناسب، بدون اینکه خود را کاملا خرج یکی از طرفین کند، وارد میدان می شود و برگ های برنده را به نفع خود جمع می کند.

بچه لوس و باهوشی که پیشرفت کرد!

مثلا لاریجانی با زیرکی تمام، با اتخاذ مواضع نسبتا تند در ابتدای شروع به کار مجلس هشتم، ابتدا شائبه تقابل با احمدی نژاد را ( که بسیاری از جمله محافل غربی به دلیل سابقه استعفای لاریجانی از شورای عالی امنیت ملی روی آن حساب می کردند) را خنثی کرد و به این ترتیب،دل دولتی ها را به دست آورد و عملا امتیازی به احمدی نژاد داد، اما در عین حال هیچ گاه انتقادتش از رویه غیرعلمی اداره کشور و شعارزدگی در مورد عدالت را هم کنار نگذاشت!

هرچند که شاهین بخت با لاریجانی فعلا همراه است، اما همان چاهی که زیر پای حداد عادل باز شد( جدایی از بدنه نمایندگان) در کمین لاریجانی هم هست، لاریجانی "تک روی خاصی" را پیشه کرده است که ممکن است تداوم ریاست لاریجانی بر مجلس را به مرور برای نمایندگان، دلسرد کننده کند، البته این هم جالب توجه است که ستادهای انتخاباتی لاریجانی با هدایت و پشتیبانی ناطق نوری راه اندازی و آغاز به کار کرده است...!

نویسنده: بهمن هدایتی - شنبه ٢۱ اردیبهشت ۱۳۸٧

بعد ازپایان انتخابات مجلس هفتم دردی ماه 1382برای نخستین بار در تاریخ پارلمان های بعد از انقلاب، اکثریت مجلس هفتم که به جریان اصولگرا وابسته بودند، قبل از آغاز به کار رسمی مجلس با برگزاری نشست ها و جلسات متعدد، فرایند طبیعی آشنایی، شناسایی و تعامل نمایندگان جدید (که معمولا تا مدتها وقت مجلس جدید را می گیرد) را انجام دادند و بدین وسیله مقدار زیادی در وقت و سرمایه خود صرفه جویی کردند.

غلامعلی حدادعادل

دراین فرایند ترکیب فراکسیون اکثریت، هیات رئیسه و کمیسیون های مهم واصلی مجلس هفتم قبل از شروع به کار رسمی مجلس، آماده بود ومجلس هفتم به اصطلاح با موتورآماده و روشن وگرم وارد مسیر خود شد، .یکی از دلایل قوت و استحکام نسبی مجلس هفتم( لااقل تا سال 1384) را می توان همین شیوه مهندسی سیاسی دانست.

اما با برگزاری انتخابات مجلس هشتم به نظر می رسد همین رویکرد، ولی در شکلی کامل تر و کارآمدتر در حال اجرا باشد.

یکی از مسائلی که رقبای اصولگرایان بعد از ناکامی در انتخابات مجلس هشتم، روی آن به صورت استراتژیک حساب باز کرده بودند، اختلاف اصولگرایان برای انتخابات رئیس مجلس هشتم با دو گزینه " حدادعادل-لاریجانی" بود، هرچند که جرقه هایی از گسترش و تعمیق این اختلاف در هفته های اول بعد از پایان انتخابات نمایان شد، اما با رصد اخبار و گزارشها از درون اردوگاه اصولگرایان می توان به این نتبجه رسید که این اختلاف در همان مراحل آغازین خود " مهندسی" و "مهار" شد.

اما راهکار اصولگرایان برای مهندسی این اختلاف چه بود؟

در بیشتر نظام های پارلمانی جهان که ملهم از فضای حزبی هستند،عنوان "ریاست مجلس"  به عنوان "سخنگوی مجلس" شناخته می شود( Speaker Of Parlemant) اما در کشور ما به دلیل خلاء احزاب و نو بودن تجربه تحزب، ریاست مجلس شان خاصی داشته است که عملا بسیار فراتر از " سخنگویی پارلمان" است.

علی لاریجانی

درهفته گذشته، انتخابات هیات مدیره موقت فراکسیون اکثریت مجلس برگزارشد ودکترعلی لاریجانی، منتخب مردم قم به ریاست  اکثریت مجلس هشتم برگزیده شد، فراکسیونی که اکثریت قاطع 70 درصدی مجلس شورای اسلامی را تشکیل می دهد، از سوی دیگر اخباری نیز مبنی بر توافق اصولگرایان برای ریاست حدادعادل نیز به گوش می رسد، بر اساس این مبنا، رئیس فراکسیون اکثریت را می توان درحقیقت درحکم "مغز" مجلس توصیف کرد، مغزی که درکنار"زبان" می تواند یک مجلس هماهنگ، قدرتمند و منظم را به نمایش بگذارند.

شیوه فوق را که می توان امتداد موفق تجربه مجلس هفتم دانست، درحقیقت، تولد مدل مدرن و جدیدی از شیوه تعیین رئیس مجلس  است،  امتیاز و نقطه قوت این شیوه در این است که اولا تصمیمات در درون مجلس گرفته می شود، چون انتخاب رئیس مجلس حق طبیعی نمایندگان است و حق نمایندگی نیزبه موجب قانون اساسی غیرقابل تفویض است، بنابراین حضور و دخالت مستقیم  احزاب و اشخاص و گروههای سیاسی خارج از مجلس در تعیین رئیس مجلس نمی بایست وجاهتی داشته باشد.

اما استفاده از راهکار "فراکسیون های  پارلمانی" را که می توان آنها را  "احزاب درون پارلمان" دانست، شیوه منطقی و معقولی برای هدایت مجلس است، تمرین فرهنگ سیاسی تحزب در درون پارلمان، می تواند در دراز مدت باعث سرایت فرهنگ کار حرفه ای سیاسی به بیرون از پارلمان هم بشود.

البته  باید توجه داشت که اصولا نقطه قوت مهم جریان اصولگرا، توان قابل توجه مهندسی سیاسی و اجرای مدل "تقسیم قدرت بدون تنش" است، این نقطه قوت از یک سو بخاطر پشتوانه سنتی و قدیمی نیروهای این جریان و به اصطلاح" ریش سفیدان" است و در درجه دوم به این خاطر است که اصولگرایان برخلاف اصلاح طلبان از فضای رسانه و عمومی برای وزن کشی سیاسی کمتراستفاده می کنند.

بهمن هدایتی
عبدالله بن عبدالله بن عبدالله...بن آدم صفوه الله!
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من: