...::کلاشینـکـف دیـجیتال::...
نیش کلاش از بهر کین نیست، اقتضای طبیعتش اینجوریه!
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: بهمن هدایتی - جمعه ۱٥ مهر ۱۳٩٠

بعضی مصاحبه ها، سئوالاتش از جوابهای مصاحبه شونده جالب تر و خواندنی تر است، نمونه اش این مصاحبه نشریه "شما" ارگان رسمی "موتلفه اسلامی" با غلامعلی حدادعادل(+)

http://img.tebyan.net/big/1387/11/19018338329613817823517547582351184146214.jpg

  موتلفه حزب جالبی است، یکی از متشکل ترین و قدیمی ترین و ریشه دارترین احزاب کشور که سابقه 50 ساله دارد و بخاطر پیوندهایش با "بازار" و "روحانیت" شناخته می شود، تا پیش از دوم خرداد، موتلفه تقریبا ویترین جناح راست بود و میراث دار حزب جمهوری اسلامی، اما بعد از فعل و انفعالاتی که جناح راست را به "اصولگرا" تبدیل کرد، به نظر می رسید موتلفه کمی گیج شده است، تعدد و عمق سئوالات بی جواب موتلفه-با آن سابقه و ریش سفید و ...-در این مصاحبه کاملا واضح و البته قابل تامل است، موتلفه ای که روزگاری یک جناح اصلی کشور بود و ماجرای 99 نفر را به راه انداخت...

 

به سئوالات خاص ارگان موتلفه از حدادعادل توجه کنید:

- اشاره فرمودید که اگر ما به وحدت نرسیم ممکن است فتنه پیروز شود. آیا از نظر حضرتعالی این خطر جدی است؟ چون بعضی‌ها می‌گویند با حضور شورای نگهبان و با آشکار شدن چهره فتنه‌گرها در انتخابات گذشته، دیگر خطری از جانب آنها ما را تهدید نمی‌کند و اتفاقاً وقت وزن‌‌کشی بین اصول‌گراهاست که رقابتی باشد و انتخابات رقابتی برگزار شود و تک ‌قطبی نشود.

 

آمدن یا آوردن اصلاح طلبان به انتخابات مجلس راهبردی است که برخی گروههای اصولگرا برای ایجاد وحدت( درآوردن لیست واحد انتخاباتی) دنبال می کنند(به خصوص طیف ایثارگران) راهبرد ترساندن از اصلاح طلبان به گمان بسیاری ناقص الخلقه است(به همین دلایلی که سئوال کننده گفته)، جالب است که موتلفه واقعا نمی داند دلیل اصرار بر این راهبرد چیست و چرا "نباید انتخابات وزن کشی بین اصولگراها شود"، برای موتلفه سئوال جدی وجود دارد که چرا نباید اساسا بین اصولگرایان "وزن کشی" صورت بگیرد و مثلا گروهی با سابقه نیم قرن کنار گروهی بنشینند که میانگین سنی شان شاید 40 سال هم نباشدف‌عقل سیاسی موتلفه این را نمی فهمد...

http://images.alarabiya.net/24/4f/436x328_76266_154895.gif

-فراتر از وحدت، بحثی که الان مطرح است این است که اصول‌گرایان به‌شدت مشغول وحدت شده‌اند و از تولید گفتمانی که به مردم نشان بدهد که آنها به دنبال چه هستند و این وحدت به چه ثمری می‌خواهد برسد، غافل مانده‌اند. پیشنهاد حضرتعالی در این باره که این مجموعه وحدت باید در انتخابات آتی با چه شعاری پیش برود، چیست؟

 

این "سئوال" هم در ادامه همان دغدغه های موتلفه است، "وحدت به هر قیمت" چه ثمری دارد؟ چرا حتی گفتمان سازی نمی شود و همه تاکید روی فرایند وحدت است؟

-  زمزمه‌هایی که در بسیاری از محافل زمزمه‌هائی شنیده می‌شود که ماحصل اصول‌گرایی، دولتی شد که 3000 میلیارد اختلاس کرد. خودِ اصول‌گراها طبق گزارش‌هایی که مجلس داده می‌گویند در موارد بسیاری بی‌قانونی انجام داده است و یک ‌به ‌یک اینها را فهرست می‌کنند و می‌گویند حاصل اصول‌گرایی این است. چرا ما دو باره به شما رأی بدهیم؟ ما چگونه باید این اعتماد را برگردانیم؟

یکی از صریح ترین سئوالات موتلفه از حدادعادل که طبق معمول بقیه جوابها، با جوابهای سربالا و کلیشه ای حدادعادل مواجه شده است، بحث خلاء اعتماد عمومی و مشکلات دولت و اصولگرایانی که باید صرفا "هزینه" بدهند برای احمدی نژاد، باز هم موتلفه نمی داند به چه دلیلی باید این معادله نافرم را قبول کند؟

- پیرو فرمایش‌های قبلی جنابعالی که فرمودید مخالف نمایندگی اشخاص بودید، یکی از آنها آقای دکتر قالیباف هستند که در اذهان عمومی از سال 84 تا به امروز این‌ طور جا افتاده که جنابعالی در انتخابات 84 مدافع ایشان بودید و تا امروز هم این ارتباط سیاسی ادامه داشته است. آیا این درست است؟ و اگر پاسخ شما مثبت است، چرا با نمایندگی ایشان مخالف بودید؟

موتلفه هنوز جایگاه و نقش و وزن حدادعادل در جریان اصولگرا برایش شفاف نیست،به همین خاطر واقعا "سئوال" دارد که بالاخره حداد حامی قالیباف است یا نه ؟!

 

خیلی‌ها اسم ضلع دوم را جبهه اصول‌گرایان تحول‌خواه گذاشته بودند که شامل ایثارگران و ره‌پویان می‌شد و معتقد بودند برخی از چهره‌های شاخص هم در این جمع قرار می‌گیرند، از جمله حضرتعالی و آقای قالیباف. آیا چنین برداشتی صحیح است؟


جوابهای سربالای حداد مصاحبه کننده(دکتر محمد مهدی اسلامی) را قانع نکرده و دوباره سئوالش را پرسیده...

شما و آقای قالیباف و رهپویان در اصول‌گرایی در یک جبهه سلیقه‌ای قرار می‌گیرید؟

برای بار سوم! باز هم سئوال و باز هم جواب سربالا!

می‌خواهم موضوعی را خارج از بحث انتخابات بپرسم. آقازاده شما مصاحبه‌ای را در اسفندماه 89 با ویژه‌نامه نوروزی هفته‌نامه مثلث داشتند. در یکی از بخش‌های این مصاحبه ایشان اشاره‌ داشتند که در شروع کار مجلس هشتم، جریان راست سنتی، به‌ویژه مؤتلفه، با مشارکت گروه‌های دیگر و بعضی از افراد دست به دست هم دادند و پدرم را کنار گذاشتند و آقای لاریجانی رئیس مجلس شد. بنده به ‌واسطه اینکه مسئول روابط عمومی حزب هستم، طبیعتاً با چنین موضع‌گیری باید پاسخ می‌دادم و مطلبی را هم برای آقازاده جنابعالی و هم برای هفته‌نامه مثلث آماده می‌کردیم، اما به دلیل ارتباطی که مؤتلفه با جنابعالی دارد و احترامی که برای شخص شما قائل هست،اما آن موقع اصلاً موضعی نگرفتیم. آیا جنابعالی هم این تحلیل را قبول دارید، یا صرفاً برداشت فرزند جنابعالی است؟

جواب حداد به این سئوال هم جالب است: همان‌ طور که شما آن موقع به احترام من سکوت کردید و وارد این ماجرا نشدید، اجازه بدهید من هم به احترام مؤتلفه و جبهه پیروان سکوت کنم و وارد این ماجرا نشوم.

که این به معنای تایید تلویحی حرفهای فرید آقازاده و ائتلاف لاریجانی با راست سنتی برای کنار گذاشتن حداد است.

البته یکی از زیرکی های لاریجانی در فضای سیاسی "نگه داشتن " موتلفه و جریان راست سنتی برای خود و استفاده از آنان در بزنگاهها از یک سو و عدم به اصطلاح "حال دادن" به سنتی ها از سوی دیگر است که نمونه اش همین برکناری حداد از ریاست مجلس بود، موتلفه با فضای جدید بعد از انتخابات 88 هنوز به درستی کنار نیامده است...شاید تداوم این سئوالات بی جواب برای متشکل ترین حزب سنتی کشور دیگر به سکوت و اطاعت خلاصه نشود، شاید ...!

در همین رابطه شاید(+)

نویسنده: بهمن هدایتی - یکشنبه ۳٠ فروردین ۱۳۸۸

حدادعادل

شب عیدی با دکتر مجتبی توانگر(*) رفته بودیم منزل دکتر غلامعلی حداد عادل برای مصاحبه، همیشه حداد را از قاب های رسمی و کلیشه ای دیده بودم،‌ ولی این بار حداد را در قالب یک معلم باتجربه و یک پدربزرگ مهربون در "بیرونی" مخصوص خانه اش دیدم، بیرونی خانه دکتر، یکی از طبقات ساختمان منزلش بود.

حدادعادل

وبگردی به شیوه حدادعادل: تلفیق سنت و مدرنیسم ! (حقیقتش اصلا نمی شود تصور کرد که حداد حتی در اندرونی اش در حال لم داده یا خوابیده (مثل ماها) با لب تاپ کار کند، اتوکشیدگی ارزشی از سروپای دکتر می ریزد اساسی)

 مصاحبه ما در مورد مفهوم اصولگرایی بود که حداد قبل از مصاحبه ، لب تاپش را از اندرونی خواستد، وقتی آوردند با گوگل در مورد سرفصل های اصولگرایی از دیدگاه رهبری سرچ کرد، مصاحبه دو ساعتی طول کشید و خوبی بزرگش این بود که چند خاطره ناگفته تاریخی برای اولین بار شنیدیم، راستی حدس بزنید زنگ موبایل دکتر چه بود؟ یکی از آهنگ های قدیمی محمد اصفهانی!

غلامعلی حدادعادل و دیگر هیچ

-سه نسل حدادها: غلامعلی،محی الدین یحیی و فرید الدین حدادعادل، غلامعلی رئیس مجلس شد، فرید رئیس همشهری شد، خدا می دانه که محی الدین یحیی به کجاها خواهد رسید، در ضمن این نی نی ارزشی، از لحظه ای که آمد تا زمانی که ما رفتیم، به طرز ماهرانه ای چشم از من برنمی داشت و خلاصه چشمش ما رو گرفته بود!

-موقع خداحافظی،‌از حداد پرسیدم: دکتر! فکر می کنید چه تصویری بین مردم دارید؟ یک مکث طولانی کرد و کلمات را به دقت مزه مزه کرد و گفت: فکر می کنم مردم مرا به عنوان یک آدم منصف می شناسند.

-حداد عادل وقتی زلف های افشون منو دید(چون اخیرا  "کلهر المنظر" شدم!) خاطره ای از رودخانه تیمز(دقیقا با همین تلفظ!)  و دکتر رضا داوری اردکانی و خانواده های مربوطه تعریف کرد: یک بار داشتیم با دکتر داوری اردکانی و خانواده هایمان در رودخانه تیمز لندن قایق سواری می کردیم (قبل از انقلاب)و دکتر داوری به سنت آن روزها روشنفکرها،‌موهایش را بسیار بلند کرده بود،‌ناگهان فریدالدین که در آن موقع کودکی بیش نبود،‌جلوی همه با صدای بلند سئوال کرد: بابا! این آقاهه چرا اینطوریه؟ چراموهای این آقا اینقدر بلنده؟ که حدادعادل جواب می دهد: باباجون! اینجا توی فرنگ، سلمونی ها خیلی گرون هستن، اینه که ایشون موهاشو کوتاه نکرده! البته بعدها دکتر رضاداوری از این جواب آبرو مدارانه حداد کلی تشکر می کند(‌به قول قدیمی ها بیایید غرب ستیزی رو از کودکی،‌در کودک هایمان سیستم کنیم!)

-متن کامل این مصاحبه را در اینجا (+) بخوانید.

****

-مجتبی توانگر مهربون، دقایقی قبل در تماسی با بنده دکتر بودن خود را تکذیب کرد! البته به قول عباس توی آژانس شیشه ای که می گفت : بچه ها خیبری ها،‌همه شون "حاجی" هستند،‌برای ما هم بروبچزی که توی سایت هایی مثل الف هستند، همه شون "دکترن" ...اینه که قصه ایشون رو با قصه کردان و اینا قاطی نکنید.

نویسنده: بهمن هدایتی - شنبه ۱۱ خرداد ۱۳۸٧

 دکتر غلامعلی حدادعادل، سیاست را از حضور در "اقلیت" مجلس ششم(1379-1382) آغاز کرد و در دومین زنجیره پیروزی های اصولگرایان، رئیس مجلس هفتم شد، حدادعادل با کسب آرای بالای مردم پایتخت، مولفه های اصلی و لازم تداوم ریاست بر مجلس هشتم را داشت و رایزنی هایی ابتدایی هم برای ریاست مجلس هشتم انجام داده بود، اما چند روز بعد از پایان مرحله دوم انتخابات مجلس، زمزمه های دیگری برخاست و این شروط لازم حداد به "کفایت" نرسید و نهایتا غلامعلی حدادعادل در رای گیری اکثریت اصولگرای مجلس با 61 رای در برابر 150 کرسی سبز ریاست پارلمان هشتم را به علی لاریجانی واگذار کرد. 

 

غلامعلی

حدادعادل یک روز بعد، در آخرین مصاحبه مطبوعاتی در مقام ریاست مجلس هفتم، دلیل عدم تمایل منتخبان مجلس هشتم به تداوم ریاست اش را "مشی مستقل و تلاش برای تعامل با دولت" خود عنوان کرد، در توضیح و تفسیر این مشی مستقل چند نکته را می توان بیان کرد:

واقعیت این است که غلامعلی حدادعادل در ریاست مجلس هفتم، کدخدامنشی خاصی را بکار گرفته بود که با کدخدامنشی های سیاسی مرسوم و سنتی تفاوت داشت، ماجرا این بود که هرچند حداد با رای و تمایل نمایندگان مجلس هفتم به ریاست پارلمان رسید اما در تداوم این ریاست، توجه به نظرات و تمایل نمایندگان را "فاکتور اصلی" تداوم ریاست بر مجلس ندانست.

 حداد در دوره ریاست مجلس هفتم ترجیح داد که با ادغام شخصیت حقوقی و حقیقی ریاست مجلس ، یک تنه و به مدد توانایی ها خود، با نوعی نقش آفرینی خاص و مستقل از نمایندگان(به خصوص در قبال دولت نهم) ، مجلس هفتم را هدایت کند.

در واقع می توان گفت نمایندگان مجلس هفتم و منتخبان مجلس هشتم آنچه را که حدادعادل "خط مشی مستقل" نام نهاده بود را تصلب و غیرمنعطف بودن حداد در قبال تمایل و نظرات نمایندگان فرض کردند و آن را نفی کردند.

 از ابتدای روی کار آمدن دولت نهم، حداد عادل یکی از حامیان و هواداران اصلی دولت احمدی نژاد در مجلس شناخته شد، حدادعادل با مشی معتدل و فرهنگی خود، حتی مبدع سنتی سیاسی شد و در دوره انتخاب تا تحلیف محمود احمدی نژاد، یکی از ساختمان های مجلس شورای اسلامی را در اختیار رئیس جمهور منتخب قرار داد تا او ملاقات ها و دیدارهایش را در این مکان انجام دهد، حدادعادل بر طبق همان مشی مستقلانه خود، اعتقاد داشت باید با حمایت از دکتر احمدی نژاد به دولت وقت و مهلت داد تا موفق شود و در این راه، اعتراضات برخی از نمایندگان را هم برانگیخت.

 اما به تدریج در اواخر دوره هفتم، حدادعادل که رویکرد های خاص دولت نهم را در مواجهه با برخی تصمیمات پارلمان مشاهده می کرد و از سوی دیگر شاهد بروز روز افزون اعتراضات به تعامل بیش از حد خود با دولت بود، به مدل خاصی از ارتباط با دولت رسید که می توان آن را " تذکرهای رسانه ای- نامه نگاری" توصیف کرد.

 حدادعادل در ماههای آخر مجلس هفتم با تذکرهای علنی و نامه نگاری های رسمی و علنی، تلاش کرد تا آنچه را که مخالفانش "تضعیف نقش مجلس در برابر دولت" می نامیدند را جبران کند اما تحولات بعدی نشان داد که وی چندان موفق به تغییر این قضاوت نشد، ضمن اینکه این نامه نگاری ها و تذکرهای رسانه ای ، دولت نهم و حامیانش را به شدت آزرد.

 اما دکتر علی لاریجانی که نخستین منصب "انتخابی" خود را با "ریاست پارلمان" تجربه می کند، راه دشواری را در این مسیر دارد، از یک طرف نمایندگان و منتخبان مجلس هشتم که قول هایی چون "ساماندهی اقتصاد و مهار تورم" را به موکلان خود داده اند، توقع دارند که رئیس مجلس هشتم، نظارتی جدی بر عملکرد دولت داشته باشد تا بتوانند تورم را مهار کنند و از طرفی در جریان آرایش سیاسی منتهی به انتخاب رئیس مجلس هشتم، حامیان دولت برای کنار زدن حدادعادل، از لاریجانی حمایت کردند، لاریجانی که به دلیل ناهماهنگی با رئیس جمهور از کابینه خارج شد، امروز نه در درون دولت که در قامت رئیس قوه مقننه در کنار رئیس دولت قرار گرفته است.

نباید فراموش کرد که پیچیدگی های پرونده هسته ای به لاریجانی، توانایی های خاصی بخشیده است که وی را قادر می کند در معادله سیاسی مجلس هشتم، نقش آفرینی پیچیده و خاصی را داشته باشد، هرچند که انتخابات آتی ریاست جمهوری کم کم همه معادلات سیاسی جامعه را تحت الشعاع قرار می دهد و داستان مجلس هشتم اندک اندک فراموش می شود تا همه نگاهها به تیرماه داغ 1388 معطوف شود.

 

نویسنده: بهمن هدایتی - شنبه ٢۱ اردیبهشت ۱۳۸٧

بعد ازپایان انتخابات مجلس هفتم دردی ماه 1382برای نخستین بار در تاریخ پارلمان های بعد از انقلاب، اکثریت مجلس هفتم که به جریان اصولگرا وابسته بودند، قبل از آغاز به کار رسمی مجلس با برگزاری نشست ها و جلسات متعدد، فرایند طبیعی آشنایی، شناسایی و تعامل نمایندگان جدید (که معمولا تا مدتها وقت مجلس جدید را می گیرد) را انجام دادند و بدین وسیله مقدار زیادی در وقت و سرمایه خود صرفه جویی کردند.

غلامعلی حدادعادل

دراین فرایند ترکیب فراکسیون اکثریت، هیات رئیسه و کمیسیون های مهم واصلی مجلس هفتم قبل از شروع به کار رسمی مجلس، آماده بود ومجلس هفتم به اصطلاح با موتورآماده و روشن وگرم وارد مسیر خود شد، .یکی از دلایل قوت و استحکام نسبی مجلس هفتم( لااقل تا سال 1384) را می توان همین شیوه مهندسی سیاسی دانست.

اما با برگزاری انتخابات مجلس هشتم به نظر می رسد همین رویکرد، ولی در شکلی کامل تر و کارآمدتر در حال اجرا باشد.

یکی از مسائلی که رقبای اصولگرایان بعد از ناکامی در انتخابات مجلس هشتم، روی آن به صورت استراتژیک حساب باز کرده بودند، اختلاف اصولگرایان برای انتخابات رئیس مجلس هشتم با دو گزینه " حدادعادل-لاریجانی" بود، هرچند که جرقه هایی از گسترش و تعمیق این اختلاف در هفته های اول بعد از پایان انتخابات نمایان شد، اما با رصد اخبار و گزارشها از درون اردوگاه اصولگرایان می توان به این نتبجه رسید که این اختلاف در همان مراحل آغازین خود " مهندسی" و "مهار" شد.

اما راهکار اصولگرایان برای مهندسی این اختلاف چه بود؟

در بیشتر نظام های پارلمانی جهان که ملهم از فضای حزبی هستند،عنوان "ریاست مجلس"  به عنوان "سخنگوی مجلس" شناخته می شود( Speaker Of Parlemant) اما در کشور ما به دلیل خلاء احزاب و نو بودن تجربه تحزب، ریاست مجلس شان خاصی داشته است که عملا بسیار فراتر از " سخنگویی پارلمان" است.

علی لاریجانی

درهفته گذشته، انتخابات هیات مدیره موقت فراکسیون اکثریت مجلس برگزارشد ودکترعلی لاریجانی، منتخب مردم قم به ریاست  اکثریت مجلس هشتم برگزیده شد، فراکسیونی که اکثریت قاطع 70 درصدی مجلس شورای اسلامی را تشکیل می دهد، از سوی دیگر اخباری نیز مبنی بر توافق اصولگرایان برای ریاست حدادعادل نیز به گوش می رسد، بر اساس این مبنا، رئیس فراکسیون اکثریت را می توان درحقیقت درحکم "مغز" مجلس توصیف کرد، مغزی که درکنار"زبان" می تواند یک مجلس هماهنگ، قدرتمند و منظم را به نمایش بگذارند.

شیوه فوق را که می توان امتداد موفق تجربه مجلس هفتم دانست، درحقیقت، تولد مدل مدرن و جدیدی از شیوه تعیین رئیس مجلس  است،  امتیاز و نقطه قوت این شیوه در این است که اولا تصمیمات در درون مجلس گرفته می شود، چون انتخاب رئیس مجلس حق طبیعی نمایندگان است و حق نمایندگی نیزبه موجب قانون اساسی غیرقابل تفویض است، بنابراین حضور و دخالت مستقیم  احزاب و اشخاص و گروههای سیاسی خارج از مجلس در تعیین رئیس مجلس نمی بایست وجاهتی داشته باشد.

اما استفاده از راهکار "فراکسیون های  پارلمانی" را که می توان آنها را  "احزاب درون پارلمان" دانست، شیوه منطقی و معقولی برای هدایت مجلس است، تمرین فرهنگ سیاسی تحزب در درون پارلمان، می تواند در دراز مدت باعث سرایت فرهنگ کار حرفه ای سیاسی به بیرون از پارلمان هم بشود.

البته  باید توجه داشت که اصولا نقطه قوت مهم جریان اصولگرا، توان قابل توجه مهندسی سیاسی و اجرای مدل "تقسیم قدرت بدون تنش" است، این نقطه قوت از یک سو بخاطر پشتوانه سنتی و قدیمی نیروهای این جریان و به اصطلاح" ریش سفیدان" است و در درجه دوم به این خاطر است که اصولگرایان برخلاف اصلاح طلبان از فضای رسانه و عمومی برای وزن کشی سیاسی کمتراستفاده می کنند.

بهمن هدایتی
عبدالله بن عبدالله بن عبدالله...بن آدم صفوه الله!
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من: