آمریکا، بدِ خوب...یا خوبِ بد بود...!

 چهار، پنج ساله بودم، سر سفره شام توی خونه "عزیز"، خاله ام سر سفره  با خنده، قاشق غذا را در هوا می چرخاند به پسرش "علی"، هم بازی و هم سن من، می گفت: "بخور! علی! بخور قوی شی، سوار آمریکا بشی!" ...یادم نمی آید خاطره ای از این قدیمی تر از آمریکا داشته باشم...

من هم می توانم قوی بشم و سواری بگیرم از آمریکا؟ سوار شدن روی آمریکا چه مزه ای می دهد؟ هنوز طعم عجیب فکر آن روزم، با همه جزئیاتش ،یادم هست، معمای آمریکا، شاید جزو اولین های "فکرهای کودکانه ام بود".

 کمی بزرگتر که شدم، آمریکا برایم  عقرب و روبه مکاره سرود 13 آبان تلویزیون با صدای خشمگین و پرابهت قره باغی شد با همان افکت های دهه شصتیِ جمجمه و مرگ و  البته "بمب..."



بعدها سرصف صبحگاه هم ناظم های ریشو با پیراهن روی شلوار انداخته، بعد از دعای "اللهم کن لولیک الفرج" از ما "مرگ بر آمریکا" می خواستند، می گفتند اینقدر بلند بگید مرگ بر آمریکا که خود آمریکا بشنوه!  این "طوری بگو که آمریکا بشنوه" را برای صدام، شوروی و انگلیس و منافقین و دیگران به کار نمی رفت، انگار آمریکا، یک شانیت خاص داشت، حتی در دشمنی و نفرین کردن.

  "آمریکا" حتی توی دهان یه جور دیگر می چرخید،.آمررریکا...با دو  "آ" گردن کلفت شروع می شد و آن "ر" مشدد و عصبی اش،  انگار یک جورایی ناتمام می ماند تلفظش...آمریکا، با آن پرچم شلوغ  و غیر ساده اش(برخلاف پرچم ایران)  گیج کننده و متفاوت از همه "خارج" بود...

کمی بعد، آمریکا برایم معنی دیگری پیدا کرد، با دلمشغولی پسرانه-کودکانه آن روزها، شش-هفت سالگی ،برای من که در خانه مان ویدئو نداشتیم تا آمریکا را از قاب مایکل جسکون و فیلم های هالییودی ببینیم، آمریکا، سازنده غول های بزرگ  آهنی اخمناکی  و پرابهتی بود که وقتی سوارش می شدی، حس خوبی از راحتی و  حتی تسلط  می داد، حتی "علی اینا" یک کاپریس شکلاتی آمریکایی خریده بودند.

وقتی می گفتند چیزی، ابزاری، خودکاری، ماشینی، "آمریکاییه" یعنی تمام!  یعنی  حتما خیلی خوب است،این را بزرگترهایمان می گفتند، همه شان، بدون استثناء؛ حتی معلم دینی مان، آقای حقوقی و این همان آمریکای چندساله پیش بود که باید قوی می شدیم و سوارش، ذهن بچه گانه ام این تناقض را می فهمید اما جوابی برایش نداشت، آمریکا، میوه بود اما میوه ممنوعه، آمریکا از همان اول، برایم یک جوری بود، آمریکا، بدِ خوب...یا خوبِ بد بود...!

/ 13 نظر / 103 بازدید
نمایش نظرات قبلی
تیراژه

آمریکا..میوه ی ممنوعه.. آمریکای بدِ خوب..آمریکای خوبِ بد. عالی نوشته بودی جناب هدایتی. و ما این روزها بعد از آن همه سال به گمانم هنوز با این میوه ی ممنوعه سردرگمیم..که چهار قاچش کنیم یا چون جام زهر در حذر باشیم از آن

خسروبیگی

آمریکا آمریکا tnx ز تک زنگ تو نرمش و تدبیر ما much better از جنگ تو راستی همین امشب شبکه ifilm داشت یه فیلم مزخرف و چرت و پرت ضد آمریکایی پخش میکرد فیلمی ایرانی که فکر نمیکنم مزخرف تر از این فیلم در طول تاریخ سینمای جهان ساخته شده باشه جهت اطلاع کلاش آره داداش

محسن

تو هم.ن مدرسه هم من آمریکا رو دوست داشتم چون مشخص بود پر قدرته بیخود براش شاخ وشونه میکشدیم خدا قسمت کنه قبل مرگ خاک پاک آمریکا رو زیارت کنیم

رهگذر

کودکانه بود .... خوب بد.... بد خوب.... سوال بی جواب کودکی.... تجربه مشترک بچه هایی که جنگ را بیشتر درک کردند

ی

لامصب این قلمت ادم کشه اینقدر قشنگه

.................

اگر نمیترسیدی ، چه مینوشتی؟!

آنالین

چه جالب بود.بهتر بگم " متفاوت بود" آمریکا همیشه تو ذهن ما دهه 60 یا نماد قدرت و جنس کالای بهتر بود .

ساندی خور

هیس ngo های منتقد فریاد نمی زنند! http://sandiskhor.blog.ir

سیناپس

سلام یا یهو حرفت تموم شد مثل این مستند های تلویزیون

saeed

سلام کیهان و حاج حسین هم بعضی محدودیت های رسانه ای رسمی مکتوب را دارند که بعضی از چیزها را نمی نویسند. ما آن محدودیت ها را هم نداریم ان شاءالله.محدودیت ما رعایت اخلاق و دستورات اسلامی و مصلحت نظام اسلامی است و لا غیر. "آرپی جی 8" نسخه جدیدتر همان"آرپی جی هفت" معروف است در فضای سایبری.