یک چیز محرمانه-مادرانه


نباید گوش تیز می‌کردم، ولی اعتراف می‌کنم به دقت گوش کردم، خب...مردها هم گاهی «دایی مردک» می‌شوند، اصلا خاصیت این دیوارهای نازک است که رسانه جریان هر نجوایی می‌شوند، شاید هم تقصیر در و دیوار حوصله سربر و منظره‌های ثابت و خسته کننده باشد که کارویژه گوش را زیادتر می‌کند، می‌دونی؟ از اون استراق سمع‌های ناخواسته‌ای بود که هیچ جوره نمی‌شد ازش گذشت:

-ببین ببخشید من زیرآبت‌‌رو دیروز پیش رئیس زدم، قندونش قند نداشت و اتاقش هم گرد و خاک گرفته بود،بهش گفتم دیروز زود رفتی و وقت نکردی تمیز کنی، حلالم کن، بهت گفتم که راضی باشی ازم، عادت کردم راست هرچیزی رو بهش بگم، امروز حتما قبل از اینکه بیاد، تمیز کن؛ می‌دونم راهت دوره، ولی حواست باشه توروخدا.

- شما جای خواهرم، باید زودتر برم این روزها، دیروز-....- (اسم دخترش را می‌گوید) رو برده بودم دندونپزشکی، باید چشمش رو هم لیزر کنم، چون پسره یه بار متلک انداخته بود به عینکش، بچه‌ام جیگرش ریش‌ریش شد،تا عید غدیر خیلی وقت نمونده،عقدشه

 

/ 7 نظر / 38 بازدید

هانیبال رفت، حال نوبت آشور بانی پال رسیده. بشار قرد ، توله حافظ قرد به آخر خط رسیده. این کانیبال آدمخوار طی یک ماه گذشته بیس از ۲۷۰۰ انسان بیگناه و بیپناه را در تظاهرات مسالمت آمیز و در زندانها بقتل رسانده.

دکتر یونس

این متن البته گشنگ بود!اما یه پست آنتی فمینیستی بذارین جیگرمون حال بیاد!

*

تازگیا یجوری شدی تو

اكبر

سلام خوب وبي داري اين دايي مردك ما مردها 90 درصدمان دايي مردكيم برو خودمان مي اريم

اكبر

سلام خيلي بد نوشتم دوباره مينويسم وب خوبي داري به ما هم سر بزن اين دايي مزدك را خوب امدي ما اقايان 90 درصدمان دايي مردكيم به روي مباركمان نمي اريم