فاتح فروتن ویترین کتابفروشی ها ....

«کتابخوان‌های غیرحرفه ای» از روی ویترین کتاب می‌خَرند، دانش آموزان دبیرستانی یا زنان خانه دار یا کسی که در جشن تولدش، از بخت بد(!) کتاب هدیه گرفته و مجبور است بخواندش،خاطر کتاب برایشان چندان عزیز نیست که مثلا وقت بگذارند بروند خیابان انقلاب، البته اگر جوگیر شوند، اگر هری پاتری بیاید یا یک رمان ر.اعتمادی گل کند، یا تعریف کتابی را از دوست و همسایه بشنوند، مقطعی و فصلی کتابخوان حرفه‌ای هم می‌شوند

آنها با «کتابفروشی‌های محلی» گره خورده‌اند، چرخ زندگی بسیاری از ناشران فقط و فقط از همین کتابخوان‌های آماتور می‌چرخد، ولی نکته جالب ماجرا این نیست، فکر می‌کنید ویترین «کتابفروشی‌های محلی» در همین تهران خودمان در تسخیر کیست؟

ذبیح الله منصوری



«سینوهه، پزشک مخصوص فرعون، ترجمه ذبیح الله منصوری»، «کنیز ملکه مصر» نوشته میکل پیرامو، ترجمه ذبیح الله منصوری، محبوس سنت هلن( سرگذشت ناپلئون بناپارت، نوشته اوکتاو اوهری، ترجمه ذبیح الله منصوری) خواجه تاجدار(ژان گوز، ترجمه ذبیح الله منصوری)، خداوند الموت (پل آمیر، ترجمه ذبیح الله منصوری)...حتی کتاب‌هایی مذهبی چون «محمد(ص) پیامبری که از نو باید شناخت، یا امام صادق(ع) مغز متفکر شیعه.

اگر چند کتاب نشرنی و مجموعه اشعار فروغ فرخزاد، کارت پستال‌های چچوف و فریدون مشیری و دکتر شریعتی و البته حسین پناهی را فاکتور بگیریم، تقریبا می‌شود گفت ذبیح الله منصوری، بیش از چهل سال است که ویترین کتابفروشی‌های ایران را تسخیر کرده است!

مرحوم ذبیج الله منصوری متولد 1276- یعنی یک‌سال بعد از ترور ناصرالدین شاه - به‌دنیا و در سال 1365 هم به رحمت خدا رفته است، هنوز پیشتاز و قهرمان ویترین کتابفروشی‌هاست،این را باید به حساب نبوغ منصوری گذاشت یا چیز دیگر، من نمی‌دانم...شما می‌دونی؟!

/ 15 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آرسین

سلام دوست گرامی با نخستین پست در عرضه ی مجازی تحت عنوان "ترکش خاطرات" به روز میباشم. امیدوارم ورودتان استارتی باشد جهت تحقق یک ارتباط دوستانه و همچنین تشدید اشتیاق حقیر جهت ارائه ی مطالبی مطلوب تر ... وبلاگتون هم در عین زیبایی پرمحتواست سعی میکنم همه ی پست ها رو مرور کنم. بدرود

احسان

سلام اخوی خوبی؟ دلمون برات تنگ شده، هر چند که خدمت نوشته‌هات توی تهران امروز می رسیم. دست مریزاد آفرین فقط یه نقدی بهت دارم متن خوب و یک‌دسته. سر ررایت میرسه به انتها با لحن مشخص و امضادار خودت. اما این " می دونی" های آخر چفت نمیشن با تنه‌ی اصلی متنت.نذارشون برادر

ن ا ر س ی س

[نیشخند] تکبیر

*

عبدالله چرا دیگه آهنگ نمیزاری؟

*

عبدالله چرا دیگه آهنگ نمیزاری؟

میکروب

معلومه که نبوغ... منصوری رو نمیشه... انکار کرد... مخصوصا اماتوری مثل من... ولی به نظر من... کمبود منصوری ها هم... باعث این رکود میشه... + این فقط یه نظره رفیق... دمت گرم...

میکروب

ولی خیانت های... منصوری رو هم... تو ترجمه هاش... نمیشه انکار کرد... اینو کسانی که ... منصوری رو خوب... میشناسن و یا... تحقیقی روش داشتن... رو میدونن... + این یه نظر هست رفیق... + جای بحث زیادی داره... دمت گرم...

نورانی

سلام اخوی،قلمت زیباست خیلی خیلی خوشحال می شیم به ما سر بزنید و به دعوت ما لبیک گویید. از تبادل لینک یا لوگو هم اصلا بدمان نمی آید. یا علی مدد

بشار که رفت جیم الف می میرد