برزیلته...آبادان!

آبادان-عبادان قدیم- آخر ایران است، یک جورایی مرز بین عرب و عجم، از قرن ها قبل تا حالا "مرز" بوده است، طوری که منوچهری دامغانی شاعر عهده "غرنوی" سروده است:

بر فراز همت او نیست جای      نیست آنسوتر ز عبادان دهی

آبادان شهری است کوچک اما پر از تنوع، اولین شهر فرنگی ماب شده ایران، پذیرای مهاجر از هر طایفه و قوم و مذهب و قبیله و نژادی، عجیب تر آنکه از آمیزش این اقوام، "لهجه آبادانی" متولد شده است که تلفیقی از لری، فارسی، بوشهری، عربی و ...است و آبادانی در سایه و حاشیه اهواز، حتی خرمشهر و حتی بصره نفس می کشد.

از پالایشگاه تاریخی آبادان و بوی تند گاز و فلافل های اسیدی(!) و رسوب فرهنگ انگلیسی در معماری و حتی زبان و لهجه آبادانی و "ته لنجی" های معروف که بگذریم، آبادان ناگفته های دیگری هم دارد، تیم فوتبال صنعت نفت آبادان، برای آبادانی ها چیزی بیش از یک تیم فوتبال است، شاید تنها مثالش تراکتور سازی تبریز باشد برای تبریزی ها.

/ 22 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شاهین

سلام. البته به نظرم تاثیر لهجه اصفهانیها و بوشهریها بیشتر بوده تا لهجه های عربی و لری بختیاری. دوم اینکه آبادان با خرمشهر هم مرزه. اصلا انگار در هم ادغام شده حتی میشه گفت که فاصله ی بینشون به اندازه ی یه تابلو بیشتر نیست. اما نمیشه گفت که آبادان در سایه خرمشهر یا از اون بدتر در حاشیه خرمشهر قرار گرفته. و نفهمیدم روی چه حسابی گفتین که آبادان در سایه و حاشیه ی بصره هست؟!

*

آقا عبدالله! بروز نمی کنی؟ کجا رفتی؟!

حمید

شـــب از چشمـــان سبـــز بـــــاغ پـر زد سحـــر عطــــر اذان پـــاشيد هــــر سـو بـــه روي جـــانمــــازي از گــــل ســــرخ نمـــــاز صبـــــح مــــي‌خــــوانــد پـرستو نشستــه قطــــــره‌هــــاي روشــــن آب بــــــه روي گـــــونـــه‌هـايش مثل شبنم دو چشمش آسمــاني خيس و ابريست كـــه مي‌بــــارد از آن بـــــاران نــــم‌نـــم گــــــل قـــــــرآن ميـــــان دستهـــــايش گلـــــي بـــــا برگهــــاي سبـــــز و زيبــا پـــــرستو زيـــــر لــب مــي‌خـوانـــد آرام دوبـــــــاره ســوره‌هــــاي كوچكــــش را دوست خوبم سلام.وب خوب و پرمحتوایی دارید.از این بابت به شما تبریک میگویم و امیدوارم همیشه موفق باشید.از وبلاگ قرانی بنده حقیر با نام ستوده دیدن کنید و نظر خودتون را به یادگار برای من بگذارید.اگه تمایل داشتید با هم تبادل لینک داشته باشیم.منتظر حضور گرم شما هستم.پیروز باشید

چین کارگران خود را از سوریه خارج کرد! آفرین به اراده آزادیخواهان سوریه.

این است شعری که نوجوانان باباعمر دسته جمعی میخوانند قرب یومک یا بشار

شرف الدین

آقا زنده ای؟! پس چرا دیگه آپ نمیکنی؟

شهدا ی گمنام

باعرض سلام وخسته نباشی مطالب مفیدوجالبی نوشته ایدبه خصوص بره تودلی به امیدبازدیدشمایاعلی سیدعلی

شما آدم بسیار احمقی هستی که راجع به آبادان اینجوری حرف میزنی! این شهر زمانی قبله آمال پدر شما و پدران امروزه بود! از حماسه هایی که در این شهر اتفاق افتاده خبر نداری،اگر آبادان به این روز افتاده به خاطر شما و امثال شماست که لیاقت قلم دست گرفتن رو هم ندارید!!! مادر شما و همه همقطارانت نجابتشان را مدیون آبادان و مردم آبادان هستند!!! متاسفم برای ایران که تو ایرانی هستی!!!

محمد

عزیزم آباادان در حاشیه هیچ شهری نیست یه ابر از نزدیک ببین بهد بنویس