...::کلاشینـکـف دیـجیتال::...
نیش کلاش از بهر کین نیست، اقتضای طبیعتش اینجوریه!
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: بهمن هدایتی - دوشنبه ٢٧ خرداد ۱۳۸٧

نشریه شماها که حوزه تخصصی اش را وبلاگ انتخاب کرده است،‌اخیرا با حقیر مصاحبه کرده و نیمه پنهان ما را از زبان خودمان بیرون کشیده،البته اون عکس بوسیدن کلاشینکف رو خودشون درست کردن، اصل این عکس مربوط می شود به بوسیدن مجسمه دکتر شریعتی توسط من در ایام جوانی!  متن کامل این مصاحبه بدین شرح است:

کلاشینکف سرنوشت محتوم من بود !

 کلاشینکف دیجیتال از آن وبلاگ‌هایی است که دست‌کم در اولین ماه‌های آغاز وبلاگ‌نویسی در ایران، متولد شد؛ آن هم با ایده‌ی فتوبلاگ؛ یا دست‌کم جایی برای بروز دغدغه‌های اجتماعی و سیاسی در محتوای عکس و متن. اولین یادداشت وبلاگ را که ببینیم، در آخرین روزهای سال 1381 نوشته شده است؛ یعنی این‌که بیش از 5 سال است که بهمن هدایتی دارد وبلاگ کلاشینکف دیجیتال را با خودش به جلو می‌کشد.
بهمن هدایتی که علاوه بر وبلاگنویس بودن، خبرنگار هم هست، حتما حرف‌هایی دارد که به درد این شماره‌ی ما می‌خورد. بخوانید. قرار نیست خلاصه‌ی مصاحبه را این‌جا بخوانید!  
اول دوست داریم با بهمن هدایتی بیشتر آشنا بشیم؛ خود بهمن هدایتی!
کلاشینکف: بهمن هدایتی یک مسلمان شیعه است که گرایش سیاسی را این‌گونه تعریف می‌کند: محافظه‌کاری نوین مذهبی. این بهمن هدایتی، صاحب یک رسانه‌ی آزاد است به اسم کلاشینکف؛ که واقعا جدی گرفته این قصه را! فارغ‌التحصیل علوم سیاسی و دانشجوی ابدی دنیای ارتباطات و سایبر. رنگ مو: قهوه‌ای! سایز کفش: 44 و مجرد! 

 بزرگترین آرزوی بچگیات؟
کلاشینکف: راستشو بگم؟ منتشر می‌کنید؟ به قول صداوسیمایی‌ها پخش می‌کنید؟ 

 اگه فیلتر نشیم آره
کلاشینکف: دوست داشتم نخست وزیر بشم! اون موقع‌ها مهندس موسوی نخست وزیر بود. من با یک تحلیل تاریخی و طبقاتی فکر می‌کردم لابد توی نسل ما، بچه‌های نسل ما هم یه نفر نخست وزیر می‌شه و اون یه نفر چرا من نباشم؟! کل استدلالم برای به دست گرفتن قدرت همین بود. حدود 7-8 سالم. البته متاسفانه پست نخست وزیری منحل شد!

از بچگیات بگو. بچگیای بامزه‌ای داشتی انگار!
کلاشینکف: یکی از بازی‌های مورد علاقه‌ی من این بود که وقایع تاریخی انقلاب را که در متنش بودیم، با پسرخاله‌ها و دخترخاله‌ها بازسازی می‌کردیم؛ شاه و انقلاب و تظاهرات و سخنرانی و... و البته تشیع جنازه شهدا.

 چند سالتونه بابابزرگ؟!
کلاشینکف: متولد آذرماه 1359

کلاش اولین وبلاگت‌ بود؟
کلاشینکف: بله. و تنها وبلاگم.

 چرا کلاش؟
کلاشینکف: برای این اسمش را کلاش گذاشتم که قرار بود و هست که یک فتوبلاگ "هم" باشد، همیشه عکس گرفتن سنخیت و شباهت عجیبی با شلیک کردن دارد؛ البته بدون درد و خونریزی. شاید فقط بدون خونریزی!

 لازمه اسم وبلاگ با نوشته‌ها مرتبط باشد اصلا؟‌ شما گفتید این وبلاگ قرار بود فوتوبلاگ هم باشه. ایرادی نداره به نظرت که اسم یک وبلاگ با محتویاتش انطباق کامل نداشته باشه. و فقط مختص به یک جزء از اون وبلاگ باشه؟
کلاشینکف: خیلی برداشت ارسطویی از انطباق دارید. انطباق در دنیای سایبر خیلی اوپن‌تر از این حرف‌هاست!

 فرض کنید وبلاگ بهمن هدایتی اسم نداشت. یا مثلا اسمش بود حرف‌های گاه و بیگاه بهمن. خیلی بد می‌شد؟
کلاشینکف: اسم وبلاگ باید ژورنالیستی باشد. چون از جنس رسانه و ژورنالیسم است کارش؛ به همین خاطر تیتر و عنوانش هم باید این‌گونه باشد.

 اگر بهمن هدایتی ژورنالیست نبود چی؟
کلاشینکف: بهمن هدایتی از همان اول بچگی ژورنالیست و سیاسی بود؛ بازی‌هاش جنگی بود، نقاشی جنگی می‌کشید، تاریخ می‌خواند. کلا کلاشینکف سرنوشت محتوم من بود.

اگر من اهل سیاست و این چیزا! نباشم لازم نیست اسم وبلاگم ژورنالیستی باشد؟ مثلا حوزه دغدغه‌م ادبیات باشد.
کلاشینکف: نه! زیاد لازم نیس. توی همون حوزه ادبیات هم می‌تونید اسامی ژورنالیستی انتخاب کنید.

 می‌تونم یا باید؟
کلاشینکف: بایدی در کار نیست. همه این‌ها توصیه و پیشنهاد است برای بهتر شدن و بهتر دیده شدن در فضای سایبر؛ خیلی‌ها هستن که اصلا براشون مهم نیست مخاطب و ...

پس برای داشتن مخاطب باید ژورنالیست بود؟
کلاشینکف: برای داشتن و حفظ مخاطب، بله یک ابزار است؛ و یک زمینه.

 آقای ژورنالیست! من می‌خواهم یک عنوان ژورنالیستی داشته باشم. چکار باید بکنم؟
کلاشینکف:‌ اسم ژورنالیست چند تا خصوصیت دارد. اولینش این است که مخاطب با دیدن این عنوان نتواند یک قضاوت کلی و کلیشه‌ای بکند؛ دومیش این‌ که نسبتی با خود ِ خودتان داشته باشه؛ این کاملا شهودی است البته! یه عنوانی انتخاب کنید که گویای یه بخشی از شخصیت شما باشد.

یعنی از عنوان نوشته‌های کلاشینکف می‌شود فهمید این نوشته‌ها نوشته‌های بهمن هدایتی‌ هستند؟
کلاشینکف: فکر می‌کنم تا حد زیادی همین‌جور باشد.

 چند واحد عکاسی بلدی؟
کلاشینکف: من شنیدم که خیلی‌ها تیراندازی را توی خود ِ جنگ یاد می‌گیرند. من برای عکاسی معلمی نداشتم به معنی مصطلح؛ همین قدری بلدم که بگیرم! و فکر می‌کنم کافی هم باشه.

 الان کلاشت چیه؟
کلاشینکف: یک فوجی فیلم s 5500 با 256 مگ خشاب تصویری. می‌دونید ما بعضی موقع‌ها زیادی تکنیک رو جدی می‌گیریم و هی دنبال مدل‌های بهتر و جدیدتر هستیم. به نظرم الان می‌شه با یک موبایل معمولی دوربین‌دار یک فیلم کوتاه هم حتی ساخت.

هنوز همیشه همراهته؟ همون طور که قبلا عهد کرده بودی همراهت باشد غیر از تو مستراح!
کلاشینکف: تقریبا به این عهدم پای‌بند بوده‌ام. همیشه و همه جا همراهمه.

 برگردیم به اصل وبلاگ‌نویسی. شما هم از جوگیر‌های سال هشتاد هستی؟ همان‌ جو‌گیر‌هایی که تا دیدن موجود جدیدی به اسم وبلاگ به دنیا اومده چسبیدن بهش!
کلاشینکف: صادقانه بگم که زیاد جوگیر نشدم. وبلاگم خیلی احساسی و عاطفی و شخصی نبود از همان اول.

«این وبلاگ در جهت اتحاد و تشکل و همبستگی مسلمین و مومنان حقیقی در جنگ با کفر و شرک و نفاق ...». این جوگیری نیست؟
کلاشینکف: اتفاقا اگر این بوده، حسن کار من بوده. آدم تا کاری را خودش جدی نگیرد، موفق نمی‌شود.

 جدی گرفتن یا تحویل گرفتن الکی؟ مسئله این است. من فکر می‌کنم تصور شما از وبلاگ نویسی فضایی بوده! شاید می‌خواستید با این کلاش، دنیا را تکون بدید مثلا!
کلاشینکف: خوب من مجبورم با تواضع و تکبر بگم که واقعا خیلی کارها کردم. دنیا را در حد مقدوراتم تکان دادم. خیلی از عکس‌ها و مطالبم واقعا تکان داد!  مثلا همان عکس زن بی‌حجاب در اتوبوس یا دختر و پسر معتاد در اکباتان.

چه قدرتی برای وبلاگ متصوری؟ چه کاری از دست یک وبلاگ بر میاد؟ اتحاد و تشکل و همبستگی و ...!
کلاشینکف: آره چرا که نه! من تعجب می‌کنم از شما که هنوز در مورد وبلاگ جوگیری‌های سال 80 رو تصور دارید. وبلاگ دیگر یک پدیده لوس و ننر و زرد نیست.

 وبلاگستان توانسته تاثیر خارجی خاصی داشته باشه؟
کلاشینکف: بلاگستان دارد کم‌کم به دماسنج واقعی جامعه تبدیل می‌شود! اخیرا در خبرها خواندیم که سازمان سیا و ... از وبلاگ‌های ایرانی تحلیل محتوا کرده. خیلی‌ها هم با دید توطئه و منفی به این موضوع نگاه کردند ولی من می‌پرسم مگه این فرصت برای سازمان‌ها و نهادهای پژوهشی داخلی ما نبود؟ چرا آن‌ها از این فرصت استفاده نکردند؛ یا نتیجه‌ی تحقیقاتشان را علنی نکردند؟

حتی اگه امنیت ملی را به مخاطره بندازه؟
کلاشینکف: به نظر شما واقعا یک وبلاگ می‌تواند امنیت ملی را به خطر بندازد؟ اگر می‌تواند همان بهتر که بندازد.

 اگر نتواند چه ارزشی دارد؟ شما گفتی اتحاد و تشکل و همبستگی مسلمانان و ...!
کلاشینکف: خوب؟ کجای حرفم متناقضه؟

 از طرفی می‌گی وبلاگ باید بتواند قله‌های دنیا را فتح کند و از این حرف‌ها. از آن طرف می‌گی نمی‌تواند امنیت ملی جایی را مختل کند. این تناقض نیست؟ فتح قله‌های دنیا آسان‌تر از مختل کردن امینت ملی است؟
کلاشینکف: تصور این تناقض، برمی‌گرده به برداشت محدود و سطحی و بدوی از مفهوم امنیت ملی.

الان بهمن هدایتی نخست وزیر. وبلاگ‌نویسی آزاد مطلقاً؟
کلاشینکف: سعی می‌کنه که باشه.

سوژه‌های یادداشت‌هات را از کجا می‌آوری؟
کلاشینکف: پیدا کردن سوژه‌ها یکی از لذتبخش‌ترین  و سخت‌ترین کارهام است. سوژه‌ها معمولا از یه عکس یا یه خبر یا هر چیز دیگری پیدا میشن که باعث میشه به ذهنم رجوع کنم و چند تا قرینه و تکه مرتبط با این مورد پیدا کنم بعد بپردازمش و بنویسمش. شاید باور نکنید اما برای نوشتن برخی نوشته‌ها، شاید یک ماه فکر کردم.

 شما دچار بیماری همه چیز سوژه‌بینی هستید؟!
کلاشینکف: اعتراف می‌کنم که به این مسئله دچارم.

 صداقتت را شکر. یادداشت کوه را یادآوری می‌کنم چرا شرمنده‌ای از این‌که به این بیماری دچاری؟ من فکر می‌کنم این بیماری لازمه‌ی وبلاگ‌نویسی موفقه! این‌طور نیست؟
کلاشینکف: آره! شرمنده نیستم خیلی. ولی خوب چیز خیلی قشنگی نیست. چون بعضی وقت‌ها، بعضی چیزها، سوژه نیستند... و تو نباید عکس بگیری. باید کار دیگه‌ای بکنی. قراره قبل از ژورنالیست بودن، آدم باشیم آخه.

وبلاگ، بهمن هدایتی را عوض کرده؟ قدیم‌ها خیلی آدم ایدئولوژیکی بود. خیلی هم به دوم خردادی‌ها بد و بیراه می‌گفتی. وبلاگ‌نویسی لیبرالتون کرده؟
کلاشینکف: البته یه تغییراتی کردم ولی اسمش لیبرال شدن نیست. خب من راستی بودم و الانم هستم. به همین خاطر اصولا با چپی‌ها خوب نیستم. چپ‌روی مشکل جامعه ماست. اگه همه راست بودیم، خیلی از مشکلات در خیلی از سطوح حل می‌شد.

 این پست رو حاضرید فرداشب بازانتشار کنید روی وبلاگتون؟
کلاشینکف: آره ولی بعضی از کلماتش رو اصلاح می‌کردم. بی‌خودی تنده.

 این یعنی تغییر!
کلاشینکف: البته

وبلاگنویسی باعث این تغییر نشده؟
کلاشینکف: نه! خودم تغییر کردم؛ که توی وبلاگ هم تجلی کرده. برعکس نبوده.

فکر نمی‌کنید کامنت‌ها، ارتباطات وبلاگی و کلا حضور در فضای سایبر باعث این تغییر شده باشه؟ یا دست‌کم یه تاثیری داشته باشه؟
کلاشینکف: نه! این‌گونه نیست. من روش خاص خودم را دارم. اون روش رو ادامه دادم. فحش خوردن یا تشویق شدن اثر نمی‌گذارد.

قبول نمی‌کنم از این فضا تاثیر نگرفته باشید؛ انتظار دارید تاثیر بگذارید و اما قبول نمی‌کنید ممکن است تاثیر گرفته باشید؟
کلاشینکف: کلاشینکف اصلی توی ذهن منه!

 ذهن بهمن هدایتی ضدگلوله نیست؛ فقط یک کلاشه!
کلاشینکف: اون گلوله‌‌ای که می‌خورد به ذهنم، مطمئن باشید از درون فضای سایبر نیست.

 وبلاگ و وبلاگ نویسی دردسرساز هم بوده؟ گرد و خاک صحنه‌ی وبلاگ‌نویسی خوردی؟
کلاشینکف: دردسرهای جالبی داشته وبلاگ نویسی. قصه‌ی کتک خوردن رو توی یکی از پست‌ها نوشتم. بقیه‌ی دردسرها رو هم فعلا بی‌خیال بشیم بهتره!

 نمی‌شویم!
کلاشینکف: آقا! بچه‌ها می‌گن مصلحت در اینه!

از زندگی ژورنالیستی خسته نشدید؟ چقدر کاغذ و قلم و اینترنت و این سوسول بازی‌ها؟
کلاشینکف: نه واقعا! سوسول بازی نیست. همون بحثی که گفتم اول، شما اشتباهی فکر می‌کنید که این چیزها سوسول‌بازی و بچه بازیه. کلاشینکف اند حاله! اند زندگی!

 چقدر به وبلاگت وابسته‌‌ای؟ درستش این‌طور است که بپرسیم چقدر بدیم وبلاگت را ببندی؟
کلاشینکف: وبلاگ به من وابسته است‌! یه آپارتمان 400 متری بدید؛ نیاوران. می‌بندمش!

 می‌بندیش؟
کلاشینکف: ‌آره :D آپارتمان مال خودم باشه‌ها! سند به نام.

شما از پیشکسوت‌های وبلاگ‌نویسی هستید! وبلاگ‌نویسی فارسی رو به فراز است یا فرود؟
کلاشینکف: به نظرم رو به تکامل باشد در مجموع.

 تکامل وبلاگستان یعنی چی؟
کلاشینکف: جامعه، وبلاگ‌نویسی را دارد می‌پذیرد. یعنی دو طرفه است این جاده‌ی وبلاگ‌نویسی؛ به تدریج از یکی از آفات خودش - که جدایی از جامعه بیرونی و حقیقی  باشد- دور می‌شود. یک موقعی خیلی‌ها فرق ایمیل و ریمیل را نمی‌دانستند اما الان در ایران 17 میلیون کاربر اینترنتی داریم؛ این فضا خیلی فرق کرده است.

قبول دارید که نوشته‌های اولیه‌تون سه تا مشخصه داشتند که نوشته‌های الآن‌تون ندارند؟ طنز، نگاه ایدئولوژیک و جدال سنت و مدرنیته.
کلاشینکف: طنز که الان هست، نگاه ایدئولوژیک هم هست؛ ولی واقع‌بینانه‌تر شده، سنت و مدرنیته هم به نظرم هنوز زنده‌س در نوشته‌هام.

 ولی قبول دارید غلظت هر سه تاش تا حدود زیادی کم شده؟
کلاشینکف: به خاطر بالا رفتن سن است و طبیعی است‌! نشان دادنش شاید کمرنگ شده باشد.

 شش سال است وبلاگ می‌نویسید. با همه‌ی خاطره‌های تلخ و شیرینش. خاطره بگو بابابزرگ!
کلاشینکف: یکی از خاطره‌های جالبم این‌ است که الان 4-5 سالی می‌شود همه‌ی دوستانم و ارتباطاتم را از اینترنت انتخاب می‌کنم، نه این‌که مجازی باشند؛ حقیقی‌ترین دوستانم‌ را!

 چند تا از این دوستای خوب را بشناسیم.
کلاشینکف: رضا مهدوی، سجاد جوزدانی، خانم توحیدلو و خیلی های دیگه که الان اسمشان را به ذهن ندارم

و خاطره‌ی تلخ؟
کلاشینکف: خاطره تلخ خاصی ندارم. ولی هر وقت حالم خوب نبوده و پستی نوشتم، موقع مرور اون یادداشت، کاملا به اون حال برمی‌گردم؛ انگار زمان زنده‌ شده‌ باشد!

 شده یادداشتی بنویسی و حذفش بکنی؟ یا این‌که حذفش بکنند؟
کلاشینکف:یکی دو بار! اما خودم حذف کردم نه کس دیگه‌ای. مزه مزه کردم، دیدم که جالب نیس.

 چند تا کلمه می‌گم. درباره‌شون حرف بزن. موافقی؟
کلاشینکف: اوکی

 مرگ 
عجیب‌ترین خلقت خدا

حسین درخشان. ورژن قدیم و جدید
 ما خوابیم! تفنگ هم خالیه‌! حسین! برگرد. موقعشه.

کلاشنیکف
 کلاشینکفی خوب است که توپ 106 هم بشود گاهی

 سهیل کریمی
 شهرستان ارزشی

دهنمکیسم
 دهنمکی ذخیره انقلاب است!

فیلترینگ
 امیدوارم شتری نباشد که بالاخره روی هر کسی بخوابد!

باس وبلاگی
 مثل یاس فلسفی بعضی موقع‌ها لازم است و مفید

پرشین بلاگ
 خونه مادربزرگه! هزارتا قصه داره

پارسی‌بلاگ 
خواهر ترشیده‌ی پرشین‌بلاگ!

بلاگفا
 برادر زرنگ پرشین‌بلاگ

 ورد پرس 
می‌گن جالبه. هنوز امتحانش نکردم

وبلاگ‌نویس
استوانه‌ی مجازی کشور!

 ابطحی
وقتی آقای خاتمی سخنرانی می‌کند یا راه می‌رود، توی دلش قربون صدقه خاتمی می‌رود و بعضا مطالب وبلاگش هم بیان وبلاگی همین قربون صدقه‌ها است

اعتیاد
بده دیگه! 
 فایرفاکس
نو که آمد به بازار، طبعا کهنه می‌شود سیستم آزار.
حسن نصرالله
کاش وبلاگ داشت! 
 بهمن هدایتی
عبدالله بن عبدالله بن عبداالله ... بن ادم صفوه الله 

کراوات
با ریش جواب می‌ده!

 57
هیجان‌انگیزترین سال قرن

جفاتیت و شهرستانیت در وبلاگ‌نویسی  
امیدوارم همه شهرستان‌ها به استان تبدیل بشن

شماها
امیدوارم توش نمونید! و تحمل بی‌رحمی و صراحت رسانه رو داشته باشید.

آویزه‌ی گوش‌مان بابابزرگ!

از عمر مصاحبه یک جمله باقی مانده!
اون قسمت ‌[…] رو حذف کنید بهتره! البته توصیه است و پیشنهاد.

نویسنده: بهمن هدایتی - چهارشنبه ٢٢ اسفند ۱۳۸٦

هفته قبل ، جای شما خالی ! در خبرگزاری مهربون فارس، میزگرد وبلاگها و انتخابات برقرار بودو از نزدیک دوستان را زیارت کردیم(از جمله برادر الیاس واژگون رو که مدتها بود مشتاق دیدار بودیم) میزگرد خوبی بود، دست آقای محمدصادق زمانی(انارترش) درد نکند، هرچند که جای خانم دکتر توحیدلو هم خالی بود، نکته ای که برایم جالب آمد این بود که هم آقای بوترابی پرشین بلاگ و هم آقای منتظری راد هردو تاکید داشتند که جریان وبلاگها در اینترنت باید در جریان های رسمی بیرون از نت، هضم و جذب شوند، البته یکی از الطاف خفیه الهی در این میزگرد این بود که بالاخره بعضی از دوستان نقاب اسم مستعار را کنار گذاشتند! 

***

بهمن هدایتی با بیان این که موسمی بودن انتخابات یکی از مشکلات جامعه ایران است، گفت: وبلاگ‌ها می‌توانند با نقد دایمی، حلاجی و تحلیل‌گری مداوم به شفافیت عرصه سیاست و نهادینه شدن حرفه‌ای سیاست در بخشی از جامعه کمک کنند. 

بهمن هدایتی مدیر وبلاگ کلاشینکف دیجیتال در میزگرد اختصاصی خبرگزاری فارس با عنوان "رسالت وبلاگ‌ها: انتخابات و مشارکت حداکثری‌: ایده‌ها و راهکارها" که با حضور مدیر پرشین بلاگ و تنی چند از وبلاگ‌نویسان حرفه‌ای کشور برگزار شد با بیان اینکه رسانه‌ها وجدان هر جامعه‌ای هستند، گفت:‌هر چند رسانه‌های کلاسیک معمولا به منابع قدرت وابسته هستند اما وبلاگ‌ها چون هم خصلت رسانه‌ای دارند و هم غالبا با حسن نیت نوشته می‌شوند ،‌می‌توان از آنها به عنوان "وجدان جدید و دیجیتالی" جامعه نام برد.

وی افزود: وبلاگ‌ها به مرور به یکی از منابع "قدرت‌نرم" در جامعه ما نیز تبدیل خواهند شد و این روند غیرقابل انکار است.

فارس

نویسنده وبلاگ‌ کلاشینکف دیجیتال با اشاره به اینکه ایران سومین کشور در جهان از نظر تعداد وبلاگ است، گفت: وبلاگ‌های فارسی حتی بعضا جور سایر رسانه‌های جامعه را هم می‌کشند و به همین دلیل با غنای خاصی در محیط وبلاگستان فارسی مواجه هستیم و دلیل استقبال بی‌نظیر ایرانیان از پدیده وبلاگ‌ نیز می‌تواند همین باشد.

هدایتی یکی از مشکلات جامعه ایران را "موسمی‌بودن سنت انتخابات" دانست و افزود: شفافیت و پرسش‌گری در عرصه سیاسی ما معمولا تداوم ندارد و فقط در مقاطع زمانی نزدیک به انتخابات مورد توجه قرار می‌گیرد.

وی ادامه داد: وبلاگ‌ها به خصوص وبلاگ‌ها سیاسی می‌توانند نقش مهمی در تغییر و اصلاح این سنت غلط (موسمی‌بودن سنت انتخابات و سیاست) در جامعه ما ایفا کنند و با نقد دایمی، حلاجی و تحلیل‌گری متداوم به شفافیت عرصه سیاست و نهادینه شدن حرفه‌ای سیاست در بخشی از جامعه کمک کنند.

مدیر کلاشینکف دیجیتال با بیان اینکه آزادی موجود در فضای اینترنت، عین عدالت است تصریح کرد: نباید به صرف اینکه دشمن می‌تواند یا می‌خواهد از فضای مجازی ما سوءاستفاده کند در جهت ایجاد محدودیت دراین فضا گام برداریم این فضا همان قدر که تهدید می‌تواند تلقی شود فرصت هم هست.

هدایتی افزود:‌هر چند که جریان مجازی در جامعه ما حدود 10 میلیون کاربر و شهروند دارد، اما نباید در سنجش اندازه‌های واقعی آن دچار اشتباه و افراط هم شد.

وی یکی از مشکلات مشکل عرصه سیاست درجامعه ایران را تابلوها وهویت‌های کاذب سیاسی در محیط بیرونی ودرفضای سیاسی جامعه دانست و گفت:‌وبلاگ‌ها می‌توانند با احیای نوعی سنت "پرسش‌گری و تحلیل" با این آفت سیاسی به چالش برخیزند و به خصوص با بازخوانی ویادآوری و تحلیل‌ تاریخ، جریان‌های سیاسی فرصت‌طلب را به چالش بکشند.

هدایتی با تاکید بر این که نوع دعوت وبلاگ‌نویسان به مشارکت حداکثری حتما باید با نوع دعوت رسانه‌های رسمی متفاوت باشد گفت: نباید توقع داشت که وبلاگ نویسان هم مانند رسانه‌ای مثل صدا و سیما مردم را به شرکت در انتخابات دعوت کنند، باید از وبلاگ نویسان توقع نرم‌افزارانه داشت نه توقع کارکرد کلیشه‌ای رسانه‌های رسمی.


هدایتی با اشاره به این که تحریم دایمی و قهر همیشگی از انتخابات یک انفعال محض است که هیچ فایده‌ای ندارد که البته این با مفهوم قهر مقطعی سیاسی که می‌تواند یک تاکتیک سیاسی باشد متفاوت است، اظهار کرد: تحریم انتخابات تا به امروز در ایران رنگ موفقیت به خود نگرفته اما قهر سیاسی یک حق شهروندی است و نمی‌توان منکر آن شد.

ابوذر منتظری راد(منتظرالقائم) مدیر وبلاگ پاسداران نیز در ادامه بحث‌های مطرح شده در این میزگرد با بیان این‌که وبلاگ یک رسالت رسانه‌ای است که یک شهروند آن را برعهده می‌گیرد، گفت: کسی که در صحنه اجتماع کنگ است و نمی‌تواند حرفی بزند در صحنه وب هم حرفی برای گفتن ندارند.

وی با اشاره به این‌که رسالت یک وبلاگ نویس متعهد به آرمان‌ها و منافع ملی نظام جمهوری اسلامی ایران این است که سیاست‌ها و نوشته‌های تحریم کنندگان و تخریب گران انتخابات و سایر منافع ملی را نقد کند، اظهار کرد: محدودیت‌هایی که رسانه‌های عادی دارند در عرصه وبلاگ وجود ندارد اما نباید وبلاگ را از بافت کلی جامعه جدا بدانیم.


منتظری راد در پاسخ به بحث‌های مطرح شده توسط مهدی بوترابی و بهمن هدایتی گفت: این بحث‌ها هیچ ارتباطی به منافع ملی ما ندارد و صرفاً برای ایجاد انحراف در موضوع اصلی جلسه که رسالت وبلاگ‌ها برای تحقق مشارکت حداکثری است مطرح می‌شود.

مدیر وبلاگ پاسداران افزود: رعایت اخلاق انتخاباتی، وبلاگ، سایت یا ... نمی‌شناسد، شرط رعایت اخلاق انتخابات، مسئولیت‌پذیری و حاکم دیدن خداوند بر اعمال انسان است.

وی تصریح کرد: ما باید بپذیریم که وبلاگ هم یک رسانه است تا به این درک برسیم که هدایت یک رسانه نیاز به رعایت اخلاق و مسئولین پذیری دارد.


وی در پایان با بیان این‌که متاسفانه ما در وبلاگ نویسی، مسئولیت پذیر نیستیم و از پذیرش مسئولیت فرار می‌کنیم، گفت:فردی که در وبلاگ نویسی، اخلاق را رعایت نمی‌کند قطعاً در زندگی سیاسی و شخصی هم به اخلاق پایبند نیست.

سید فرجام کمانه کارشناس رسانه نیز با تأکید بر این‌که تکثر وبلاگ‌ها صرفا به منزله وجود ما به ازای خارجی تعداد آنها نیست، گفت: در مقوله انتخابات ما نباید این تصور را داشته باشیم که وبلاگ‌ها صرفا فعالیت‌های تبلیغی و شعارهای آرمانی بدهند.


کمانه ادامه داد: وبلاگ‌ها در رابطه با انتخابات به چند دسته تقسیم می‌شوند؛ دسته‌ای از وبلاگ‌ها همیشگی هستند و یک روند دائمی را دارند اما دسته‌ای دیگر از وبلاگ‌ها تنها در مقطع زمانی انتخابات، زاییده می‌شوند.

وی با بیان این که وبلاگ‌ها به هر دلیلی ممکن است در یک انتخابات برخلاف انتخابات گذشته، از خودشان تحرک و فعالیت نشان ندهند، افزود: ما این را نباید به معنای تحریم بگیریم چرا که تحریم یعنی یک حرکت فعال برای منفعل کردن دیگران.

محمد الیاس مدیر وبلاگ واژگون هم با اشاره به این‌که ما نباید رفتار انسانی را صرفا محدود به تبلیغات کنیم، گفت: وبلاگ‌ها یا می‌توانند در مقوله انتخابات صرفاً جهت‌گیری تبلیغاتی داشته باشند و بوق تعریف و تمجید باشند و یا اینکه بر غنای سرمایه سیاسی اضافه کنند.

الیاس، نوع تربیت انسان‌ها را تعیین کننده مشی و رفتار سیاسی آنها دانست و گفت: کسی که از زمان طفولیت تا به امروز که 20 و اندی سال از عمرش می‌گذرد در خانواده‌ای زندگی کرده که همیشه روزنامه وجود داشته و اعضای خانواده نسبت به مسائل جامعه و ساست حساس بوده‌اند قطعاً نمی‌تواند نسبت به مسائل سیاسی بی‌تفاوت باشد.

شهیدی به نمایندگی طلاب وبلاگ نویس هم در ادامه این میزگرد با اشاره به ویژگی های وبلاگ گفت: بلاگ به دلیل ویژگی‌های منحصر به فردی که دارد و فضای بسیار آزاید که بر‌ آن حاکم است می‌تواند نماینده جامعه باشد.
وی افزود: کسی که در خیابان با صدای بلند فحش می‌دهد نماینده طیف فحاش جامعه است.
شهیدی یکی از مشکلات وبلاگ‌ نویس ها و حتی مشکلات جامعه ایران را پرداختن غیرمتخصصانه به موضوعات خواند و اظهار داشت: از مشکلات مهم وبلاگ‌ها این است که در موضوعات مختلف خارج از حیطه تخصصی خودشان وارد می‌شوند و حتی از ادبیات ویژه آن موضوع هم بی‌خبرند.

وی در پایان با اشاره به این‌که اثر اساسی رسانه، عملیات روانی است که همه رسانه‌ها خواسته یا ناخواسته از آن بهره‌برداری می‌کنند، گفت: وبلاگ‌ها برای اینکه در فعالیت‌هایشان موفق باشند باید بصورت تخصصی به موضوعات موجود بپردازند تا بتوانند تاثیرگذار باشند.

***

.بخش دوم میزگرد(+) و لینک بخش اول (+)

نویسنده: بهمن هدایتی - یکشنبه ۱٢ اسفند ۱۳۸٦

 آقای مقدم فر،آمدن شما به "فارس" کمی غیرمنتظره و ناگهانی بود . شاید افکار عمومی خیلی با سوابق رسانه ای و مطبوعاتی شما آشنا نیستند، ابتدا از سوابق خودتان برای ما می گویید؟

-حمیدرضا مقدم فر: بله، اینکه آمدن من به "فارس" ناگهانی بود، درست است، برای خودم هم ناگهانی بود، برای من و آقای فضائلی این مسئله ناگهانی بود ولی آنچه که در پشت سرماجرای این تغییر بود، خیلی ناگهانی نبود، چون جناب آقای فضائلی مدتی بود که استعفاء داده بودند. در مورد سوابق رسانه ای هم باید بگویم که من در طول دوران مدیریتی بی ارتباط با رسانه ها نبوده ام، با خبرگزاری های همسو با آرمان های انقلاب و دلبسته به نظام، مثل مهر و فارس همکاری داشتم و در نشریات و روزنامه سراسری هم مقاله می نوشتم.

 در سیاستگذاری نشریات متعددی هم فعالیت داشتم ، البته بیشتر سوابق من در حوزه راهبردی رسانه است . در همین راستا در دو موسسه مطالعاتی-پژوهشی فعال بودم، یعنی مدتها بود که کار اجرایی را رها کرده بودم ولی بالاخره مجبور شدم که به حوزه اجرایی رسانه بیایم. علاوه بر دانشگاه درس حوزوی هم خوانده ام و اکنون علاوه بر مدیریت در حوزه رسانه ، مدرس حوزه و دانشگاه هستم.

فارس

* برخی معتقدند یا لااقل اینطور عنوان می کنند که "فارس" رسانه دولت است. بویژه اینکه مثلا رئیس جمهور محترم گفته بودند خبرگزاری فارس چیز دیگری است. اگر کسی چنین حرفی را بزند، آیا شما اعتراض خواهید کرد؟

-اگر نظرم را به عنوان یک مخاطب بیرونی فارس بخواهید، نه من بلکه بیشتر مخاطبان فارس، این رسانه را حامی جریان اصیل اصولگرایی کشور و حامی اندیشه عدالت و در چارچوب های نظام دانسته و می دانند. ما از دولت دفاع می کنیم، اگر چه نقد هم می کنیم. البته قبول دارم که سهم انتقادات کمتر است ولی ما هیچ وقت روابط عمومی دولت نبوده ایم. در این دو سه ماهی که بنده به فارس آمده ام هم روال همین بوده است و سعی کردیم هرجا لازم بوده از دولت دفاع کنیم و هرجا لازم بوده، وارد عرصه نقد بشویم.نقدی با رویکرد کمک به شناسایی نقاط ضعف و اصلاح و تبدیل آن به نقطه قوت.

 یکی از اشکالات دولت همین است که ارتباط زیادی با رسانه ها داشته اما نتوانسته تعامل مطلوبی با رسانه ها داشته باشد

آقای مقدم فر، دولت نهم یکی از خبرسازترین دولتهای ایران بوده است و به شهادت آمار، بیشترین خبر و مصاحبه و تولید رسانه ای را داشته ، اما به نظر می رسد علیرغم این مسئله؛ تعامل دولت نهم با رسانه ها، دچار مشکلات و آسیب هایی باشد. رهبر معظم انقلاب هم توصیه هایی در جهت رفع این مشکلات و برقراری بهتر تعامل دولت  با رسانه ها و بهبوداطلاع رسانی ها فرمودند. حتی خود رئیس جمهور و مشاوران محترم ایشان هم بر ضعف اطلاع رسانی اشاره داشته اند. شما فکر می کنید مشکل کجاست که علیرغم این کمیت زیاد فعالیت و تولید خبر، کیفیت مطلوبی در رابطه دولت و رسانه ها ایجاد نمی شود؟

-بله، این حرف درستی است و یکی از اشکالات دولت همین است که ارتباط زیادی با رسانه ها داشته اما نتوانسته تعامل مطلوبی با رسانه ها داشته باشد. بخش عمده ای از این مشکل برمی گردد به دستگاههای ارتباطی که در بدنه دولت متصدی این کار هستند، چه در نهاد ریاست جمهوری، چه در دفتر رئیس جمهور و چه در مدیریت ها و روابط عمومی های زیر مجموعه . تعدد و موازی کاری در این حوزه هم مشکل آفرین است. باید تدبیر جدی در این مورد بشود، شاید دلیلش به کمبود نیروی انسانی متخصص و با تجربه و ..بازگردد ، ولی مجموعه این عوامل باعث شده است که دولت در مظلومیت رسانه ای قرار بگیرد که البته چند جانبه است . یعنی هم علل و ابعاد ی درداخل دولت دارد و هم در خارج از دولت.

* منظور شما دقیقا چیست؟

- قبول دارم که بخش زیادی از رسانه ها، حتی خدمات خوب دولت را هم منتشر نمی کنند یا بعضا کوچک نمایی می کنند. حتی برخی یک رویکرد منفی مطلق و سیاه به دولت نهم دارند، این یکی از ابعاد مظلومیت رسانه ای دولت است.

* به نظر شما بعد داخلی این مشکل بیشتر است یا بعد خارجی آن؟ یعنی خود دولت بیشتر مقصر است یا رسانه های غیرمنصف؟

- بیشتر عوامل این مظلومیت در عرصه بیرونی و رسانه ها است. بعضی از رسانه ها نقشی کاملا جانبدارانه از دولت دارند که این هم آسیب زننده است و بسیاری از رسانه ها هم در مورد دولت تاریک نمایی می کنند و سعی می کنند به هرقیمت، می خواهند آن را ناکارآمد جلوه دهند. یعنی رسانه های منصف و معتدل و مستقل و در چارچوب، مثل فارس و مهر که هم نقد منصفانه می کنند و هم حمایت آگاهانه، کم هستند. مثلا در موضوع هسته ای و گزارش اخیر البرادعی، خبرگزاری مهر خیلی خوب و دقیق اخبار و دیدگاهها را نقل و نقد کرد . خوب وارد موضوع شد و این به نفع نظام و دولت بود . این نوع نقدهای دلسوزانه در پیروزی های هسته ای، قطعا نقش دارد و می تواند در سایر عرصه ها نیز به پیشرفت کارها در جهت منافع ملی کمک کند..

* یک پارادوکسی که بعضا در محیط رسانه ای ما ایجاد می شود این است که برخی اینطور می اندیشند و عمل می کنند که نقد و انتقاد (که جوهره رسانه است) موجب سوء استفاده دشمن قرار می گیرد. به نظر شما به عنوان یک کارشناس راهبردی رسانه ای چطور می شود این تناقض را حل کرد و به یک تعریف و اجماع واحد در این مقوله رسید؟

درست است، ما یک صورت مسئله ای داریم که بسیار غامض و پیچیده است. ما به عنوان رسانه که واسطه بین دستگاههای اجرایی و افکار عمومی است، باید چالش ها و مشکلات را خوب ببینیم و بشناسیم و ماهرانه و هوشمندانه منعکس کنیم. نقد رسالت اصلی رسانه ها است؛ اما واقعیت این است که ما در معرض نگاه و نظر دشمن هم هستیم، دشمنی که امپراطوری خبری دارند ، اینها ما را رصد می کنند و در صدد سوء استفاده و ضربه به نظام از درون آن هستند.

خبرگزاری فارس الان نسبت به سایر خبرگزاری ها پرمخاطب ترین است، بخشی از این مراجعه مربوط به کشورهای خارجی و دشمنان ما است که ما را رصد می کنند و منتظرند که اگر ما جایی واقعیت ها و مشکلاتی را گفتیم، از آن سوء استفاده کنند. ما مردم خودمان را محرم می دانیم، ولی باید طوری نقد کنیم و چالش ها را منعکس کنیم که برای دشمن سند درست نکنیم و بهانه به دست او ندهیم و طوری نشود که عمده عملیات روانی دشمن از روی اخبار رسانه های داخلی انجام شود. ما باید در کار رسانه ای، به عنوان یک رسانه اصولگرا، منافع ملی و مصالح ملی را در نظر بگیریم، هنر ما این است که اینگونه نقد کنیم، البته این دید منفی که دشمن بتواند از هر نقدی یک پروژه امنیتی و روانی و سیاسی بسازد هم بعید است.

* از سئوال غیرمنتظره ای که می خواهم بپرسم، عذر می خواهم ولی می خواهم برای فهمیدن درجه نقد پذیری شما، بپرسم که اگر شما جای هیات نظارت یا شورای نگهبان بودید، صلاحیت آقای ... را تایید می کردید یا نه؟ یا  رسانه تان را برای نقد در اختیار او قرار می دادید یا خیر؟

 تنها خبرگزاری دولتی ما ایرنا است، اما واقعیت این است که ما تجربه خوبی در ارتباط با خبرگزاری دولتی در جمهوری اسلامی وجود نداشته ایم. دلیلش هم این است که ما در خصوص ضرورت ، ماهیت و کارکرد خبرگزاری دولتی اطلاع کافی نداریم

- ما در دروس حوزوی اصلی منطقی داریم به نام " سالبه به انتقای موضوع" ، این قضاوت اصلا منتفی است . من نمی توانم نظر بدهم و مصاحبه شما را هم آلوده نمی کنم ولی همین قدر بگویم که اگر جای شورای نگهبان بودم می دانستم چه برخوردی کنم و آن برخورد عمل بر نص قانون بود. نه کمتر و نه بیشتر.

* آیا شما دولتی بودن با شبه دولتی بودن رسانه ها و خبرگزاری ها را یک آفت می دانید و اساسا چه پیامدهای منفی یا مثبتی را برای آن قائل هستید؟

- تنها خبرگزاری دولتی ما ایرنا است، اما واقعیت این است که ما تجربه خوبی در ارتباط با خبرگزاری دولتی در جمهوری اسلامی وجود نداشته ایم. دلیلش هم این است که ما در خصوص ضرورت ، ماهیت و کارکرد خبرگزاری دولتی اطلاع کافی نداریم. اما اینکه خبرگزاری های ما عموما دولتی بشوند یا یکجانبه تبلیغ دولت را بکنند و اگر اشکالی هست آن را توجیه کنند، اتقاق خوبی نیست . در مقابل البته نمی توان نافی ضرورت حمایت دولت از خبرگزاری ها شد.

* میزان و نوع کمک دولت به خبرگزاری ها و رسانه ها چطور باید باشد؟

کمک های دولت به خبرگزاری ها باید به گونه ای باشد که رسانه را به دولت وابسته نکند. دولت هم چنین انتظاری نداشته باشد و به جای سلیقه ، ضابطه و شاخص حاکم باشد. به اصطلاح باید کمک پایه ای کند و طوری باشد که رسانه ها کم کم خودکفا بشوند. مسئله دیگر این است که باید در نوع کمک به خبرگزاری ها هم تجدیدنظر بشود. خبرگزاری یک رسانه فراگیر و فعال در تمام حوزه هاست. اما با احترامی که برای همکاران قائلم احساس می کنم ایجاد خبرگزاری های زیاد ، غیر فعال ومتفرقه  دور ریختن سرمایه های ملی است. باید از رسانه ای حمایت کرد که قدرت خود در جهت دهی مثبت به جامعه و تاثیر گذاری بر مناسبات خارجی به نفع نظام را به اثبات رسانده باشد.

* نظر شما در مورد تعداد خبرگزاری ها در کشور چیست؟

- باید توجه کنیم که ما در آغاز دوره  تاسیس خبرگزاری ها در کشورمان هستیم ولی حقیقت این است که ما در کشور با کمبودهای زیادی در عرصه خبرگزاری مواجه هستیم، هم از نظر کمی و هم از نظر کیفی در عرصه رسانه و خبرگزاری مشکل داریم . فکر می کنم، مهمترین مشکل ما موضوع نیروی انسانی حرفه ای است ما خبرنگار حرفه ای متعهد کم داریم و خبرنگارها الان حالت چرخشی پیدا کرده اند. فعالیت پایدار ندارند. یعنی از مهر به فارس می آیند و از فارس به ایسنا و همین دور ادامه دارد. یعنی خبرنگارهای ما طیف بسیار محدود و معدودی هستند و ما در طیف خبرنگاران، رویش نداریم.

* فکر می کنید، دلیل عدم رشد نیروی انسانی در حوزه رسانه ها چه باشد؟

-به دلیل عدم وجود نظام آموزش و تربیت خبرنگار، کادر سازی نداشته ایم، یکی از اولویت های بنده در فارس، تربیت نیرو است که انشاءالله به زودی آغاز خواهد شد. مشکل دیگر این است که به دلیل مشکلات معیشتی و روزانه، خبرنگاران ماهیتی کارمندی و حرفه ای پیدا کرده اند که این پیشرفت رسانه ای را متوقف می کند و مانع از جهش های کلان ما می شود. ما باید به سمت رسانه های منطقه ای و جهانی پیش برویم.

برخی خبرگزاری های مهم برای سال آینده با کاهش چشمگیر بودجه مواجه شدند. برخی هم حمایت های مختصر دولت را دریافت نکردند یا خیلی کم بوده ، به نظر شما دلیلش چه می تواند باشد؟

-من خبر از میزان حمایت دولت از خبرگزاری ها ندارم ولی می دانم همان "کم" را هم به فارس ندادند و من از دولت در این زمینه گلایه دارم و دولت هیچ گونه حمایتی از فارس نکرد.

* به عنوان مدیرعامل جدید، مهمترین شاخصه های "فارس" و نفاط ضعف و قوت این رسانه را چه می دانید؟

-از نظر مخاطب اینترنتی برطبق آمار سایت هایی چون آلکسا، فارس رتبه اول را دارد و در مطبوعات هم رتبه دوم(بعد از ایسنا) البته از نظر کیفی و تاثیرگذاری می توان گفت که مطالب فارس در مطبوعات، رتبه اول را دارد. مدیریت خوب آقای فضائلی، سرمایه مهمی برای فارس است. در این دو ماهی که من آمدم، دوستان فارس همکاری خوبی با من کردند، در صورتی که خیلی ها فکر می کردند چنین همکاری صمیمانه ای صورت نگیرد.

 ما در جنگ هستیم ولی این بار، قلم ما در حکم موشک است و جنگ ما، جنگ رسانه ای است. ابزارش هم رسانه ای است، باید نیروهای مدافع انقلاب در عرصه خبر، متحد شوند

ولی مهمترین مشکل فارس، مشکل نیروی انسانی است که همانطور که گفتم در صدد حل آن هستیم. اما اینجا مایلم به نقطه قوت مهم فارس هم اشاره کنم و آن روحیه جهادی و انقلابی داشتن در کار خبری است که از دیگر خبرگزاری های اصولگرا هم انتظار می رود چنین روحیه ای را بطور کامل در پیش بگیرند و خودشان را حقیقتا در حال مبارزه و جهاد ببینند. ما در جنگ هستیم ولی این بار، قلم ما در حکم موشک است و جنگ ما، جنگ رسانه ای است. ابزارش هم رسانه ای است، باید نیروهای مدافع انقلاب در عرصه خبر، متحد شوند و پدافند خوبی علیه دشمن در عرصه رسانه ای به کار ببندند، این عرصه مجروح و شهید دارد و باید از آبروی خودمان نیز خرج کنیم.

* شما به عنوان یک کارشناس راهبردی رسانه ، فضای انتخابات مجلس هشتم را با فضای انتخاباتی مجلس هفتم و ششم چگونه مقایسه می کنید؟

- ما یک خاطره تلخ تاریخی از عملکرد رسانه ها در مجلس ششم داریم، در مجلس ششم، کسانی به مجلس رفتند که نباید می رفتند و بخش عمده ای از مجلس را تبدیل به ظرفیتی علیه نظام کردند که اوج آن را در تحصن دیدیم. اقداماتی که موجب تشویق و تبلیغ آنها از سوی دشمن شد. غیر از طرح ها و نطق ها و تنش ها و کارکردهایی که باعث شد آمریکا و اسرائیل از گروهی در مجلس ششم حمایت کنند و اپوزسیون داخل و خارج از کشور هم به آن امید ببندد. در فضای ساختار شکن آن دوره، رسانه ها نقش مهمی داشتند.

چقدر پیر شدم !!

رسانه ها در مقطع انتخابات مجلس ششم در یک حرکت غیر حرفه ای و غیراخلاقی، کاندیدا معرفی می کردند و عملا به حزب تبدیل شده بودند، نه حتی ارگان حزبی، بلکه خود حزب، اما در مجلس هفتم این فضا نبود و توجه مجلس هفتم به مطالبات اصلی مردم و خدمت رسانی بود و از این جهت مجلس هفتم می تواند الگویی برای مجالس بعدی باشد. البته در شرایط فعلی هم رسانه ها در آستانه انتخابات مجلس هشتم، کارکرد دوگانه ای پیدا کرده اند و بعضی از رسانه ها صریحا برای بی انگیزه کردن مردم و القای ضعف در نظام عمل می کنند. البته شدت و حدت و قوت آنان به اندازه مجلس ششم نیست و مردم به میزان زیادی در این مورد آگاه شده اند.

* یکی از پدیده های رسانه ای سالهای اخیر، گرایش به "سایت های خبری و رسانه های غیررسمی" است، تحلیل شما از این گرایش چیست؟

- دلیل این گرایش و شیفت شدن مردم از رسانه های رسمی به رسانه های غیررسمی این است که ما در رسانه های رسمی و قانونی ، شفافیت و صراحت در انتشار اخبار نداریم . البته دلیل دیگر این گرایش این است که در این نوع رسانه های غیررسمی به دلیل عدم رعایت حرمت ها و حریم ها و چارچوب ها، مخاطب احساس آزادی می کند و جذابیت کاذب ایجاد می شود ولی در نهایت این گرایش به سایت ها یک پدیده منفی رسانه ای است.

* آقای مقدم فر، شما به عنوان مدیرعامل یک رسانه بزرگ کشور، آیا وبلاگ هم دارید یا قصد دارید داشته باشید؟

- من با این چیزی که بین خبرنگاران مد شده که در حالی که فعال رسانه ای هستند وبلاگ هم درست می کنند، مخالفم و آن را مطلوب نمی دانم. اینکه یک خبرنگاری (که واجد ابزار رسانه ای برای ارائه پیام به جامعه است) وقت زیادی را برای وبلاگ شخصی اش بگذارد، بیش از آنکه نشان نخبه گرایی و اطلاع رسانی باشد، بخاطر "مطرح کردن" خود است. ما در فارس این مسئله را ممنوع کرده ایم، چون آثار و پیامدهای مطالب وبلاگ خبرنگاران خود به خود به نهادی رسانه ای مربوطه مثل فارس هم بازمی گردد. لذا حتی اخیرا هم با مواردی از این دست برخورد کردیم.

بهمن هدایتی
عبدالله بن عبدالله بن عبدالله...بن آدم صفوه الله!
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من: