...::کلاشینـکـف دیـجیتال::...
نیش کلاش از بهر کین نیست، اقتضای طبیعتش اینجوریه!
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: بهمن هدایتی - یکشنبه ۳٠ فروردین ۱۳۸۸

حدادعادل

شب عیدی با دکتر مجتبی توانگر(*) رفته بودیم منزل دکتر غلامعلی حداد عادل برای مصاحبه، همیشه حداد را از قاب های رسمی و کلیشه ای دیده بودم،‌ ولی این بار حداد را در قالب یک معلم باتجربه و یک پدربزرگ مهربون در "بیرونی" مخصوص خانه اش دیدم، بیرونی خانه دکتر، یکی از طبقات ساختمان منزلش بود.

حدادعادل

وبگردی به شیوه حدادعادل: تلفیق سنت و مدرنیسم ! (حقیقتش اصلا نمی شود تصور کرد که حداد حتی در اندرونی اش در حال لم داده یا خوابیده (مثل ماها) با لب تاپ کار کند، اتوکشیدگی ارزشی از سروپای دکتر می ریزد اساسی)

 مصاحبه ما در مورد مفهوم اصولگرایی بود که حداد قبل از مصاحبه ، لب تاپش را از اندرونی خواستد، وقتی آوردند با گوگل در مورد سرفصل های اصولگرایی از دیدگاه رهبری سرچ کرد، مصاحبه دو ساعتی طول کشید و خوبی بزرگش این بود که چند خاطره ناگفته تاریخی برای اولین بار شنیدیم، راستی حدس بزنید زنگ موبایل دکتر چه بود؟ یکی از آهنگ های قدیمی محمد اصفهانی!

غلامعلی حدادعادل و دیگر هیچ

-سه نسل حدادها: غلامعلی،محی الدین یحیی و فرید الدین حدادعادل، غلامعلی رئیس مجلس شد، فرید رئیس همشهری شد، خدا می دانه که محی الدین یحیی به کجاها خواهد رسید، در ضمن این نی نی ارزشی، از لحظه ای که آمد تا زمانی که ما رفتیم، به طرز ماهرانه ای چشم از من برنمی داشت و خلاصه چشمش ما رو گرفته بود!

-موقع خداحافظی،‌از حداد پرسیدم: دکتر! فکر می کنید چه تصویری بین مردم دارید؟ یک مکث طولانی کرد و کلمات را به دقت مزه مزه کرد و گفت: فکر می کنم مردم مرا به عنوان یک آدم منصف می شناسند.

-حداد عادل وقتی زلف های افشون منو دید(چون اخیرا  "کلهر المنظر" شدم!) خاطره ای از رودخانه تیمز(دقیقا با همین تلفظ!)  و دکتر رضا داوری اردکانی و خانواده های مربوطه تعریف کرد: یک بار داشتیم با دکتر داوری اردکانی و خانواده هایمان در رودخانه تیمز لندن قایق سواری می کردیم (قبل از انقلاب)و دکتر داوری به سنت آن روزها روشنفکرها،‌موهایش را بسیار بلند کرده بود،‌ناگهان فریدالدین که در آن موقع کودکی بیش نبود،‌جلوی همه با صدای بلند سئوال کرد: بابا! این آقاهه چرا اینطوریه؟ چراموهای این آقا اینقدر بلنده؟ که حدادعادل جواب می دهد: باباجون! اینجا توی فرنگ، سلمونی ها خیلی گرون هستن، اینه که ایشون موهاشو کوتاه نکرده! البته بعدها دکتر رضاداوری از این جواب آبرو مدارانه حداد کلی تشکر می کند(‌به قول قدیمی ها بیایید غرب ستیزی رو از کودکی،‌در کودک هایمان سیستم کنیم!)

-متن کامل این مصاحبه را در اینجا (+) بخوانید.

****

-مجتبی توانگر مهربون، دقایقی قبل در تماسی با بنده دکتر بودن خود را تکذیب کرد! البته به قول عباس توی آژانس شیشه ای که می گفت : بچه ها خیبری ها،‌همه شون "حاجی" هستند،‌برای ما هم بروبچزی که توی سایت هایی مثل الف هستند، همه شون "دکترن" ...اینه که قصه ایشون رو با قصه کردان و اینا قاطی نکنید.

بهمن هدایتی
عبدالله بن عبدالله بن عبدالله...بن آدم صفوه الله!
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من: