...::کلاشینـکـف دیـجیتال::...
نیش کلاش از بهر کین نیست، اقتضای طبیعتش اینجوریه!
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: بهمن هدایتی - شنبه ٧ آبان ۱۳٩٠


نباید گوش تیز می‌کردم، ولی اعتراف می‌کنم به دقت گوش کردم، خب...مردها هم گاهی «دایی مردک» می‌شوند، اصلا خاصیت این دیوارهای نازک است که رسانه جریان هر نجوایی می‌شوند، شاید هم تقصیر در و دیوار حوصله سربر و منظره‌های ثابت و خسته کننده باشد که کارویژه گوش را زیادتر می‌کند، می‌دونی؟ از اون استراق سمع‌های ناخواسته‌ای بود که هیچ جوره نمی‌شد ازش گذشت:

-ببین ببخشید من زیرآبت‌‌رو دیروز پیش رئیس زدم، قندونش قند نداشت و اتاقش هم گرد و خاک گرفته بود،بهش گفتم دیروز زود رفتی و وقت نکردی تمیز کنی، حلالم کن، بهت گفتم که راضی باشی ازم، عادت کردم راست هرچیزی رو بهش بگم، امروز حتما قبل از اینکه بیاد، تمیز کن؛ می‌دونم راهت دوره، ولی حواست باشه توروخدا.

- شما جای خواهرم، باید زودتر برم این روزها، دیروز-....- (اسم دخترش را می‌گوید) رو برده بودم دندونپزشکی، باید چشمش رو هم لیزر کنم، چون پسره یه بار متلک انداخته بود به عینکش، بچه‌ام جیگرش ریش‌ریش شد،تا عید غدیر خیلی وقت نمونده،عقدشه

 



جیغ کوتاه خوشحالی؛ روبوسی و صدای لبالب از شوقی واقعی و کمیاب که: «به حق پنج تن، ایشالا خوشبخت بشه، ایشالا عاقبت به‌خیر بشه،مدیونی عروسی خبرم نکنی برای کمک...»

یک چیزی خاص مادرهای ایرانی است که مردها و شاید حتی پدرها ازش سردرنمی‌یارن،-مگر با استراق‌سمع ناخواسته!- یک عاطفه کاملا «مادرونه- محرمانه» است، به اسم «تعمیرات قبل از تحویل» (!) می‌شه بهشت جایی جز زیر پای مادرها باشه؟

(+)

بهمن هدایتی
عبدالله بن عبدالله بن عبدالله...بن آدم صفوه الله!
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من: