...::کلاشینـکـف دیـجیتال::...
نیش کلاش از بهر کین نیست، اقتضای طبیعتش اینجوریه!
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: بهمن هدایتی - یکشنبه ٢٥ تیر ۱۳٩۱

تاب خوردن برای بچه ها چیزی فراتر از سرخوشی ناشی از حرکت آونگی چند زنجیر و میله است، "تاب خوردن" یعنی بازی کردن و حمایت شدن همزمان؛ یعنی جسارت اوج و دلهره فرود به قدر کودکی، هیجان ارتفاعی که ابتدا و انتهایش، تکیه گاهی به نام "پدر یا مادر" است، حس غرور کودکانه همبازی شدن با این تکیه گاه و پز دادن این موقعیت پیش همسالان...

 


"تاب" یعنی داشتن کسی که با مهربانی و صبوری، هوای کودک را داشته باشد ، تابش بدهد، پرش بدهد آسمان و در زمین بگیردتش، تاب فقط یک بازی ساده نیست هرچند که اصولا برای بچه ها، بازی ساده و بی معنی وجود ندارد؛ بازی کردن همه اش زندگی و یاد گرفتن و تجربه موقعیت های آینده است.

بیخود نبود که در سالهای دهه شصت، "تاب" پرمشتری ترین وسیله پارک ها بود و صف های طولانی بچه ها و پدر و مادرها پای تاب، تصویر ماندگار خیلی از ما از بچگی هایمان است.

اصلا مهم نیست این عکس مال کجاست،اروپا، آمریکا، آفریقا...چیزی که مهم است این است که سازنده این پارک، پیمانکار شهرداری اش، معاون بهزیستی اش، مشاور پروژه، رهگذری که شاید این پیشنهاد را کرده، مهندس معمارش ، یا هرکسی که این ایده را داده، اهمیت "تاب" را برای "همه" بچه ها فهمیده، این عمیقا قابل احترام است

وقتی به پارک ها سر می زنی و می بینی یک کودک ویلچرنشین به تاب ها خیره مانده، با خودت فکر می کنی چه حسرت ارزان و قابل جبرانی است نگاه آن کودکان زمینگیر هموطن، راستی راه انداختن چنین تاب هایی چقدر خلاقیت و خرج می خواهد؟ ویلچر فقط پله مخصوص و جای عبور مخصوص نمی خواهد، ویلچر و ویلچرنشین گاهی هم "تاب" می خواهد!

بهمن هدایتی
عبدالله بن عبدالله بن عبدالله...بن آدم صفوه الله!
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من: