زنگ تفریح که می شد، محمود بچه ها را جمع می کرد...!


همکلاسی قدیمی اش می گفت: زنگ تفریح که می شد، بچه ها را جمع می کرد، برایشان حرف می زد،‌ حرف که نه، برایشان سخنرانی می کرد؛ از همه چیز و درباره هرچه که فکر کنید، این کار را هم در دبستان می کرد، هم در دبیرستان و هم  حتی در دانشگاه.

 محمود احمدی نژاد،‌ عاشق "ارتباط  و  تاثیر " است که هردوی اینها، در "سخنرانی" جمع است، هیچ وقت از سخنرانی خسته نمی شود، حتی در نیمه های شب، حتی در بدترین شرایط آب وهوایی، می تواند حرف بزند، وقتی سخنرانی می کند، می شود "لذت سخنرانی" را به خوبی در چهره اش خواند، بسیار به ندرت از او تپق دیده یا شنیده اید، احمدی نژاد دوست دارد بر همه تاثیر بگذارد، البته خودش تقریبا تحت تاثیر هیچ کس نیست- البته به جز اسفندیار رامسری-

مخالفان احمدی ن‍ژاد هم تردیدی ندارند که این رئیس جمهور نه چندان خوش عکس اما خوش حرف، دارای هوش هیجانی بسیار بالایی است، این توانایی را دارد که همیشه لبخند بزند-حتی اگر عصبانی عصبانی باشد- و نشان بدهد که کاملا  خونسرد است.

 

محمود احمدی نژاد

***


 کسانی که سی-چهل سال قبل، در زنگ تفریح مدرسه و دانشگاه، پای سخنرانی های آن جوان سیاه چرده و خندان آن روزها، می ایستادند، امروز هنوز جذب احمدی نژاد هستند،‌ انگار یک جورایی سرمایه احمدی نژاد هستند آن بچه ها، اما حالا زنگ تفریح دیگر بیست دقیقه و نیم ساعت طول نمی کشد،علی اکبر جوانفکر یکی از همان بچه ها است، علم و صنعتی های دولت را یکبار دیگر بشمارید...می دونی؟

/ 9 نظر / 23 بازدید

بشار قرد شامی حدیث جزایر سه گانه را از یاد برد

دکتر یونس

نع نمیدونم.بقیه علم و صنعتیای دولت کیان؟بشمر ببینم میدونی؟ خوبه ما تصمیم گرفتیم درس بخونیم.ملت وبلاگ نویسان تند تند متن مینویسن!اونوقت که باید تند تند مینوشتن یکماه احمدی نژادمشایی شده بود!!

دکتر یونس

هوی بچه ضد بشار اسد!بدو برو دم خونه خودتون بازی کن!میام توپتو پاره میکنم ها!!

ما تماشا میکنیم نه بازی! بازیگر هر توپش ۱۴۰۰۰ کیلو وزن دارد! میتوانی پاره کنی ؟ بفرما ، این گوی و این میدان.

احسان

آخر مناظره هر چی زور زد خودش رو خونسر نشون بده و بخنده نتونست، میدونی؟:D

اسمعیل

دستمال بازی جالبی خواندم. ممنون.

رضوی

http://maktabeiran1.blogfa.com/post-60.aspx تقدیم به آقای جوانفکر جناب آقای جوانفکر، مشاور محترم رئیس جمهور عدالتخواه! یادداشت شما در آن موقع نشانگر شجاعت، بصیرت و آینده نگری شما بود شجاعت از این جهت که فشارهای رسانه ای منافقین نفوذ کرده در خط مقدم جبهه اسلام نتوانست شما را ساکت کند. بصیرت از این جهت که به مسموعات خود تکیه نکردید و از منافقین و تحمیلگران برای دروغشان سند خواستید، و به قول مولایمان امام خامنه ای به موقع و در لحظه عمل کردید و نگذاشتید ماجرای معاون اولی آقای مشایی توسط آنها که مدعی اند نگفته های رهبری را می دانند، تکرار شود. آینده نگری از این جهت که امروز را می دیدید: در سالروز شهادت شهید علی محمدی، ساعت 8 صبح در نزدیکی یک نهاد امنیتی آن هم چند روز پس از سخنان ولی امر مسلمین مبنی بر این که ما در موقعیت بدر و خیبر هستیم، یکی از نیروهای خدوم این ملت ترور می شود، آن هم به روش قبلی ها آیا این خود سندی بر عدم صلاحیت شخص آقای «م» وزیر محترم «ا» نیست؟ آیا ایشان نباید به خاطر این افتضاح استعفا بدهد؟ البته ایشان اخیرا افتضاحات امنیتی رخ داده را بر گردن

اسماعيل نوري

با سلام از مطالب زيبا و ارزشمند شما بهره مند شدم متشكر از اينكه در پاسداري از دستاورد هاي انقلاب وزحمات حضرت امام و شهدا احساس مسئوليت مي نماييد موفق باشيد راستي به مين و شهادت نيز سري بزنيد آخه شهدا و ايثار گران ميادين مين گمنامند و مردان دلاوري كه هنوز باب شهادت بر روي آنها باز است و چه خوش سعادتند يا علي مدد . بخشی از سخنان شهید اوینی ما یافتیم آن چه را که دیگران نیافتند. ما همه ی افق های معنوی انسانیت را در شهدا تجربه کردیم. ما ایثار را دیدیم که چگونه تمثل میابد. عشق را هم، امید را هم، ذوق را هم، شجاعت را هم، کرامت را هم،عزت را هم، شوق را هم، و همه ی آنچه را که دیگران جز در مقام لفظ نشنیدند ما به چشم دیدیم. ما دیدیم که چگونه کرامات انسانی در عرصه ی مبارزه به فعلیت می رسد. ما معنای جهاد اصغر و اکبر را درک کردیم. آنچه را که عرفای سوخته حتی بر سر دار نیافتند، ما در شبهای عملیات آزمودیم. ما فرشتگان را دیدیم که چه سان اوج و نزول دارند. ما عرش را دیدیم. ما زمزمه ی جویبارهای بهشت را شنیدیم. ما در رکاب امام حسین جنگیدیم. ما بی وفایی کوفیان را جبران کردیم. و پادگان دو کوهه بر این همه شهادت خواهد داد