...::کلاشینـکـف دیـجیتال::...
نیش کلاش از بهر کین نیست، اقتضای طبیعتش اینجوریه!
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: بهمن هدایتی - سه‌شنبه ۱٢ آذر ۱۳۸٧

اگر برادران یوسف( همان یوزارسیف آقای سلحشور) او را به ته چاه حسادت و کینه انداختند، ظاهرا برادران لاریجانی و ابر و باد و مه و خورشید و فلک و بخش هایی از نظام! دست به دست هم داده اند تا علی لاریجانی را تا آن بالا بالاها ببرند!

علی لاریجانی

امروز (همایش سی سال قانونگذاری)روز لاریجانی بود و همه عواید بزرگ رسانه ایی و سیاسی مراسم پرشکوه و البته پرریخت و پاش امروز مجلس به کاسه لاریجانی رفت، با یک برنامه ریزی «هوشمندانه» علی لاریجانی میزبان نمایندگان هشت دوره مجلس بعد از انقلاب و چهره هایی چون هاشمی رفسنجانی،خاتمی، کروبی، ناطق نوری و ...بود.

 مجلس در بعد از پیروزی انقلاب رکن مهم شاید اهم حاکمیت بود که به تدریج از فروغ آن کاسته شده بود( به خصوص در دوره حدادعادل) ولی امروز لاریجانی نشان داد که خیز بزرگی برای ارتقای شان مجلس و البته موقعیت خودش برداشته است، در مراسم امروز حتی چهره هایی چون «عزت الله سحابی» هم عملا با آمدن خود به این مراسم بر زیرکی لاریجانی صحه گذاشته بودند(البته غایبان جلسه امروز مثل احمدی نژاد، عماد افروغ و بهزاد نبوی و رضا خاتمی و ابراهیم یزدی و ...شاید اینقدر باهوش بودند که نیایند)

بروبچز در کنار هم

حرکت لاریجانی از شروع دوره ریاست مجلس هشتم تا امروز انصافا پیچیده و هوشمندانه است و البته خیلی بعید است که چهره ای چون دکتر جواد لاریجانی پشت این تدابیر نباشد، به نظرم علی لاریجانی نه تنها در دوره دهم نامزد ریاست جمهوری نخواهد شد، بلکه سعی می کند با ماندن دو یا سه دوره ای در مجلس به تدریج یک تیم کامل برای حکومتداری برای خودش بسازد(کاری که هاشمی رفسنجانی درطول سه دوره ریاست مجلس انجام داد) و بعد با یک عقبه محکم و مقبولیت بالا و «کلاس بالا» به عرصه ریاست جمهوری بیاید، ضمن اینکه لاریجانی برخلاف کروبی و ناطق نوری و حدادعادل(روسای مجلس سابق) یک دیپلمات مشهور و  مذاکره کننده ارشد نظام شناخته شده است و همین خصلت هم به او در عرصه بین المللی بسیار کمک خواهد کرد.

یک اتفاق جالب دیگر در مورد لاریجانی است که یک اقلیت قوی ولی بی سروصدا یعنی «شمالی ها »را پشت سر خود دارد، شمالی ها تاحالا زیر سایه اصفهانی ها و کرمانی ها و آذری ها تقریبا در محاق بودند و امروز با لاریجانی جان دیگری گرفته اند(ناطق نوری به طرز ماهرانه ای هوای علی کوچولو  قصه ما را دارد)

خواهید دید که سر طرح تحول اقتصادی، لاریجانی چقدر احمدی نژاد را خواهد چزاند و البته در مورد مسئله مذاکره احتمالی و آتی با آمریکای اوبامایی چطور احمدی نژادی ها را دور خواهد زد.

***

-حاشیه های امروز همایش سی سال نظارت و قانونگذاری(+)

-نگاهی به پدیده علی لاریجانی(+)

از همه اینها که بگذریم... یک بازی باحال از میدون انقلاب خریدم به نام Wolfenstein که شدیدا جواب می دهد، اگر روزی برسد که اشتیاقم به بازی جنگی را از دست بدهم می فهمم که واقعا پیر شده ام!


ادامه مطلب ...
نویسنده: بهمن هدایتی - دوشنبه ۱٤ امرداد ۱۳۸٧

واقعیت این است که مقاله اخیر حسین شریعتمداری در مورد "احتمال ردصلاحیت خاتمی" را باید فراتر از ظاهر ساده آن دید، این مقاله در حقیقت جرقه آغازین آماده سازی افکار عمومی و جامعه برای انتخابات آتی ریاست جمهوری با استفاده از الگوی مهندسی انتخابات است.

 به درست یا غلط، عده ای شکست احمدی نژاد در انتخابات آتی ریاست جمهوری را رویدادی بسیار تلخ و  پرهزینه می دانند که باید "به هرقیمت" از آن جلوگیری کرد.

اما الگوی فرضی پیروزی قطعی احمدی نژاد در دور دوم چه خواهد بود؟

احمدی نژاد

1-چون  اصلاح طلبان به اصطلاح همه تخم مرغ هایشان را  در "سبد خاتمی" قرار داده اند، این وضعیت یک فرصت طلایی برای طرف مقابل ایجاد می کند که در نهایت گزینه "پذیرش و پرداخت هزینه ردصلاحیت خاتمی"  عملی شود و با انتخاب این گزینه، عملا کلیت اصلاح طلبان از تاثیرگذاری در انتخابات ریاست جمهوری کنار گذاشته شوند تا یک مشکل عمده در راه پیروزی احمدی نژاد حل شود، نگاهی به تجربه انتخابات مجلس هشتم و روند نسبتا بی هزینه کاهندگی کمی و کیفی اصلاح طلبان در حاکمیت نیز، این گمانه را تشدید می کند.

چون  اصلاح طلبان به اصطلاح همه تخم مرغ هایشان را  در "سبد خاتمی" قرار داده اند، این وضعیت یک فرصت طلایی برای طرف مقابل ایجاد می کند که در نهایت گزینه "پذیرش و پرداخت هزینه ردصلاحیت خاتمی"  عملی شود

اما از سوی دیگر راضی کردن رقبای درون اردوگاه اصولگرا برای "نیامدن" کاری دشواری است که قطعا برای احمدی نژاد بدون "هزینه" نیست و صدالبته که  این کاری است که "لاریجانی-باهنر" می توانند برای احمدی نژاد انجام دهند.

 نتیجه مهم این بده بستان می تواند این باشد که عملا دولت  دوم احمدی نژاد، به  یک "دولت ائتلافی غیررسمی" تبدیل شود و نفوذ و سهم علی لاریجانی در دولت دوم احمدی نژاد بسیار افزایش  یابد و رویکردی که در مورد معرفی کردان(به عنوان یکی از نیروهای لاریجانی به عنوان وزیر کشور) اتفاق افتاد و نارضایتی حامیان احمدی نژاد را هم برانگیخت، تداوم یابد.

احمدی نژاد با پذیرش این مدل عملا از شعارهای اولیه عدول می کند و وارد نظام حزبی می شود(چیزی که به شدت از آن فرار می کرد) و بخش عمده ای شعارهایش بی معنا خواهد شد و  البته طیف وسیعی از حامیان ساده و کسانی که فکر می کردند احمدی نژاد با سیستم قدرت و ثروت نمی سازد، را هم  از دست خواهد داد.

لاریجانی و احمدی نژاد

از این جهت است که انتخابات آتی ریاست جمهوری یک معذوریت بزرگ اخلاقی برای احمدی نژاد می آفریند:بطور خلاصه می توان گفت در صورت تحقق این مدل، احمدی نژاد قدرت و تداوم ریاست جمهوری را بر مدل آرمانی مورد نظر خودش درحکمرانی و استفاده از نیروهای معتمدش ترجیح داده است.

از طرف دیگر تحقق این مدل(دولت ائتلافی-غیررسمی) و کاهش قدرت احمدی نژاد باعث می شود "طیف وسیع اصولگرایان ناراضی ولی خاموش"  از عملکرد دولت نخست احمدی نژاد هم راضی شوند و سیستم "مهار آبرومندانه احمدی نژاد" نیز با محوریت علی لاریجانی صورت بگیرد و همین گزینه، بازهم احتمال قوت گرفتن این گزینه را تشدید می کند.

انتخابات آتی ریاست جمهوری یک معذوریت بزرگ اخلاقی برای احمدی نژاد می آفریند:بطور خلاصه می توان گفت در صورت تحقق این مدل، احمدی نژاد قدرت و تداوم ریاست جمهوری را بر مدل آرمانی مورد نظر خودش درحکمرانی و استفاده از نیروهای معتمدش ترجیح داده است

البته نباید فراموش کرد که با همه تدابیر فوق، امکان پیروزی یک ضرب احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری آتی وجود ندارد و احمدی نژاد قادر به کسب بیش از 5-6 میلیون رای در مرحله اول نیست و بازهم در مرحله دوم است که او می تواند پیروز میدان باشد.

با این اوصاف، مدلی که می توان برای انتخابات آتی ریاست جمهوری در نظر گرفت، می تواند چنین مولفه هایی داشته باشد:

به احتمال زیاد و با فرض معادلات بالا،  مدل انتخابات ریاست جمهوری دهم به مدل انتخابات ریاست جمهوری در دهه شصت بازخواهد گشت یعنی: یک نامزد اصلی(احمدی نژاد) و نهایتا 3 نامزد فرعی و گمنام که فطعا احتمال رای آوری نداشته باشند، در دهه شصت آقایان عباس شیبانی، عسگراولادی، محمود کاشانی، رجبعلی طاهری این نقش را ایفا می کردند؛ در این صورت است که  رای آوردن محمود احمدی نژاد(به عنوان چهره مشهور و رئیس جمهور فعلی)  تضمینی و قطعی شود.

احتمالا صحنه انتخابات طوری خواهد بود که امکان "ناطق نوریزه شده احمدی نژاد"  ایجاد نشود و نامزدهای دیگر شرایطی داشته باشند که به هیچ وجه "فرار آراء " و "نافرمانی انتخاباتی" که منجر به بروز دوم خرداد شد، صورت نگیرد، حتی اگر پیامد این تدابیر "سردی" فضای انتخابات باشد، به نظر می رسد این هزینه هم پرداخت خواهد شد.

شاید تنها چالش این مدل، نوع رفتار غیرمنتظره مهدی کروبی و حزب اعتماد ملی در انتخابات، یا ظهور یک نیروی عصیانگر در جریان اصولگرا باشد که ممکن است معادلات موجود را برهم بزند. 

نویسنده: بهمن هدایتی - دوشنبه ٢٤ تیر ۱۳۸٧

 برادران لاریجانی اصولا آی.کیوی بالایی دارند،  اما علی لاریجانی چند شانس مضاعف هم داشته است: توجه ویژه پدر، سایه برادر بزرگتر( که نوعی لوسی مثبت برای او فراهم کرد!) خواندن فلسفه و ریاضی با هم و بالاخره  پیوند خانوادگی با ایدئولوگ نظام جمهوری اسلامی(شهید مطهری)  و حضور در مناصب بالای نظام از همان دوره جوانی و اوایل انقلاب، باعث شد که علی لاریجانی رشد ویژه تری نسبت به برادرانش داشته باشد، تحولات بعد از تشکیل مجلس هشتم، نشان داد که دوران تازه ای برای "علی لاریجانی" آغاز شده است:

علی لاریجانی به تنهایی در قالب و کارکرد و حتی اثر یک "جناح" ظاهر شده است، تمام سازوکارهای سیاسی مورد نیاز برای صعود در قدرت را شخصا در خود و تیم محدودش می بیند و پیش می رود.

بوقی و اسب مهیاست ! بیا تا برویم!

علی لاریجانی نه تنها موفق شد اولین منصب انتخاباتی خود را به بالاترین منصب انتخاباتی (بعد از ریاست جمهوری) تبدیل کند و رئیس "نمایندگان مردم" شود بلکه موفق شد تمام مردان آهنین اش را در مناصب حاشیه ای اما استراتژیک پارلمان، جاگیر و تثبیت کند.

لاریجانی با یک تاکتیک نسبتا پیچیده و همراه کردن نمایندگان استانها، غلامعلی حدادعادل(یکی از استوانه های جریان اصولگرا) را از صحنه خارج کرد( پیروزی لاریجانی بر حداد را می توان با  طنز و تسامح "پیروزی فلسفه بر فرهنگ" توصیف کرد!)

نباید فراموش کرد که پیوند سببی و نسبی! با روحانیت یکی از دلایل صعود و رشد لاریجانی در شرایط فعلی است، بعد از روی کارآمدن دولت نهم و شکست هاشمی رفسنجانی در انتخابات نهم ریاست جمهوری، یک شکاف اجتماعی بالقوه  در جامعه ایجاد شد و روحانیت مقداری احساس غربت کرد؛ لاریجانی به خوبی این حالت را درک کرد و ترجیح داد از قم کاندیدا شود و نمایندگی غیررسمی مراجع تقلید و روحانیت را هم داشته باشد، لاریجانی رایزنی های مستمری هم با قم دارد تا این پیوند همچنان حفظ و مستحکم شود.

لاریجانی امروز تقریبا همه را سرکار گذاشته است: احمدی نژاد، قالیباف، رضایی، او تا قبل از اینکه به پارلمان بیاید، در مثلث "رضایی، لاریجانی، قالیباف" مستقر بود و امروز به دلیل بازی پچیده خود و بدون اینکه هزینه خروج از این مثلث را بدهد یا شرکای سابق را با خود شریک کند، بقیه را تبدیل به "کارت های بازی" خود کرده است و...با هرکارت، کارت دیگر را می ترساند و امتیاز می گیرد و مدیریت می کند!

علی لاریجانی نه مثل احمدی نژاد  به روشهای عوام گرایانه و ارتباط نزدیک و چهره به چهره با مردم و سفر استانی و..نیازی می بینید و نه مثل قالیباف، اصراری دارد که بر "کارآمدی" و نشان دادن عینی توانایی های خودش، تکیه کند و اینطور به نظر می آید که اصولا لاریجانی شان خود را اجل از این سطح از سیاست ورزی می داند

لاریجانی در منصب رئیس مجلس هشتم با طیف اصولگرایان منتقد هم بازی جالبی را در پیش گرفته است، شنیده شده است احمد توکلی (نماینده شاخص اصولگرایان منتقد) با وجود کسب آرای لازم برای ریاست مرکز پژوهشهای مجلس،  با شرط و شروط ها و محدودیت هایی از سوی لاریجانی مواجه شده است تا لاریجانی مطمئن باشد که فرمان کنترل این "طیف موثر اصولگرایان" هم در دست اوست.

علی لاریجانی نه مثل احمدی نژاد  به روشهای عوام گرایانه و ارتباط نزدیک و چهره به چهره با مردم و سفر استانی و..نیازی می بینید و نه مثل قالیباف، اصراری دارد که بر "کارآمدی" و نشان دادن عینی توانایی های خودش، تکیه کند و اینطور به نظر می آید که اصولا لاریجانی شان خود را اجل از این سطح از سیاست ورزی می داند.

لابی لاریجانی در پشت پرده قدرت است و نیازی به رو بازی کردن و حضور مدام در روی صحنه نمی بیند و دقیقا به همین دلیل است که موج تخریب های سیاسی معمولا به او نمی رسد یا می تواند تخریب ها را به سرعت جبران کند( رجوع کنید به مواضع اصلاح طلبان در مورد لاریجانی از زمان تصدی صداوسیما تا الان)

لاریجانی در دوران مدیریت پرونده هسته ای، با ایجاد لابی موثری با مطبوعات و به خصوص با رسانه های منتقد دولت،نیش انتقادات رسانه ها نسبت به "خودش" را کاملا خنثی و بی اثر کرد و البته با زیرکی  تمام، هیچ تلاشی نکرد که موج انتقادات رسانه ای از احمدی نژاد را در موضوع هسته ای را فروبکاهد!

لاریجانی استراتژی "میوه چینی" را بسیار خوب بلد است و می داند میوه در محیط سیاست چه می رسد!  لاریجانی اجازه می دهد که فعل و انفعال و تقابل نیروهای مختلف انجام شود و او  در زمان مناسب، بدون اینکه خود را کاملا خرج یکی از طرفین کند، وارد میدان می شود و برگ های برنده را به نفع خود جمع می کند.

بچه لوس و باهوشی که پیشرفت کرد!

مثلا لاریجانی با زیرکی تمام، با اتخاذ مواضع نسبتا تند در ابتدای شروع به کار مجلس هشتم، ابتدا شائبه تقابل با احمدی نژاد را ( که بسیاری از جمله محافل غربی به دلیل سابقه استعفای لاریجانی از شورای عالی امنیت ملی روی آن حساب می کردند) را خنثی کرد و به این ترتیب،دل دولتی ها را به دست آورد و عملا امتیازی به احمدی نژاد داد، اما در عین حال هیچ گاه انتقادتش از رویه غیرعلمی اداره کشور و شعارزدگی در مورد عدالت را هم کنار نگذاشت!

هرچند که شاهین بخت با لاریجانی فعلا همراه است، اما همان چاهی که زیر پای حداد عادل باز شد( جدایی از بدنه نمایندگان) در کمین لاریجانی هم هست، لاریجانی "تک روی خاصی" را پیشه کرده است که ممکن است تداوم ریاست لاریجانی بر مجلس را به مرور برای نمایندگان، دلسرد کننده کند، البته این هم جالب توجه است که ستادهای انتخاباتی لاریجانی با هدایت و پشتیبانی ناطق نوری راه اندازی و آغاز به کار کرده است...!

نویسنده: بهمن هدایتی - شنبه ۱۱ خرداد ۱۳۸٧

 دکتر غلامعلی حدادعادل، سیاست را از حضور در "اقلیت" مجلس ششم(1379-1382) آغاز کرد و در دومین زنجیره پیروزی های اصولگرایان، رئیس مجلس هفتم شد، حدادعادل با کسب آرای بالای مردم پایتخت، مولفه های اصلی و لازم تداوم ریاست بر مجلس هشتم را داشت و رایزنی هایی ابتدایی هم برای ریاست مجلس هشتم انجام داده بود، اما چند روز بعد از پایان مرحله دوم انتخابات مجلس، زمزمه های دیگری برخاست و این شروط لازم حداد به "کفایت" نرسید و نهایتا غلامعلی حدادعادل در رای گیری اکثریت اصولگرای مجلس با 61 رای در برابر 150 کرسی سبز ریاست پارلمان هشتم را به علی لاریجانی واگذار کرد. 

 

غلامعلی

حدادعادل یک روز بعد، در آخرین مصاحبه مطبوعاتی در مقام ریاست مجلس هفتم، دلیل عدم تمایل منتخبان مجلس هشتم به تداوم ریاست اش را "مشی مستقل و تلاش برای تعامل با دولت" خود عنوان کرد، در توضیح و تفسیر این مشی مستقل چند نکته را می توان بیان کرد:

واقعیت این است که غلامعلی حدادعادل در ریاست مجلس هفتم، کدخدامنشی خاصی را بکار گرفته بود که با کدخدامنشی های سیاسی مرسوم و سنتی تفاوت داشت، ماجرا این بود که هرچند حداد با رای و تمایل نمایندگان مجلس هفتم به ریاست پارلمان رسید اما در تداوم این ریاست، توجه به نظرات و تمایل نمایندگان را "فاکتور اصلی" تداوم ریاست بر مجلس ندانست.

 حداد در دوره ریاست مجلس هفتم ترجیح داد که با ادغام شخصیت حقوقی و حقیقی ریاست مجلس ، یک تنه و به مدد توانایی ها خود، با نوعی نقش آفرینی خاص و مستقل از نمایندگان(به خصوص در قبال دولت نهم) ، مجلس هفتم را هدایت کند.

در واقع می توان گفت نمایندگان مجلس هفتم و منتخبان مجلس هشتم آنچه را که حدادعادل "خط مشی مستقل" نام نهاده بود را تصلب و غیرمنعطف بودن حداد در قبال تمایل و نظرات نمایندگان فرض کردند و آن را نفی کردند.

 از ابتدای روی کار آمدن دولت نهم، حداد عادل یکی از حامیان و هواداران اصلی دولت احمدی نژاد در مجلس شناخته شد، حدادعادل با مشی معتدل و فرهنگی خود، حتی مبدع سنتی سیاسی شد و در دوره انتخاب تا تحلیف محمود احمدی نژاد، یکی از ساختمان های مجلس شورای اسلامی را در اختیار رئیس جمهور منتخب قرار داد تا او ملاقات ها و دیدارهایش را در این مکان انجام دهد، حدادعادل بر طبق همان مشی مستقلانه خود، اعتقاد داشت باید با حمایت از دکتر احمدی نژاد به دولت وقت و مهلت داد تا موفق شود و در این راه، اعتراضات برخی از نمایندگان را هم برانگیخت.

 اما به تدریج در اواخر دوره هفتم، حدادعادل که رویکرد های خاص دولت نهم را در مواجهه با برخی تصمیمات پارلمان مشاهده می کرد و از سوی دیگر شاهد بروز روز افزون اعتراضات به تعامل بیش از حد خود با دولت بود، به مدل خاصی از ارتباط با دولت رسید که می توان آن را " تذکرهای رسانه ای- نامه نگاری" توصیف کرد.

 حدادعادل در ماههای آخر مجلس هفتم با تذکرهای علنی و نامه نگاری های رسمی و علنی، تلاش کرد تا آنچه را که مخالفانش "تضعیف نقش مجلس در برابر دولت" می نامیدند را جبران کند اما تحولات بعدی نشان داد که وی چندان موفق به تغییر این قضاوت نشد، ضمن اینکه این نامه نگاری ها و تذکرهای رسانه ای ، دولت نهم و حامیانش را به شدت آزرد.

 اما دکتر علی لاریجانی که نخستین منصب "انتخابی" خود را با "ریاست پارلمان" تجربه می کند، راه دشواری را در این مسیر دارد، از یک طرف نمایندگان و منتخبان مجلس هشتم که قول هایی چون "ساماندهی اقتصاد و مهار تورم" را به موکلان خود داده اند، توقع دارند که رئیس مجلس هشتم، نظارتی جدی بر عملکرد دولت داشته باشد تا بتوانند تورم را مهار کنند و از طرفی در جریان آرایش سیاسی منتهی به انتخاب رئیس مجلس هشتم، حامیان دولت برای کنار زدن حدادعادل، از لاریجانی حمایت کردند، لاریجانی که به دلیل ناهماهنگی با رئیس جمهور از کابینه خارج شد، امروز نه در درون دولت که در قامت رئیس قوه مقننه در کنار رئیس دولت قرار گرفته است.

نباید فراموش کرد که پیچیدگی های پرونده هسته ای به لاریجانی، توانایی های خاصی بخشیده است که وی را قادر می کند در معادله سیاسی مجلس هشتم، نقش آفرینی پیچیده و خاصی را داشته باشد، هرچند که انتخابات آتی ریاست جمهوری کم کم همه معادلات سیاسی جامعه را تحت الشعاع قرار می دهد و داستان مجلس هشتم اندک اندک فراموش می شود تا همه نگاهها به تیرماه داغ 1388 معطوف شود.

 

نویسنده: بهمن هدایتی - شنبه ٢۱ اردیبهشت ۱۳۸٧

بعد ازپایان انتخابات مجلس هفتم دردی ماه 1382برای نخستین بار در تاریخ پارلمان های بعد از انقلاب، اکثریت مجلس هفتم که به جریان اصولگرا وابسته بودند، قبل از آغاز به کار رسمی مجلس با برگزاری نشست ها و جلسات متعدد، فرایند طبیعی آشنایی، شناسایی و تعامل نمایندگان جدید (که معمولا تا مدتها وقت مجلس جدید را می گیرد) را انجام دادند و بدین وسیله مقدار زیادی در وقت و سرمایه خود صرفه جویی کردند.

غلامعلی حدادعادل

دراین فرایند ترکیب فراکسیون اکثریت، هیات رئیسه و کمیسیون های مهم واصلی مجلس هفتم قبل از شروع به کار رسمی مجلس، آماده بود ومجلس هفتم به اصطلاح با موتورآماده و روشن وگرم وارد مسیر خود شد، .یکی از دلایل قوت و استحکام نسبی مجلس هفتم( لااقل تا سال 1384) را می توان همین شیوه مهندسی سیاسی دانست.

اما با برگزاری انتخابات مجلس هشتم به نظر می رسد همین رویکرد، ولی در شکلی کامل تر و کارآمدتر در حال اجرا باشد.

یکی از مسائلی که رقبای اصولگرایان بعد از ناکامی در انتخابات مجلس هشتم، روی آن به صورت استراتژیک حساب باز کرده بودند، اختلاف اصولگرایان برای انتخابات رئیس مجلس هشتم با دو گزینه " حدادعادل-لاریجانی" بود، هرچند که جرقه هایی از گسترش و تعمیق این اختلاف در هفته های اول بعد از پایان انتخابات نمایان شد، اما با رصد اخبار و گزارشها از درون اردوگاه اصولگرایان می توان به این نتبجه رسید که این اختلاف در همان مراحل آغازین خود " مهندسی" و "مهار" شد.

اما راهکار اصولگرایان برای مهندسی این اختلاف چه بود؟

در بیشتر نظام های پارلمانی جهان که ملهم از فضای حزبی هستند،عنوان "ریاست مجلس"  به عنوان "سخنگوی مجلس" شناخته می شود( Speaker Of Parlemant) اما در کشور ما به دلیل خلاء احزاب و نو بودن تجربه تحزب، ریاست مجلس شان خاصی داشته است که عملا بسیار فراتر از " سخنگویی پارلمان" است.

علی لاریجانی

درهفته گذشته، انتخابات هیات مدیره موقت فراکسیون اکثریت مجلس برگزارشد ودکترعلی لاریجانی، منتخب مردم قم به ریاست  اکثریت مجلس هشتم برگزیده شد، فراکسیونی که اکثریت قاطع 70 درصدی مجلس شورای اسلامی را تشکیل می دهد، از سوی دیگر اخباری نیز مبنی بر توافق اصولگرایان برای ریاست حدادعادل نیز به گوش می رسد، بر اساس این مبنا، رئیس فراکسیون اکثریت را می توان درحقیقت درحکم "مغز" مجلس توصیف کرد، مغزی که درکنار"زبان" می تواند یک مجلس هماهنگ، قدرتمند و منظم را به نمایش بگذارند.

شیوه فوق را که می توان امتداد موفق تجربه مجلس هفتم دانست، درحقیقت، تولد مدل مدرن و جدیدی از شیوه تعیین رئیس مجلس  است،  امتیاز و نقطه قوت این شیوه در این است که اولا تصمیمات در درون مجلس گرفته می شود، چون انتخاب رئیس مجلس حق طبیعی نمایندگان است و حق نمایندگی نیزبه موجب قانون اساسی غیرقابل تفویض است، بنابراین حضور و دخالت مستقیم  احزاب و اشخاص و گروههای سیاسی خارج از مجلس در تعیین رئیس مجلس نمی بایست وجاهتی داشته باشد.

اما استفاده از راهکار "فراکسیون های  پارلمانی" را که می توان آنها را  "احزاب درون پارلمان" دانست، شیوه منطقی و معقولی برای هدایت مجلس است، تمرین فرهنگ سیاسی تحزب در درون پارلمان، می تواند در دراز مدت باعث سرایت فرهنگ کار حرفه ای سیاسی به بیرون از پارلمان هم بشود.

البته  باید توجه داشت که اصولا نقطه قوت مهم جریان اصولگرا، توان قابل توجه مهندسی سیاسی و اجرای مدل "تقسیم قدرت بدون تنش" است، این نقطه قوت از یک سو بخاطر پشتوانه سنتی و قدیمی نیروهای این جریان و به اصطلاح" ریش سفیدان" است و در درجه دوم به این خاطر است که اصولگرایان برخلاف اصلاح طلبان از فضای رسانه و عمومی برای وزن کشی سیاسی کمتراستفاده می کنند.

نویسنده: بهمن هدایتی - چهارشنبه ٢٤ فروردین ۱۳۸٤

دیدار رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی با معروف ترین جادوگر آفریقا!

 

 

بولتن اطلاع رسانی سازمان فرهنگ و  ارتباطات اسلامی : دیدار رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی با معروف ترین پزشک جادوگران!

 رایزن فرهنگی نظام در زیمبابوه، شخصا قدم رنجه کردند و به دیدار  خانم گانیااوفو! ، جادوگر فوق الذکر  که در ۹۰ کیلومتری حراره (پایتخت زیمباوه) زندگی می کند، رفتند تا از نزدیک با دغدغه های این جادوگر آشنا شوند! (به کسی که بهترین دیالوگ برای این صحنه را بنویسید، هدایای نفیسی از قبیل یک سال اشتراک رایگان نشریات هفت سنگ و موازی در نظر گرفته شده است) 

 

خودش آقازاده است، می خواد با آقازاده ها هم مبارزه کنه!

-

  

 موش بخوره همه این مشارکتی ها رو! اونم موش کور!(برای اینکه نبینه چه ..می خوره!)  موسم انتخابات که نزدیک می شود! تورنمنت بامزگی مشارکتی ها شروع می شود...! البته این درست همزمان است با شروع سندروم شهرستان بازی در راستی ها! اینم وبلاگ اون کسی هست که ؛ تموم راستها یکطرف، اونهم یک طرف! عزیزم! (توضیح ضروری: منظور از عزیزم،  مجید عزیزی است!)

از این حرفها که بگذریم، بعضی چیزها آتش می زند دل رو....! ، هرکه در این بزم مقرب تر است، جام بلا بیشترش می دهند...

بهمن هدایتی
عبدالله بن عبدالله بن عبدالله...بن آدم صفوه الله!
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من: